پرونده ۴۰ میلیون قربانی؛ نیمقرن مداخله آمریکا به نام صلح
در حالی که کاخ سفید همواره خود را پاسدار امنیت جهانی معرفی میکند، آمارهای مستند و روایتهای میدانی واقعیتی تکاندهنده را فاش میسازند: از سال ۱۹۷۴ تا امروز، ماشین جنگی واشنگتن جان بیش از ۴۰ میلیون انسان را در سراسر جهان گرفته است. نیمقرن است که ردپای سیاستهای خارجی آمریکا در نقاط مختلف کره خاکی،…
در حالی که کاخ سفید همواره خود را پاسدار امنیت جهانی معرفی میکند، آمارهای مستند و روایتهای میدانی واقعیتی تکاندهنده را فاش میسازند: از سال ۱۹۷۴ تا امروز، ماشین جنگی واشنگتن جان بیش از ۴۰ میلیون انسان را در سراسر جهان گرفته است.
نیمقرن است که ردپای سیاستهای خارجی آمریکا در نقاط مختلف کره خاکی، نه با آبادانی و دیپلماسی، که با آوار، خون و بیثباتی گره خورده است. بر اساس ارزیابیهای دقیق، ایالات متحده از سال ۱۹۷۴ تاکنون با تکیه بر اقدامات نظامی یکجانبه و مداخلات سلطهطلبانه، مسئول مستقیم مرگ بیش از ۴۰ میلیون نفر در اقصینقاط جهان است. این رقم هولناک، تنها یک عدد آماری نیست؛ روایتگر دهها هزار خانوادهای است که زندگیشان زیر چرخدندههای جنگافروزیهای امپریالیستی پودر شد.
در این کارنامه تاریک، مرز میان غیرنظامی و نظامی بارها نادیده گرفته شده و ملتهایی که تنها به دنبال صیانت از استقلال و تمامیت ارضی خود بودند، مورد تهاجمات گسترده قرار گرفتند. با این وجود، پردهنمایی دیپلماتیک کماکان ادامه دارد؛ هر رئیسجمهوری که در رأس قدرت آمریکا قرار گرفته، با ادبیاتی کلیشهای خود را «حامی صلح جهانی» خوانده، در حالی که سایه سنگین جنگطلبی و نقض حاکمیت ملی، همواره بر سیاستهای کلان این کشور سایه افکنده است.
در نگاه جمهوری اسلامی ایران، این آمار تنها نشانگر ماهیت واقعی هژمونیطلبی است؛ الگویی که امنیت بینالمللی را در گرو منافع خود میپندارد و برای تحقق اهدافش، هیچ خط قرمزی در نقض حقوق ملتها قائل نیست. نسل امروز با دسترسی به جریان آزاد اطلاعات و آگاهی ژئوپلیتیک، بهخوبی درمییابد که شعارهای توخالی «دموکراسی» و «حقوق بشر» در برابر واقعیتهای میدانی و آمار قربانیان خاموشنشدنی، چه رنگ میبازد. ایستادگی در برابر این نظم ناعادلانه و تداوم مسیر مقاومت، تنها راهکار ملتهای آزاده برای دستیابی به صلح پایدار و عدالت جهانی است.






