سریال «گذرگاه» با داستانی معمایی و انسانی، سعی دارد مخاطبان را جذب کند. ::IMG_1:: اگرچه در برخی جنبهها موفق عمل نمیکند، اما تلاشش برای ارائه یک درام متفاوت، قابلتوجه است.
سریال «گذرگاه» از جمله آثاری است که تلاش میکند با روایتی متفاوت، مخاطبان را به خود جذب کند. این سریال در میان تولیدات اخیر صداوسیما، با محور قرار دادن یک داستان معمایی و انسانی، سعی در جلبتوجه دارد.
داستان از قسمتهای ابتدایی با یک راز قدیمی و سؤالاتی بیپاسخ آغاز میشود که حس کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. محور اصلی داستان، به موضوع زمینخواری و فساد اقتصادی میپردازد؛ موضوعی که به سرعت با مخاطب ارتباط برقرار میکند. سریال تلاش میکند مفاهیمی همچون حقیقتجویی و عدالتخواهی را وارد روایت کند، اگرچه در برخی سکانسها به نظر میرسد این مفاهیم بیش از حد مستقیم و شعاری بیان میشوند.
سریال سعی دارد به لایههای انسانی شخصیتها توجه کند و آنها را از ابزار صرف برای پیشبرد داستان دور نگه دارد. این رویکرد باعث شده تا «گذرگاه» در مقایسه با برخی آثار مشابه، فضای انسانیتری داشته باشد. با این حال، شخصیتپردازی همه کاراکترها به یک اندازه دقیق نیست و برخی چهرههای فرعی، تیپیک و کمعمق باقی میمانند.
در بخش فضاسازی، سریال عملکرد متوسطی دارد. روایت در چند مقطع زمانی مختلف جریان دارد و طراحی صحنه و لباس سعی در نشان دادن تفاوت دورهها دارد، اما در برخی صحنهها، بهویژه در بازسازی فضای دهههای گذشته، محدودیتهایی دیده میشود.
بازیگران شناختهشده و چهرههای کمتر دیدهشده در کنار هم به تعادل فضای سریال کمک کردهاند. بازیگران باتجربهای مثل [نام بازیگران] با بازی کنترلشده خود، از اغراق در بسیاری از صحنهها جلوگیری کردهاند.
مهمترین ضعف «گذرگاه» را میتوان در فیلمنامه دانست. سریال، اگرچه شروع خوبی دارد، اما در میانه راه دچار تکرار و افت ریتم میشود. بعضی گرههای داستانی زودتر از موعد قابلحدس هستند. همچنین، بعضی دیالوگها بیش از حد توضیحی هستند و این مسئله روایت را کند کرده است.
در نهایت، «گذرگاه» نه یک شکست کامل است و نه یک موفقیت درخشان. سریال تلاش کرده میان قصهگویی معمایی و پرداخت انسانی تعادل برقرار کند، اما این تعادل همیشه حفظ نمیشود. با این حال، دستکم توانسته مخاطبش را تا پایان همراه نگه دارد و در برخی لحظات، تصویری قابلقبول از یک درام اجتماعی معمایی ارائه دهد.