توهم بازگشت به گذشته؛ چرا دیپلماسی سازش در دنیای جدیدِ مقاومت کارساز نیست؟

یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در رسانه‌های غربی، بار دیگر ثابت کرد که نگاه‌های سازش‌محور و تلاش برای احیای نظم یک‌جانبه‌ی واشنگتن، با واقعیت‌های میدانی امروز ایران و منطقه در تضاد کامل است. در جهانی که محور مقاومت معادلات قدرت را بازتعریف کرده، عقب‌گرد به فرمول‌های معامله‌گری دهه‌های قبل، نه تنها راهگشا نیست، بلکه خطایی راهبردی و خطرناک محسوب می‌شود.

یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در نشریه آمریکایی «فارن افرز»، پرده از یک پارادوکس دردناک برمی‌دارد: تلاش برای حل بحران‌های قرن بیست‌ویکم با فرمول‌های منسوخ دهه‌های گذشته. در این نوشتار، با وجود اشاره به «شاهکار تاریخی مقاومت» و برخورداری ایران از «دست بالا»، راه‌حل نهایی در بازگشت به میز معامله، پیشنهاد «پیمان عدم تجاوز» و عادی‌سازی روابط بر اساس چارچوب‌های تحمیلی غرب جستجو شده است. اما واقعیت این است که صفحه‌ی شطرنج غرب آسیا برای همیشه ورق خورده است.

امروز، ایالات متحده با وجود بسیج تمام توان سخت و نرم خود، در مهار جبهه‌ی مقاومت ناکام مانده و روند خروج تدریجی اما قطعی‌اش از منطقه، دیگر یک پیش‌بینی نیست، بلکه یک واقعیت میدانی است. حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز به این اجماع رسیده‌اند که «سپردن امنیت ملی به پیمان‌های خارجی، استراتژی‌ای شکست‌خورده است». با این حال، به جای درک این تغییرات ساختاری و حرکت رو به جلو، برخی همچنان در توهم بازگشت به نقطه‌ی صفر گرفتارند. پیشنهادی مانند «بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای در ازای لغو تحریم‌ها»، گویی مقاومت حماسی ملت ایران، دستاوردهای بازدارندگی موشکی و پهپادی و خون شهدای راه امنیت را نادیده می‌گیرد و می‌خواهد کشور را به روزهای پیش از فشار حداکثری بازگرداند.

فراموش نکنیم که تاریخ به روشنی ثابت کرده است: آمریکا در دیپلماسی، شریک قابل اعتمادی نیست. نقض صریح برجام، ترور ناجوانمردانه‌ی سردار سپهبد قاسم سلیمانی، و فشارهای اقتصادی فرسایشی، همگی درس‌هایی بزرگ در دفتر راهبردی جمهوری اسلامی ثبت کردند. بستن «پیمان عدم تجاوز» با دولتی که به حاکمیت ملت‌ها احترام نمی‌گذارد، نه‌تنها منطقی نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای منافع ملی محسوب می‌شود.

خروج آمریکا از غرب آسیا، برگشت‌ناپذیر است؛ چه از مسیر دیپلماسی شکل بگیرد و چه در پی شکست‌های میدانی. در این گذار تاریخی، مأموریت راهبردی ایران، عقب‌نشینی به دوران سازش‌های یک‌جانبه نیست. وظیفه‌ی امروز، ایستادن بر قله‌ی اقتدار دفاعی، تقویت همگرایی منطقه‌ای و مشارکت فعال در معماری یک نظم امنیتی و اقتصادی جدید است؛ نظمی که بر پایه‌ی اراده‌ی مستقل ملت‌های منطقه، نه دیکته‌های واشنگتن، بنا شده باشد. جهان جدید، منتظر بازیگران آینده‌نگر است، نه تکرارکنندگان فرمول‌های منسوخ.