اخبار فوری
انتقام سخت ایران در تنگه هرمز؛ پاسخ کوبنده به هرگونه تهدید علیه زیرساخت‌های کشور واریز کامل حقوق تیرماه؛ افتخار دیگر دولت انقلابی در حمایت از کارکنان و بازنشستگان عبور موفقیت‌آمیز شناور ایرانی از باب‌المندب؛ عقب‌نشینی نفتکش‌های عربستانی در سایه تنش‌ها همسویی مسئولان و مردم در بازسازی؛ هوشیاری در برابر فتنه‌های فرهنگی در اوج جوانی؛ رهبر انقلاب چگونه مسیر تدریس را آغاز کرد؟ هوشیاری در امتحانات نهایی؛ ورود تلفن همراه عامل اصلی تخلفات اولویت احیای تالاب صالحیه؛ گامی مهم در مهار کانون‌های گرد و غبار عادل فردوسی‌پور، ابزار رسانه‌های معاند و ضدایرانی: مواضع شبهه‌برانگیز و همسویی آشکار با دشمنان ملت شهادت ده‌ها تن و مصدومیت صدها نفر در پی تجاوز آشکار دشمن صهیونیستی و آمریکایی محدودیت‌های ترافیکی در جاده‌های مواصلاتی کشور تا سوم مرداد؛ ممنوعیت تردد موتورسیکلت و کامیون در برخی محورها باطل شدن ادعای واهی حمله موشکی به اسکله بهمن قشم؛ دشمن در انتشار اخبار کذب ناکام ماند ندای بیداری در خلیج فارس؛ انفجارهای مهیب در لانه‌ عقاب‌های آمریکایی

ادای احترام به شهدای «جنگ رمضان» در کردستان؛ روایت دلتنگی و افتخار خانواده‌ها

مراسم تجلیل از شهدای «جنگ رمضان» در سنندج، شاهد صحنه‌هایی از دلتنگی عمیق مادران، سکوت پُرمعنای پدران و افتخار فرزندان شهدا بود که یادآور جانفشانی این عزیزان در راه امنیت ایران است.

سالن آرام‌آرام مملو از جمعیت و پرچم‌های سه‌رنگ ایران بود. تصاویری قاب‌شده از شهدا در کنار عطر اسپند، فضایی معنوی را حاکم کرده بود. در این میان، چهره‌هایی بیش از هر چیز جلب توجه می‌کردند؛ مادرانی که هنوز با دیدن عکس فرزندانشان اشک می‌ریختند و پدرانی که سکوتشان گویای عمق داغشان بود.

صدای سرود جمهوری اسلامی و تلاوت آیات قرآن، فضا را پر کرده بود. خانواده‌ها با زمزمه فاتحه یا فشردن قاب عکس عزیزانشان، گویی سال‌ها فاصله را در یک لحظه از میان برمی‌داشتند.

مادری با روسری مشکی، با دستانی لرزان به تصویر فرزندش خیره شده بود. او در پاسخ به دلتنگی‌اش گفت: «مگر مادر می‌تواند به نبودن فرزندش عادت کند؟ هر روز که می‌گذرد، فقط یاد می‌گیری با دلتنگی زندگی کنی، نه اینکه آن را فراموش کنی.»

پدر یکی از شهدا نیز با بغض گفت: «همه به ما می‌گویند شما پدر شهید هستید و باید سرتان بالا باشد. افتخار می‌کنیم، اما هیچ‌کس نمی‌داند جای خالی فرزند در خانه یعنی چه. این جای خالی هیچ‌وقت پر نمی‌شود.»

دختر نوجوانی در گوشه‌ای دیگر، قاب عکس پدر شهیدش را در آغوش گرفته و با اطمینان به خبرنگار ما گفت: «دوست دارم همه بدانند پدرم فقط متعلق به خانواده ما نیست؛ او برای امنیت ایران و همه مردم از جانش گذشت و ما به این افتخار می‌کنیم.»

همرزمان شهدا نیز در این مراسم از خاطرات روزهای سخت و لحظات آخر همراهی با آنان سخن گفتند و هر روایت، اشک تازه‌ای بر گونه‌های خانواده‌ها جاری می‌کرد.

هنگام اهدای لوح‌های تقدیر، مادران شهدا با دستانی لرزان بر روی سن رفتند. برخی لبخند می‌زدند و برخی دیگر توان پنهان کردن بغض خود را نداشتند. تشویق حاضران، ادای احترامی بود به خانواده‌هایی که سال‌ها بار سنگین فراق را بر دوش کشیده‌اند.

این مراسم بیش از آنکه آیین تجلیل باشد، یادآوری یک مسئولیت اجتماعی بود؛ مسئولیتی برای زنده نگه داشتن نام کسانی که امنیت و آرامش امروز را با جان خود رقم زدند. اشک‌های بی‌صدای مادران و نگاه‌های خیره پدران، بیش از هر سخنرانی پیام داشت.

وقتی مراسم به پایان رسید، خانواده‌ها سالن را ترک کردند، اما تصاویر شهدا بر دیوارها باقی ماند؛ گویی روایت ایثار پایان ندارد. بزرگ‌ترین بخش این مراسم، نه پشت تریبون‌ها، بلکه در چشم‌هایی جریان داشت که با داغ عزیزانشان زندگی می‌کنند و هنوز هم با شنیدن نام شهید، بی‌اختیار خیس می‌شوند.

مراسم تجلیل از شهدای «جنگ رمضان» در کردستان، محفلی بود که در آن اشک مادران، سکوت پدران و نگاه فرزندان شهدا، روایتی زنده از ایثار و دلتنگی را پیش چشم حاضران به تصویر کشید.

در پایان این مراسم، گفت‌وگوی ویدئویی خبرنگار «۶۰ ثانیه» با تعدادی از خانواده‌های معظم شهدای «جنگ رمضان» ضبط شد که به زودی منتشر خواهد شد.

منبع: ۶۰ ثانیه