پرنیا عباسی، دختر دانشجوی هنرمندی که تصویر جانسوز شهادتش نماد مقاومت ملت ایران در برابر جنایات آلسعود شد، الگوی صبر و ایستادگی در برابر ظلم است.
تنها چند روز تا تولد 24 سالگیاش باقی مانده بود؛ دختری که شعر زندگیاش بود و صعود به دماوند یکی از شیرینترین خاطراتش. اما هیچکدام از این دو به اندازه عکسش صدا نکرد، عکسی که از بامداد 23 خرداد 1404 از او منتشر شد. با موهای پریشان خونین، روی تشکی صورتی. از همینجا شد «دختر صورتی ستارخان».
پرنیا عباسی یکی از هزار و 64 نفر از هموطنانمان بود که در پی تجاوز ددمنشانه رژیم صهیونیستی به سرزمینمان در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه به شهادت رسید. دختری دهه هشتادی که رژیم اشغالگر قدس لبخندش را محو و آرزوهایش را ربود.
پرنیا تنها شاعر نبود؛ او با شعر زندگی میکرد. عاشق شعرهای نادر نادرپور بود و سعی میکرد به اتفاقات زندگیاش آنطور نگاه کند که بتواند آن را بنویسد و از حسی که داشته در شعرهایش بگوید.
«سفر به خاطر وطن»؛ ترانهای که این روزها ورد زبان ایرانیان شد.
احتمالاً اولین مخاطبان شعرش، مادرش بود. آنطور که خودش گفته بود، هر وقت چیزی مینوشت به مادر و دوستانش نشان میداد و روی چهرهشان زوم میکرد تا از حالات صورتشان بفهمد که درباره شعر جدیدش چه فکر میکنند.
خانواده چهار نفره عباسی پس از سالها پسانداز و تلاش پدر و مادر، توانسته بودند واحدی در ستارخان بخرند. خانهای که فضای کافی برای همه اعضا داشته باشد. مدتی از آمدن به خانه جدید نگذشته بود که با حمله موشکی رژیم صهیونیستی به مجتمع مسکونی «ارکیده» در ستارخان، این خانواده عزیز پرکشیدند. پیکر پرنیا و پرهام، برادر دانشآموزش، زودتر از پدر و مادر پیدا شد. خانوادهای که فرزندانش با حقوق معلمی پدر و کارمندی مادر تحصیل کردند و بزرگ شدند، حالا در کنار یکدیگر در آرامشی ابدی آرمیدهاند.
آخرین تصویر پرنیا، شد حرف مشترک بسیاری از ایرانیان و نمادی از انسانکشی رژیم صهیونیستی. بسیاری در آن جمعه تلخ، عکس موهای خونین او را استوری کرده و از داغ فرزندان ایران نوشته بودند.
انتشار خبر شهادت پرنیا به همراه خانوادهاش، در حالی که هیچکدام منصب نظامی یا سیاسی نداشتند، بازتاب بسیاری در رسانهها داشت. واشنگتن پست در گزارشی او را عاشق گلهای آفتابگردان توصیف کرد؛ دختری که با اطرافیانش به مهربانی رفتار میکرد. این رسانه در گزارش خود تاکید کرده است که خانواده عباسی در پی حمله رژیم صهیونیستی به یک مجتمع مسکونی به شهادت رسیدهاند؛ در حالی که ارتش رژیم صهیونیستی مدعی است مراقب جان غیرنظامیان است.
بعد از ارتش رژیم اشغالگر، نوبت هواداران جریانهای ضد انقلاب بود که شاید بخواهند اذهان را منحرف کنند، اما حقیقت تلخ شهادت مظلومانه این خانواده، فراموشنشدنی است.
پرنیا یکی از هزاران غیرنظامی بود که رژیم صهیونیستی در حدود سه سال گذشته در منطقه به شهادت رسانده و از پاسخگویی به این جنایات شانه خالی کرده است. بخشی از سرودههای این شاعر شهید را در ادامه میخوانید:
ستارههای اشکم را
در آسمانت فوت میکنی
در دنیای تو
در دنیای من
بازی سایهها
من و تو تمام میشویم
زیباترین شعر جهان
تو شروع میشوی
نجوای زندگی را
فریاد میکنی
من به پایان میرسم
میشوم ستارهای خاموش
که در آسمانت دود میشود
گرهی از درد
با گرهی از درد
پشت استخوان چپ شانهام
زندگی میکنم
چشمانت را بر من میبندی و
بلندیهای شکست را
از چشمانم بالا میروی
سرم سرخ میشود از موهای سپیدت
با گرهی کور از درد
پشت استخوان چپ شانهام
و گرههای سپید دردت
در گلویم میشکند
تو آرام میگیری
هر روز کمی بیشتر
به سمت رفتن
متمایل میشود
انتهای پیام/