اخبار فوری
ضربه کوبنده ایران به پایگاه نظامی آمریکا در کویت؛ آژیرهای خطر به صدا درآمدند قرارگاه خاتم‌الانبیاء: حمله به مراکز هسته‌ای، توسعه جنگ است/ منافع آمریکا و حامیانش در تیررس ایران آغاز فاز اجرایی جدید پروژه چهارخطه کبودراهنگ–قیدار؛ گامی در جهت توسعه زیرساخت‌های غرب کشور پرورش شتر در فارس؛ راهکاری راهبردی برای تنوع‌بخشی به دامپروری و مقابله با تنش آبی آمادگی قاطع سپاه؛ پاسخ کوبنده به شرارت دشمن در خلیج فارس شکوفه‌های عشق در مسیر اربعین؛ کودکان همدانی با دستان کوچک، قلب‌های بزرگ را راهی کربلا می‌کنند قم؛ آماده‌باش برای میزبانی از میلیو‌ن‌ها زائر در سایه تدابیر پدافند غیرعامل توانمندسازی؛ رویکرد نوین بهزیستی برای بازگشت عزت‌مندانه کودکان کار به جامعه طلیعه ارتباطی اربعین؛ اینترنت رایگان در مسیر نور و هدایت شهداد همچنان رکورددار گرم‌ترین صبح کشور؛ هشدار کاهش کیفیت هوا در استان کرمان ملت ایران؛ پیشتاز مسیر نورانی مکتب حسینی با بصیرت علمای وحدت‌آفرین باشماق، آماده برای میزبانی باشکوه از زائران اربعین؛ شفاف‌سازی هزینه‌های پارکینگ

افشای پشت پرده ناکارآمدی ۲۵ ساله در مقابله با ریزگردهای سیستان؛ از “فواید” نامیمون تا “تاب‌آوری” استعماری

در حالی دبیر ستاد ملی مقابله با ریزگردها بر نظریه “افزایش تاب‌آوری مردم” تاکید کرده، منتقدین این رویکرد را فرار از مسئولیت و نادیده گرفتن رنج مردم سیستان می‌دانند.

عباس نورزائی، کارشناس ارشد آب و خاک و فعال سیاسی و اجتماعی، شب گذشته در برنامه‌ی میزگرد شبکه هامون، سخنانی را بر زبان آورد که ریشه نامهربانی‌ها و ترک‌فعل‌های متولیان مقابله با ریزگردها را برملا ساخت. وی در اظهارنظری عجیب، پدیده برخاست ریزگردها را برای لایروبی کف هامون‌ها مفید دانست و بر نظریه استعماری «افزایش تاب‌آوری مردم» تاکید کرد.

سخن گفتن از «فواید ریزگردها» برای مردمی که بیش از ربع قرن است زیر هجوم مداوم طوفان‌های شن، بیماری‌های تنفسی، مهاجرت اجباری، بی‌کاری و نابودی معیشت زندگی می‌کنند، نه یک تحلیل علمی، بلکه نوعی بی‌اعتنایی به رنج انسان‌هاست.

از منظر منطقی، میان «پدیده طبیعی» و «بحران انسانی» تفاوت وجود دارد. آتش نیز در طبیعت فوایدی دارد، اما وقتی خانه‌ای در آتش می‌سوزد، وظیفه آتش‌نشان، تمجید از فواید آتش نیست؛ وظیفه او خاموش کردن حریق است. ریزگرد نیز ممکن است در یک چرخه طبیعی نقشی داشته باشد، اما هنگامی که به تهدیدی برای حیات انسان، اقتصاد و محیط زیست تبدیل شده، سخن گفتن از فواید آن، فرار از اصل مسئله است.

از منظری دیگر، وجود نهادهای حکومتی برای کاهش رنج مردم است، نه توصیه به تحمل رنج. اگر قرار باشد راهبرد اصلی مسئولان «افزایش تاب‌آوری مردم» باشد، پس فلسفه وجودی ستادها، بودجه‌ها، قوانین و ساختارهای مقابله با بحران چیست؟ مردم مالیات و هزینه اداره کشور را نمی‌پردازند که در نهایت بشنوند: «تحمل کنید.»

پرسش مردم سیستان روشن است: اگر ریزگردها این‌قدر مفیدند، چرا برای استان‌های دیگر طرح‌های فوری، بودجه‌های کلان و اقدامات اضطراری تعریف می‌شود، اما برای سیستان نسخه «تحمل کردن» پیچیده می‌شود؟ چرا در توزیع اعتبارات ملی، تناسبی میان شدت بحران و سهم بودجه وجود ندارد؟ چرا استانی که سال‌ها در خط مقدم گردوغبار کشور قرار دارد، باید کمترین بهره را از منابع مقابله با آن ببرد؟

شما از تاب‌آوری مردم سخن می‌گویید؛ اما مردم سیستان بیش از ۲۵ سال است که تاب آورده‌اند. آن‌چه کمبودش احساس می‌شود، تاب‌آوری مردم نیست؛ مسئولیت‌پذیری مدیرانی است که هنوز پس از ده‌ها سال نتوانسته‌اند پاسخ روشنی برای احیای هامون، مهار کانون‌های گردوغبار و جبران خسارت‌های وارده ارائه کنند.

مردم سیستان دیگر از شنیدن توجیه خسته شده‌اند. آنان به جای نظریه‌پردازی درباره فواید ریزگردها، منتظر گزارش عملکرد، پاسخ‌گویی درباره ترک‌فعل‌ها و ارائه راه‌کارهای عملی برای پایان دادن به این فاجعه انسانی هستند.

چه خوب است در این روزهای جهاد و ایستادگی یک بار دیگر گل‌واژه‌های سخن معمار انقلاب اسلامی را یادآور شویم. آن‌جا که می‌فرمایند: «آن‌هایی که در خانه‌های‏‎ ‎‏مجلل، راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه‌ی رنج‌ها و مصیبت‌های جان‌فرسای ستون‏‎ ‎‏محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی‏‎ ‎‏بر آتش نگرفته‌اند، نباید به مسئولیت‌های کلیدی تکیه کنند.»

منبع: خبرگزاری تسنیم