همزمان با ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، جمعی از شاعران اهل بیت (ع) با انتشار تازهترین سرودههای خود، ارادت و دلدادگی خود را به ساحت مقدس ائمه اطهار (ع) به نمایش گذاشتند.
به گزارش خبرگزاری «۶۰ ثانیه»، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) و برافراشته شدن بیرق عزا، جمعی از شاعران متعهد و ولایی کشور، ارادت قلبی خود را به خاندان عصمت و طهارت (ع) با سرودن اشعار تازهای ابراز کردند. این سرودهها که پژواکی از عشق و دلدادگی به آستان مقدس اهل بیت (ع) است، در این ایام غمبار، تسلیبخش دلهای عزاداران و یادآور حماسه کربلای حسینی است.
در ادامه، گزیدهای از این اشعار منتشر میشود:
**سعید سلیمانپور**
آمدی امشب سراغی از منِ تنها بگیری
مرحبا ای غم، بیا تا در دل من جا بگیری
آمدی تا تکیهها را تکبهتک حیران بگردی
عاقبت در کلبهی احزانِ من مأوا بگیری
آمدی تا دست در دستم نهی و همرهِ من
تا سحر با چشمِ گریان ذکر «یامولا» بگیری
آمدی تا با دل تفتیده و لبهای عطشان
یاد صحرایی کنی؛ از چشم من دریا بگیری
آمدی تا همچو آهِ سوزناکِ شعر «نیّر»
یک شرر سر برکنی، در خرمن دنیا بگیری
ناگهان در لوح جانم طرحی از غربت نگارید
داغ اگر کم داشتی، از «عصر عاشورا» بگیری
«یا علی» گفتی که برخیزی، نرو ای غم خدا را
«یا حسین» گو مگر در سینهی من پا بگیری
با غم فرزند زهرا (س) دادهای صیقل دلم را
اجر خود را روز حشر از حضرت زهرا (س) بگیری
نوحه سر کن ای غم، امشب ماتم اهل حرم را
یاد اصغر کن، بسوزان بند-بندِ «محتشم» را…
**فاطمه ناظری**
آسمان تکیه زده بر شانه تو یا حسین (ع)
تاب آورده به نامت حضرت دریا حسین (ع)
کربلا لبریز از عطر خوش پیراهنت
ای عزیز کائنات! ای یوسف زهرا (س)! حسین (ع)
نوح چشمت منشأ النور تمام کائنات
دست تو حبل المتین محکم دلها حسین (ع)
ترس از ترسش برید و صبر هم صبرش سر آمد
برق شمشیر تو پیچده است در دنیا حسین (ع)
از همان دم که تنت بر دست «گود» افتاده است
میرسد از عرش بانگ آه و واویلا حسین (ع)
آسمان خالی شد از انفاس ناب قدسیان
عرش شد بی تاب از بی تابی لیلا حسین (ع)
دست عباس علمدار و نگاه تشنگان
دستگیر دستهای خسته و تنها حسین (ع)
میرود از خیمه هرکس سوی میدان بلا
تیغ در دستان و بر لب ذکر یا مولا حسین (ع)
سوره غمگین قرآن آیه «هَلْ مِن مَّحِیصٍ» سلام
آه ای پیغمبر محزون عاشورا، حسین (ع)
خون به جای خون ولی خون خدا رنگینتر است
حضرت حجت بگیرد انتقامت را حسین (ع)
**عباس کیقبادی**
تشنهام ساقی لبتشنه بیاور جام
سرخوش آن کس که به صهبای تو در رقص آمد
موج در موج، فرات از هیجان کف میزد
تا که در علقمه سقای تو در رقص آمد
خرّم آن سر که به راه تو شود خاک، حسین
ای خوش آن دست که در پای تو در رقص آمد
قلم از پای فتاده است و به سر میگردد
ساقی تشنهلب از علقمه برمیگردد
ساقی تشنهلب از علقمه سرمست آمد
آنچنان دست بیفشاند که بیدست آمد
میگرید اگر ابر بهاری ناگه
شالِ از شب اگر به سر دارد ماهها
این خونجگریها که به دل دارد آه
کار غم توست یا اباعبدالله
بادا که به سوی بیکران برخیزد
این من، من مانده در گمان برخیزد
در باد کسی هنوز میخواندمان
ای کاش کسی از این میان برخیزد
*هی خیره به خورشید سر نی تا کی؟
این شبهه و تردید پیاپی تا کی؟
بردار دل از جهان بیفرجامان
ای نفس! اسیر گندم ری تا کی؟