بازبینی نگاه به عاشورا از مرثیهای صرف به نظریهای تمدنی، راهگشای فهم مبنای قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است.
عاشورا را نباید صرفاً در چارچوب یک مرثیه نگریست، بلکه باید آن را در ترازوی یک «نظریهی تمدنی» سنجید. آنچه در دهم محرم سال 61 هجری در دشت کربلا رخ داد، صرفاً یک مانور نظامی نبود، بلکه «مانور معنا» تلقی میشود. این معنائات، مرزهای زمان را درنوردیدهاند و امروز در مختصات جغرافیای سیاسی غرب آسیا، به عنوان مبنای نظری قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران خود را بازتولید میکنند.
در این نوشتار، از منظر عاشورا به معماری بازدارندگی ایران میپردازیم؛ معماریی که در آن موشک و ایمان، در یک نقطه به هم میرسند: نقطهی «هزینهسازی برای دشمن».
**بازدارندگی به سبک کربلا؛ اقلیت عددی، اکثریت راهبردی**
در دانش روابط بینالملل، بازدارندگی به معنای ایجاد ترس از هزینههاست. اما در مکتب عاشورا، بازدارندگی به مراتب فراتر میرود و به معنای «ناممکن کردن پیروزی دشمن» حتی پیش از آغاز نبرد است. امام حسین (ع) با 72 یار در برابر سپاهی صدها هزار نفری، نه با محاسبهی نسبت نیرو، بلکه با محاسبهی «نسبت حقیقت» وارد میدان شدند. نتیجه؟ دشمن در کربلا «پیروز» شد، اما «هزینهای» پرداخت که تا ابد او را بازداشت؛ هزینهای به نام «افشای ماهیت»، «سقوط مشروعیت» و «شکست در افکار عمومی تاریخ».
این دقیقاً همان نظریهی بومی بازدارندگی ایران است: بازدارندگی نه با تعداد کلاهکها، بلکه با «عمق راهبردی اعتقادی» تعریف میشود. هنگامی که فرماندهان ایرانی میگویند «ما به دنبال جنگ نیستیم، اما از آن نمیهراسیم»، در واقع بیانیهی عاشورایی «هیهات منا الذله» را تکرار میکنند؛ بیانیهای که هرگونه تعرض به خاک و اصول ایران را با «پاسخهای فراتر از تصور» گره میزند.
**سه رکن عاشورایی قدرت بازدارندگی ایران**
آنچه بازدارندگی ایران را از الگوهای غربی متمایز میکند، سه مؤلفهی برخاسته از عاشوراست.
نخست: «زمان» به نفع جبههی حق. عاشورا نشان داد که اگر نبرد را در «گسترهی تاریخ» تعریف کنی، تنگنای زمانی دشمن دیگر کارایی ندارد. ایران نیز با راهبرد «صبر راهبردی» و «پاسخ موجل اما قاطع»، دشمن را در تونل زمان انتظار، فرسایشی میکند.
دوم: «افکار عمومی» میدان نبرد اصلی است. در کربلا، زنان اهلبیت (ع) با افشاگری، پیروزی نظامی دشمن را به شکستی جبرانناپذیر تبدیل کردند. جمهوری اسلامی امروز نیز در میدان روایتسازی رسانهای و دیپلماسی عمومی، با تکیه بر گفتمان مقاومت، بازدارندگی نرم خود را به سطحی رسانده که دشمن از «هزینههای بینالمللی تعرض» پیشاپیش میهراسد.
سوم: «اتحاد جبههی مقاومت» به مثابه توسعهی میدان بازدارندگی. عاشورا، تنهابا یاران معدودی بود که با ایمان جمعی، هیبت کفر را شکستند. امروز نیز محور مقاومت از لبنان تا یمن، با الهام از همین روحیه، «حوزهی بازدارندگی» ایران را از مرزهای جغرافیایی فراتر برده و آن را به یک «منطقهی امنیت مشترک اعتقادی» بدل کرده است.
**عاشورا؛ پایان هژمونی تهدید**
غرب در نظریههای خود، بازدارندگی را با «بمب اتم» معنا میکند، اما ایران به ما اثبات کرد که میتوان با «بمب ایمان» و «موشک اراده»، هژمونی تهدید را برهم زد. عاشورا بزرگترین درس راهبردی این سرزمین است: قدرت راستین، آن نیست که دشمن را از «حمله» بازدارد؛ بلکه آن است که او را از «حتی فکر حمله» بازدارد و این دقیقاً همان سطح از بازدارندگی است که ایران امروز با اتکا به میراث کربلا به آن دست یافته است.
عاشورا برای ایران امروز، نه یک سوگواری کهنه، بلکه یک سند راهبردی زنده است؛ سندی که هر سال در محرم، مرور آن هم تهدیدها را بازتعریف میکند و هم ظرفیتهای بازدارندگی را به روز. ایران قوی، ایران عاشورایی است؛ ایران بازدارنده از سنگر ایمان.
رضا میرزاد – دکتری اندیشه سیاسی