تحولات میدانی و راهبردی غرب آسیا نشان میدهد که دوران هژمونی آمریکا در این منطقه به پایان رسیده است؛ جایی که ایستادگی محور مقاومت و قدرت بازدارندگی ایران، صفحهای نوین در تاریخ منطقه رقم زده و سرنوشتی شکستخورده را برای واشنگتن رقم میزند.
غرب آسیا دیگر فقط یک نقطه جغرافیایی روی نقشه نیست؛ کانون تحولاتی است که معادلات قدرت جهانی را بازنویسی میکند. مرکزیت راهبردی، منابع انرژی، کریدورهای ترانزیتی و از همه مهمتر، تأثیرگذاری انقلاب اسلامی و شکلگیری محور مقاومت، این منطقه را به خط مقدمی تبدیل کرده که در آن، آینده نظم جهانی تعیین میشود. تحولات اخیر به وضوح نشان داد که چرا حضور آمریکا در این جغرافیا، دیگر نه یک انتخاب استراتژیک، بلکه یک خطای محاسباتی پرهزینه است.
در نبرد اخیر، دشمن با تکیه بر محاسبات نادرست، تصور میکرد میتواند با حذف فیزیکی رهبری و اعمال فشار نظامی، در کمتر از چهار روز به اهداف پلید خود برسد. اما پاسخ ایران و محور مقاومت، فراتر از یک دفاع ساده بود؛ نمایشی از اقتدار راهبردی و انسجام ملی بود که پایگاههای متجاوز را هدف قرار داد و هیمنه پوشالی واشنگتن و رژیم صهیونیستی را فروریخت. همزمان، انتخاب بهموقع و شایسته حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به رهبری انقلاب، مهر پایانی بر نقشههای تجزیهطلبانه و سلطهجویانه دشمن زد و اراده ملت ایران را بیش از پیش در صحنه تثبیت کرد.
در ۳۵ روز گذشته، نیروهای مسلح ایران با اجرای ۹۵ موج عملیاتی دقیق، پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیجفارس و اردن را که نماد نفوذ استعماری در منطقه بودند، مورد هدف قرار دادند. یورش هزاران موشک بالستیک و پهپاد به سمت رژیم اشغالگر، همراه با انهدام رادارهای هشدار زودهنگام و کاهش شدید ذخایر مهمات دشمن، آسمان منطقه را به تدریج در اختیار پدافند ایران قرار داده است.
ناوهای هواپیمابر آمریکایی که با غرور وارد منطقه شده بودند، نتوانستند از گزند حملات در امان بمانند. گزارشها حاکی از آن است که ناوهای بزرگی مانند آبراهام لینکلن و جرالد فورد پس از اصابتهای متعدد و قرار گرفتن در معرض تهدید مستقیم، ناچار به ترک منطقه شدند. حتی خود مقامات آمریکایی نیز به ضربات واردشده و تصمیم به عقبنشینی اعتراف کردهاند.
در آسمان نبرد، سامانههای یکپارچه پدافندی ایران عملکردی بینظیر از خود نشان دادند. شکار حدود ۱۶۰ پهپاد، انهدام جنگندههای پیشرفته از جمله اف-۳۵، آواکس، سوخترسان و سایر هواگردهای دشمن، نشاندهنده بلوغ فناوری دفاعی ایران است. یکی از برجستهترین صحنهها، هدف قرار دادن و دو نیم شدن یک هواپیمای آواکس ۷۰۰ میلیون دلاری آمریکا توسط پهپادهای دقیق ایرانی بود که بازتاب گستردهای در رسانههای جهانی داشت.
اما شاید کلیدیترین برگ برنده ایران، تسلط کامل بر تنگه هرمز باشد. کنترل این شاهراه انرژی که ۲۰ تا ۲۵ درصد سوخت جهان از آن عبور میکند، نه تنها عبور کشتیهای دشمن را متوقف کرد، بلکه قیمت جهانی نفت را تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه افزایش داد. تلاشهای آمریکا برای بازگشایی تنگه با همراهی ناتو و اروپا نیز با واکنش صریح آنها مبنی بر «عدم تعلق جنگ به ما» ناکام ماند و واشنگتن را در انزوای استراتژیک خود تنها گذاشت.
این تحولات فقط یک پیروزی نظامی نیست؛ بلکه نشانهای روشن از پایان عصر نفوذ یکجانبهگرایی در غرب آسیاست. نسل جدید منطقه، دیگر آماده پذیرش هیمنه تحمیلی نیست و با تکیه بر اقتدار داخلی، خودکفایی فناوری و همگرایی منطقهای، در حال ترسیم نقشهای مستقل و مقاومتمحور است. غرب آسیا، خانه واقعی مردمانش میماند و آمریکا، مسافری ناخوانده است که چمدان خود را برای همیشه بسته است.