اخبار فوری
پیش‌ثبت‌نام اربعین ۱۴۰۵ آغاز شد؛ از قیمت بلیت تا جزئیات سفر هوشمندسازي سجاد در زرباطيه، برگ برنده ايران در تسهيل تردد زائران اربعين ایران در آستانه صاحب‌خانه شدن؛ گلف ایران صاحب زمین استاندارد می‌شود بزرگداشت یاد و خاطره رهبر شهید انقلاب با حضور آیت‌الله مکارم شیرازی برگزار شد شهیدی دیگر در حمله جنایتکارانه آمریکا به چابهار/ جان باختن شهروند قصرقندی در پی تجاوز دشمن هشدار جدی مجلس: خودکفایی گندم در خطر است/ چرا پول کشاورزان زحمتکش پرداخت نمی‌شود؟ وداع حماسی با رهبر، پیوند امت با آرمان‌ها در شب هفتم تشییع جاودانان؛ حماسه رفسنجان در استقبال از مدافعان وطن تحلیل یک چهره سرشناس آمریکایی: واشنگتن در برابر اقتدار ایران درمانده است جام‌جهانی 2026 با طعم NBA و NFL؛ قهرمان، انگشترهای د‌رخشانی به دست می‌کند ضربه کوبنده سپاه به سامانه‌های نظارتی آمریکا در منطقه؛ رادارهای حیاتی منهدم شدند تجاوز دوباره ائتلاف آمریکایی به حریم دریایی ایران؛ برج مراقبت چابهار در آتش خشم!

سلام ای رهبر شهید! سروده‌ای تازه در بدرقه امام خامنه‌ای (ره)

حجت‌الاسلام مقدمی شهیدانی، با سرودن شعری تازه، ارادت خویش را به رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (ره) ابراز کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مقدمی شهیدانی، تاریخ‌پژوه و عضو هیئت علمی گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم، شعر تازه‌ای را در بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (ره) سروده است.

روایت حجت‌الاسلام شهیدانی از شدت علاقه رهبر انقلاب به امام شهید

این نوسروده که به صورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری «۶۰ ثانیه» قرار گرفته به شرح زیر است:

ای رهبر شهید، به آقا سلام کن!

صد بار هم، ز جانب ما، احترام کن

در مهبط ملائکه، منزل نموده‌ای

یک گوشه‌ی بهشت خراسان، مقام کن

دانه بپاش، کفترکان گرسنه را

فکری به حال آهوئک تشنه‌کام کن

چشم حسود باز نظر کرده سوی تو

خونش حلال، تیغ تماشا حرام کن

بی برگ و بار مانده درختان عمرمان

روزیّ ما شفاعت و شرب مدام کن

آهوی جان، اسیر بیابان چشم کیست؟

این صید را به گوشه چشمی تو رام کن

عشقت حواله داد به خاصان روزگار

باری! بگیر دست مرا، لطف عام کن

از وادی مقدس قم آمدم به طوس

همچون همیشه، لطف، به رسم کرام کن

درد فراغ و داغ، تمام وجود را…

این درد ناتمام، بیا التیام کن

شوق وصال و آتش عشق است و جذبه‌ات

گم کرده راه، راهی آن کوی و بام کن

این جنگ ناتمام، دوباره شروع شد

این‌بار، خود بیا و بجنگ و تمام کن!

آل یهود و فتنه، دوباره شروع شد…

شمشیر ذوالفقار، برون از نیام کن

پرچم به دست، چله گرفتیم در حرم

حرز جواد(ع)، حواله‌ی دارالسلام کن

تدبیر ما کجا و عنایات حق کجا

پایان قصه را تو خودت اهتمام کن

آتش، دوباره دود، حرم، بازهم هجوم

لطفی به حال امت خیرالانام کن

روح خدا و حضرت موسی(ع) و کوه طور

این آتشی که شعله کشیده، سلام کن

بیعت، دوباره بعثت ملت، عزیز جان

ما را دوباره مست ربیع‌الأنام کن

با دست مجتبای تو بستیم عهد خون

عهد الست عشق، بیا بر دوام کن

با ذوالفقار و ذکر حیدر کرار آمدیم

بر خصم روزگار، تو حجت تمام کن

این خیل لشکر حق، امت و امام

فکری برای معرکه انتقام کن

این شعر و شور، سوز و گداز «مهاجر» است

فصل‌الخطاب، تو ختم کلام کن

انگارمان که کار، به آخر رسیده است

ای دست غیب، برون آ، تمام کن

آقا! بخوان! به نام علی(ع)، نام فاطمه(س)

آقا به نام فاتح خیبر، قیام کن