اخبار فوری
پیش‌ثبت‌نام اربعین ۱۴۰۵ آغاز شد؛ از قیمت بلیت تا جزئیات سفر هوشمندسازي سجاد در زرباطيه، برگ برنده ايران در تسهيل تردد زائران اربعين ایران در آستانه صاحب‌خانه شدن؛ گلف ایران صاحب زمین استاندارد می‌شود بزرگداشت یاد و خاطره رهبر شهید انقلاب با حضور آیت‌الله مکارم شیرازی برگزار شد شهیدی دیگر در حمله جنایتکارانه آمریکا به چابهار/ جان باختن شهروند قصرقندی در پی تجاوز دشمن هشدار جدی مجلس: خودکفایی گندم در خطر است/ چرا پول کشاورزان زحمتکش پرداخت نمی‌شود؟ وداع حماسی با رهبر، پیوند امت با آرمان‌ها در شب هفتم تشییع جاودانان؛ حماسه رفسنجان در استقبال از مدافعان وطن تحلیل یک چهره سرشناس آمریکایی: واشنگتن در برابر اقتدار ایران درمانده است جام‌جهانی 2026 با طعم NBA و NFL؛ قهرمان، انگشترهای د‌رخشانی به دست می‌کند ضربه کوبنده سپاه به سامانه‌های نظارتی آمریکا در منطقه؛ رادارهای حیاتی منهدم شدند تجاوز دوباره ائتلاف آمریکایی به حریم دریایی ایران؛ برج مراقبت چابهار در آتش خشم!

سادگی و زهد رهبر شهید؛ الگویی از قناعت با لباده‌ای ۴۰ ساله

بازخوانی خاطرات رهبر شهید انقلاب اسلامی، از لباس‌های دوخته شده توسط مادرشان تا لباده‌ای که ۴۰ سال مورد استفاده پدر بزرگوارشان بود، جلوه‌ای دیگر از سادگی و قناعت ایشان را به نمایش می‌گذارد.

زیست پربار رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای (مد ظله العالی) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تامل در آن‌ها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد. در این راستا بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی قائد شهید امت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

تشییع ولی‌فقیه شهید؛ سرآغاز فصلی نوین در تاریخ تمدن اسلامی.

یکی از خاطرات جالبی که امام شهید امت از دوران کودکی‌شان نقل می‌کنند، مربوط به لباس‌هایی است که توسط مادرشان دوخته می‌شد و لباده ۴۰ساله‌ خاصی که از پدرشان به ایشان رسیده بود. شهید خامنه‌ای (مد ظله العالی) در این‌باره روایت می‌کنند: «مادرم مسئول [دوخت و دوز] لباس‌های ما بود. او غالبا از کهنه‌های لباس پدرم استفاده می‌کرد، می‌نشست لباده و قبای پدرم را می‌برید و برای من و برادرم یک چیزی درست می‌کرد. به یاد دارم که پدرم لباده‌ای داشت، یک شب از نماز آمد جزو شب‌های استثنایی زندگی ما بود که پدرم وارد اتاق ما شد. از راه رسید لباده‌اش را تنش درآورد و آویزان کرد، بعد گفت که این لباده را من بیست سال است که استفاده می‌کنم! آن وقت که این مطلب را گفت من بچه بودم، این لباده تا بزرگی من بود. آن‌گونه که من حساب کردم، حدود چهل سال این لباده عمر کرد، بعد هم پدرم آن را به من داد. این لباده از این برک‌های قدیمی کت‌وکلفت بود. من هم چند سال از آن استفاده کردم تا اینکه آن را به کسی دیگر دادم.»

رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخش دیگری از خاطرات‌شان به نوع پوشش و لباس‌های متفاوتی که برای رفتن به مدرسه می‌پوشیدند، اشاره می‌کنند و در این‌باره می‌گویند: «پدرم در واکنش به اقدامات رژیم پهلوی با کت و شلوار و کلاه به شدت مخالف بود. تا آخر هم به ما اجازه نداد کت و شلوار بپوشیم و ما تا بزرگی شلوار و کت و این‌ها نپوشیدیم هرگز. من از کلاس دوم با عبا به مدرسه می‌رفتم. البته پیش از آنکه با عبا به مدرسه بروم هم لباسم تقریبا لباس روحانی بود. تصور نشود که لباسم یک قبا یا لباده منظم و مرتب باشد، نه چیزی میان لباس روحانی و لباس‌های معمولی. بعد که زمستان شد کلاس دوم بودم، کلاه که نباید روی سرمان می‌گذاشتیم، چون از نظر خانواده ما عیب بود. این مسئله سبب شد که روی سرمان عمامه بگذاریم. آن زمان بلد نبودیم عمامه بپیچیم، این کار را مادرم برایمان انجام می‌داد. مادرم چون دختر و همسر روحانی بود و چند نفر از برادرانش هم روحانی بودند، عمامه پیچیدن را بلد بود.»