تیم ملی فوتبال مصر با پیروزی تاریخی مقابل استرالیا، راهی مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ شد؛ پیروزیای که در سایه آن، چرایی ناکامی ایران در صعود، مورد کالبدشکافی قرار میگیرد.
پیروزی مقتدرانه تیم ملی مصر در ضربات پنالتی برابر استرالیا، این تیم را به جمع ۱۶ تیم برتر جام جهانی ۲۰۲۶ راه داد. نمایشی که در گروهی مشابه گروه ایران، موفقیت این تیم را در برابر چشم جهانیان به تصویر کشید. هرچند صعود مصر یک دستاورد قابل توجه است، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که فاصله فنی این تیم با رقبا، از جمله ایران، مطلق نبوده و در دسترس بوده است.
فراعنه در ضربات پنالتی تاریخساز شدند/ استرالیا، آخرین حذف شده آسیا
ایران در حالی گام به این رقابتها گذاشت که میتوانست سرنوشتی متفاوت را تجربه کند. مردود شدن گل شجاع خلیلزاده در لحظات پایانی بازی پس از بازبینی VAR، یکی از پیچهای سرنوشتساز بود که توانایی تغییر نتیجه و معادلات جدول را داشت؛ لحظهای که در نهایت به یکی از بزرگترین حسرتهای فوتبال ایران در این تورنمنت تبدیل شد.
اما فوتبال در این سطح، تنها به یک تصمیم داوری یا یک اتفاق لحظهای خلاصه نمیشود. مجموعهای از جزئیات، مدیریت بازی، تصمیمگیری در بزنگاههای حساس، و کیفیت اجرای ایدههای تاکتیکی، نقشی کلیدی دارند و نیازمند توانایی کادر فنی برای مدیریت این لحظات است.
از این منظر، مصر نیز لزوماً تیم برتر نبوده است. این تیم با تکیه بر ستارههایی چون محمد صلاح و عمر مرموش، بار اصلی خود را در بخشهای مختلف مسابقات مدیریت کرد و در نهایت جواز صعود را کسب نمود. تفاوت اصلی در نحوه استفاده از فرصتها و مدیریت لحظات حساس رقم خورد. در سوی دیگر، تیم ملی ایران در برخی مقاطع، بهویژه در دقایق پایانی و لحظات تعیینکننده، فاقد برنامه مشخص و مؤثری برای تغییر جریان بازی بود و همین موضوع باعث شد تا در برخی موقعیتها، خروجی فنی تیم به نتیجه مطلوب منجر نشود.
در این چارچوب، نقد عملکرد کادر فنی اجتنابناپذیر است. تیم ملی در بخشهایی از مسابقات، با وجود فرصتهای ایجاد تغییر در جریان بازی، نتوانست از ظرفیتهای تاکتیکی خود به شکل کامل بهره ببرد و این مسئله باز هم روی سرنوشت تیم تأثیر گذاشت. به زبان ساده، نه بلژیک آن هیولای روی کاغذ بود و نه مصر پدیدهای غیرقابل مهار؛ ما نیز در هر دو بازی شانس شکست آنها را داشتیم. فوتبال ایران به اندازه کافی در جام جهانی حضور یافته و تجربه کسب کرده است که دستاورد آن صرفاً محدود به مباحث اجتماعی و پیوندهای مردمی نباشد.
در مورد مصر، ماجرا بیشتر به مدیریت جزئیات و تصمیمگیری در لحظههای حساس مربوط میشود؛ جایی که میتوانست برای ایران نیز به شکلی متفاوت رقم بخورد و سرمربی تیم ملی به جای مبهوت نشستن روی نیمکت، به مرحله بعدی صعود کند.
در نهایت، آنچه از این گروه میتوان برداشت کرد این است که فاصله فوتبال ایران با تیمهایی مانند مصر، لزوماً فاصلهای مطلق در کیفیت نیست، بلکه بیشتر در مدیریت لحظات، جزئیات تاکتیکی و کیفیت تصمیمسازی در زمین است؛ جزئیاتی که در سطح جام جهانی، تفاوت میان صعود و حذف را رقم میزنند و همینجاست که حسرت، به بخشی طبیعی از روایت فوتبال ایران تبدیل میشود.
