اخبار فوری
تجاوز آشکار آمریکا به حریم هوایی یزد؛ انهدام مراکز استعماری با پاسخ کوبنده فرزندان انقلاب (اگر عکس بود) دولت چهاردهم؛ پای کار مردم تا پای جان انهدام دپوی پهپادهای آمریکا در بحرین؛ پاسخی قاطع به جنایات تروریستی ملت ایران با اتحاد و اراده‌ای پولادین، دشمنان وحشی را پشیمان خواهد کرد فرماندار بوشهر: امنیت کامل برقرار است؛ هیچ موشکی اصابت نکرده است **ضربات موشکی دشمن آمریکایی به اطراف اهواز؛ هوشیاری رزمندگان محور مقاومت پاسخ کوبنده خواهد داد** اقتدار پدافند هوایی سپاه؛ رهگیری و انهدام پهپاد جاسوسی آمریکا در آسمان عسلویه خنثی‌سازی فتنه دشمن در تنگه هرمز؛ ناامن‌سازی آب‌های راهبردی توسط آمریکا دفاع مقتدرانه ایران در برابر تجاوز جدید ائتلاف آمریکایی پیاتزا: به غیرت تک‌تک بازیکنان افتخار می‌کنم/ تمام توانمان را در زمین گذاشتیم حمله ناجوانمردانه دشمن آمریکایی به حوالی سواحل مکران؛ مسئولان در حال بررسی ابعاد حادثه شایعات موشکی در اهواز باطل شد؛ امنیت پایدار در استان خوزستان

کابوس تلخ مصلی؛ پیکر شهید، ستاره وداع شد

دلنوشته‌ای از دلدادگی امت در روز وداع با پیکر مطهر شهید؛ تصویری که حک شد: تابوت، نه قامت رشید.

از صبح پاهایم نای قدم برداشتن نداشت. آدمیزاد است دیگر؛ نمی‌خواهد باور کند مگر می‌شود با درد یتیمی راحت کنار آمد؟ ما که جای خود داریم، انگار این شهر هم رفتنت را باور نداشت؛ از در و دیوارش غم می‌بارید.

از چندصد متری مصلی سیل جمعیت روان بود. پیر و جوان در تلاش بودند تا آب در دل زائرانت تکان نخورد. در مراسم پدر کسی کم نمی‌گذاشت.

و اما مصلی… بغض‌های فروخورده با رسیدن به درب مصلی شکست. آخرین‌بار که پا در مصلی گذاشتم؛ جمعه نصر بود. آنروز چه اشتیاقی داشتم و امروز چه غمی… برداشتن هر قدم در مصلی برایم مثل فشردن زخمی باز و عمیق بود. در صحن اصلی حال‌وهوا عجیب بود، همه آمده بودند از هر قشری. شبیه هم نبودند ولی دردشان یکی بود؛ بی‌پدر شده بودند!

بعضی گوشه‌وکنار زانو بغل گرفته و در غم خود می‌پیچیدند. چقدر گل برایت آورده بودند آقاجانم؛ آخر ما خیلی دوستت داشتیم عزیز دل من… مصلی پر بود از پرچم‌های قرمزِ لثارات. فریادها مملو از طنین انتقام بود. فرزندانت آمده بودند بگویند با اینکه غم در دل دارند اما از خون تو نمی‌گذرند!

حوالی ساعت 7:30 همه دم‌به‌دم منتظرت بودند. چند دقیقه یک‌بار صدایت می‌زدند: ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم. حیف و صد حیف که این انتظار جنسش فرق داشت… تا اینکه صدای شما مصلی را پُر کرد، با یک تفاوت؛ اینبار قاب مقابل چشمان مردم؛ قد رشید شما نبود تصویر تابوت شما بود! کابوس همه عمر ما…

اما چیزی که تغییر نکرده بود صلابتت بود؛ حتی پیکرت هم پرصلابت بود. حتی با پیکرت هم طعنه می‌زدی به تمام استکبار. پرافتخار و غیور در آغوش پرچم ایران، آن هم در قلب تهران و نه با ننگ فرار، بلکه با نام شهید.

انگار که با پیکر پاک‌ات هم فریاد می‌زدی: که ای دنیا به قیمت خون خود هم کوتاه نیامدم، مِثلی لا يُبايِعُ مِثل یزید. آری! حسینی‌وار زندگی کردی و حسینی‌وار شهید شدی و چه بد باختند آنها که تو را نشناختند…