همانگونه که در تاریخ انبیا و بهویژه نهضت حسینی(ع) شاهد بودیم، شهادت، نقطه پایان نیست، بلکه آغازی بر تحولات بزرگ و پیروزیهای ماندگار است.
پیروزی خون بر شمشیر، خلاصهای از هندسه تاریخ انبیاء است. شمشیرِ زر و زور، در نگاه محاسبهگرانه دنیا، آخرین ابزار قدرت محسوب میشود؛ اما خونِ ریختهشده در راه خدا، جغرافیای زمان را درمینوردد و فتحهایی را رقم میزند که هیچ سلاحی قادر به ایجاد آن نیست.
درست همانجا که دشمن تصور میکند با حذف یک مصلح، پایان کار را رقم زده است، خداوند فصلی نوین را آغاز میکند؛ فصلی که در آن، قطرههای خون به موجی خروشان تبدیل شده و پایههای کاخهای ستم را به لرزه درمیآورد. این حقیقت را هیچکس بهروشنی حسینبنعلی(ع) تبیین نکرد و هیچکس در عصر حاضر به اندازه «رهبر شهید» آن را تجسم نبخشید.
ظهر عاشورا، تلاش لشکر عمر بن سعد برای سلب حیات از جسم حسین(ع) هرگز نتوانست ذرهای از عهد او با خدا بکاهد. خون سیدالشهدا (ع) بر خاک کربلا جاری شد، اما فریاد «هیهات منا الذلة» او نه تنها خاموش نگردید، بلکه پژواک آن در طول تاریخ، در حنجره هزاران آزاده طنینانداز شد.
یزید گمان برد با درهم کوبیدن پیکر جمعی اندک از یاران، خورشید حقیقت را خاموش کرده است؛ اما همان خون، دیده بصیرت را در شام و کوفه گشود و پایههای حکومت اموی را متزلزلتر از آنچه در تصور میگنجید، ساخت.
چهارده قرن پس از آن، شمشیر زمانه به تیغ برنده تکنولوژی و ائتلاف شوم زر و زور مسلح شده بود. دشمن گمان میکرد با هدف قرار دادن «رهبر شهید»، معادله مقاومت را برای همیشه تغییر خواهد داد؛ غافل از آنکه هویت مقاومت در خون ریشه دارد، نه در کالبد، و در «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» جاری است، نه در پناهگاههای مادی!
رهبر شهید در همان مسیر حسینی زیست، از بیعت با یزید عصر سرباز زد، در قلب میدان ایستادگی کرد و در میان خانوادهاش، همان صحنه کربلا را بازآفرینی نمود؛ رهبری که عزیزترین داشتههایش را سپر حقیقت ساخت و نشان داد که خون، تنها بها نیست، بلکه پیام رهاییبخش نیز هست.
امروز کسانی که با تصور واهی خود میپندارند با از بین بردن فیزیکی رهبران الهی میتوان مسیر تاریخ را به عقب برگرداند، بار دیگر باید درس بزرگ کربلا را از مقابل دیدگانشان بگذرانند.
شهادت رهبر شهید، امتداد همان قانونی است که خداوند در محشر کربلا بر بشریت آشکار ساخت: مرگ در راه خدا، پایان قدرتهای مادی و آغاز حیات حقیقی است.
«وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ» قطعنامه پروردگار است و شهید زنده را هرگز نمیتوان از معادلات تاریخ حذف کرد. شمشیرها زنگ میزنند، پهپادها سقوط کرده و ارتشهای مجهز در باتلاق شکست فرو میروند؛ اما خونی که به زمین ریخته شده، هزاران قدم استوار را به میدان میآورد، هزاران قلب را مالامال عزم جهاد میسازد و هزاران قیام را در نطفه برمیانگیزد.