نجمه پورملکی، شاعر برجسته کشور، در تازهترین سروده خود با زبانی دلنشین، یاد نواده ۱۴ ماهه و مظلومانه امام راحل (ره) را گرامی داشت و مظلومیت خانواده شهید را به تصویر کشید.
نجمه پورملکی، از بانوان شاعر کشور، با سرودهای که در آن مظلومیت امام شهید و خانواده ایشان به خوبی نمایان است، یاد نواده ۱۴ ماهه امام راحل (ره) را گرامی داشت. این شعر که در آن گفتگو میان یک کودک و پدربزرگ شهیدش روایت میشود، تصویری تأثیرگذار از شوق شهادت و از خودگذشتگی را ترسیم میکند.
**حدیث ولایت در سوگ نواده امام**
_بابابزرگ! این آخرین دیدار تهران است؟
: زهرای من! دیدار آخر در خراسان است
_ گفتی به زودی کربلایی میشوم با تو
: آری رقیه منتظر با چشم گریان است
_ موهای بورم سوخته… عیبی ندارد که؟
: نه در حرم موی عروسکها پریشان است
_ بابابزرگ از اشک مردم، سیل جاری شد
: این سیل تاریخی همان اعجاز قرآن است
_ اینجا مصلای نماز جمعه نصر است؟
یا که نمازِ بدرقه در زیر باران است؟
_ بین عزاداران کسی یا اهل العالم گفت
: فریاد مهدی (عج) در رثای جدّ عطشان است
_ حالا که داری میروی انگار خوشحالی
: خوشحالیام از لحظه دیدار یاران است
_ دستی کشیده بر سرم، این روح زیبا کیست؟
: اسمش امام راحل و پیرجماران است
_ مثل عمو قاسم چرا بی دست برگشته؟
: او تنگسیری مرد دریا مرد طوفان است
_ در دست مردم رنگ پرچمها چرا سرخ است
: چون ملت مبعوث، خونخواه شهیدان است
_ تکثیر شد مشت گره کرده بطوری که
دشمن از این مشت گرهکرده هراسان است
مثل عبای پنج تن تابوت ما اینک
شرح حدیث پرچم زیبای ایران است
ذکری که خشم دشمنان را برمیانگیزد
لبیکَ سیدمجتبی توی خیابان است
ای دست یداللهی برخیز به خونخواهی