فصل نوینی بر کتاب انقلاب اسلامی ایران افزوده شد؛ فصلی که با داغی عمیق آغاز شد و به حماسهای جاودان بدل گشت.
در روزگاری که انتشار هر اثر نیازمند صبوری و چیرهدستی طبع انسانی بود، حروف سربی در کنار هم معنا مییافتند تا کتاب شکل گیرد. امروز، کتاب انقلاب اسلامی ایران نیز به دست ملت، مردمی که کلماتی مبعوثشده از دل انقلاب هستند، دوباره نوشته شد. این مردمان با کنار هم نشستن، جملههایی نو برای صفحات تازه کتاب انقلاب ساختند.
خوانندگان در هر زبان و مسلکی، امروز در صفحهی تازهی کتاب انقلاب اسلامی، متنی تازه یافتند. متنی که با روایتی از یک داغ آغاز شد؛ داغ لبخند و نگاهی که ناجوانمردانه اما با عزت از ملت دریغ شد. لبخندی که سالها از مکانی کوچک و صمیمی در قلب تهران، که خانههایش رو به آسمان داشت، به آنان نثار میشد.
داستان این کتاب اما از داغ به حماسه رسید. به حماسهی مشتهای گرهکردهای که هنگام تلاوت قرآن در صبح رمضانی سرد تهران، نمادی شدند برای نسلهای آینده ایران.
مشتهایی که نماد نفی شیطانهای خونخوار زمین و نیز نماد مجاهدانی گشت که در راه خدا جان باختند اما ایمان و عزت را نه.
“ای مسیر تشییعت، سیر ما به سوی قدس!”
این مشتهای گرهکرده، کلمات را شب و روز در سختیها و آسانیها، با خود به آسمان بردند تا به گوش اربابان قدرت برسد که در این خاک، قدرت از ایمان و دل برمیخیزد، نه از سلاح.
امروز کتاب به فصل تازهای رسید؛ فصل هممعنیها، فصل بازخوانی معنای قدرت و کشف هممعنیهای نو از آن. فصلی که با معنای ایمان و باور قلبی به حضور پروردگار در تمام شئون زندگی آغاز میشود و در ادامهاش، بدرقهی داغی را روایت میکند که باورش هرگز سرد نمیشود. باور و ایمانی که راه گم نخواهد شد و انتهایش به گرمای صبح جمعهای دلانگیز و عطر یاس پیچیده در هوای آن، و نوای “أَلا یا أَهْلَ الْعالَمِ! أَنَا الْإِمامُ الْقائِم” میرسد.
این فصل تازه، صفحاتی نو به کتاب پرشمارگان انقلاب اسلامی افزوده است؛ کتابی که این روزها با خوانندگان میلیونی در سراسر جهان، چشمها و نظرها را به خود خیره کرده است.
صدای برخورد قدمهای ملت بر سنگفرشهای این خاک، تنها صدای تشییع نیست؛ این طنین برخاستن یک اراده است! صدای کوهستانی است که از خواب برخاسته تا شاهد بدرقهی قهرمان کتاب انقلاب باشد.
امروز، ما نه با یک پیکر، که با یک “مرام” و یک “میثاق” روبرو هستیم. زمین زیر پای جمعیت بیکران، از عظمت این حضور به لرزه درآمد. او که در برابر فتنه چون صخرهای استوار و در برابر تزویر دشمن چون تیغی بُران بود، امروز به سوی کرانههای بیکران رهسپار است.
پیکری که بر شانههای مردم میرود، تجسم آرمانی بزرگ است که در خون این ملت ریشه دوانده. ما با چشمانی اشکبار، اما با مشتهای گرهکرده و عزمی راسختر از صخرههای استوار، او را بدرقه میکنیم؛ چرا که میدانیم او نرفته است؛ او در قلب تکتک این سربازان، طلوعی تازه کرده است تا راه، هرگز بیرهبر نماند.
منبع: تسنیم