بازخوانی سخنان تأملبرانگیز امیرخانی و تأیید آن در سیل احساسات مردمی نسبت به رهبر انقلاب، گواه وحدت بینظیر مسلمانان و بلکه تمام دلدادگان جهان حول محور امامت.
بر اساس آنچه به نظر میرسد، آقای امیرخانی، شما از همان ابتدا مسیر حقیقت را دیدید. به یاد میآوریم سخنان شما را که گویی پیشگویانه بود: «خداوند دلهای ما را به هم نزدیک کرده است، اللهم ألف بین قلوبنا… از همان ابتدای انقلاب، ما نخواستیم فقط پرچم شیعه را برافراشته کنیم؛ ما پرچم اسلام را بلند کردیم تا همه دور هم جمع شوند… در جوانی، زمانی که در مسجد، بین نماز مغرب و عشا، منبر میرفتم، کارم این بود که معارف عمیق اسلامی را منتقل کنم. از همان زمان بر وحدت تأکید داشتم.»
حالا و پس از گذشت سالها، آنچه در دلها موج میزند، گواه راستین این سخنان است. شما به درستی اشاره کرده بودید که وقتی ۲۳ سال پیش رهبر بین مردم سیستان آمد، چنین آغاز کرد. امروز، چندین روز است که وجدانهای بیدار جهان، دلهای ما و عاشقان واقعی را پیرامون سیدعلی خامنهای به هم نزدیک کرده است.
آقای امیرخانی، شما راست میگفتید؛ از ابتدای هفته تا به حال، تمام دنیا شاهد بود که چگونه رهبر، نه تنها پاسدار کیان ملت، بلکه هدایتگر قلبهاست؛ از نیروهای مسلح و مرزبانان دلاور گرفته تا جوانان برومند، پیران باصفا، فرزندان شهدا، رانندگان زحمتکش، نمازگزاران جمعه، بانوان فعال، و همینطور اقشار مختلف جامعه از چپ و راست، از استاندار تا فرماندار، از بلوچ و زابلی و سیستانی، تا کرد و ترک و ترکمن؛ همه و همه در یک جبهه واحد، زیر پرچم همدلی و وحدت، با رهبری امام خامنهای، همدل و همزبان شدند. این وحدت، محدود به مرزهای ایران نیست؛ از قم و مشهد و سراسر ایران، تا نجف و کربلا و عاشقان واقعی در سراسر جهان، با این خورشید هدایت، در مسیر نور گام برمیدارند.
«روز هزار، روز سنگینتر از هزار.» از دوشنبه تاکنون، میلیونها نفر در ایران و سراسر جهان، با عبور از آن پیچ سرنوشتساز که شما در داستان سیستان به آن اشاره کردید، تجربهای عمیق از عشق و ارادت را از سر گذراندهاند. پیچی که خود گواهی دادید بارها در زندگی از آن عبور کردهاید، پیچی که راه رسیدن به سرچشمه حقیقی را نشان میدهد. این پیچ، اشکها را بر گونه جاری ساخت، هقهق و لرزیدن شانهها را به دنبال داشت و با عرق سردی که پس از عبور از آن، بر جان مینشیند، نشان از عظمت اتفاقی داشت که رخ داده است.
حال، نه تنها مردم ایران، بلکه دلدادگان در نجف و کربلا نیز از این پیچ عبور میکنند تا در بدرقه خورشید هدایت، همدل شوند. آقای امیرخانی، ای کاش این روزها حال دلتان خوش بود. قلم را به دست میگرفتید و از این ایام مینوشتید. تجربه ۱۰ روز سفر با رهبر، و اکنون تجربه آخرین سفر با رهبر شهید، برای ما نیز مستی از جام قلم شما را به همراه داشت. اگر بیدار شوید، آنچنان سعید در «از کرخه تا راین»، تاب خواهید آورد که تصاویر این تجلی وحدت و عشق را ببینید!