سریال «شیرزن» هالیوود، با انتشار تیزر فصل سوم، بار دیگر قصد دارد آمریکا را ناجی جهان معرفی کند؛ اما این بار با تکیه بر مادران مقاوم میناب، هویت «شیرزن» واقعی آشکار میشود.
تیزر تبلیغاتی فصل سوم سریال «شیرزن» (Lioness)، ساخته تیلور شریدان، طراح سریالهای امنیتی و سیاسی، منتشر شده است. هرچند اطلاعات رسمی به طور مستقیم به پرداختن به ایران در فصل سوم اشارهای ندارد، اما تجربیات گذشته، بهویژه فصل دوم، نشان داده است که این مجموعه از روایتهای ضد ایرانی بهره برده و در چارچوب کلی بازنمایی دشمنان آمریکا در آثار امنیتی هالیوود قابل بررسی است. بنابراین، حتی اگر تولید این سریال همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز نشده باشد، فرصتی برای کاخ سفید فراهم میآورد تا سیاستهای خصمانه خود علیه ایران را همزمان در عرصههای نظامی و رسانهای پیش ببرد. دشمنان ما هیچگاه میدان رسانه را رها نکردهاند و چه سریال «شیرزن» علیه ایران باشد یا نه، همواره در حال تولید و نمایش محتواهایی علیه کشورمان هستند، از جمله ساخت فیلمی درباره شکست تمام عیارشان در جنوب اصفهان.
این سریال پارامونت بار دیگر روشن میسازد که هالیوود، به عنوان بازوی نیابتی-سینمایی کاخ سفید، با طراحی داستانهای دروغین، در تلاش است تا آمریکا و رئیسجمهور آن را تطهیر کند. این تصویرسازی دروغین سبب میشود تا عملیاتهای برونمرزی آمریکا نه به عنوان آغازگر خشونت، بلکه به عنوان مأموریتهایی اخلاقی و نجاتبخش جلوه کنند، در حالی که در واقعیت، جنگها قربانیانی دارند که در این آثار به تصویر کشیده نمیشوند. در زمانی که ۱۶۵ کودک بیگناه در مدرسه میناب به شهادت رسیدند و داغ بزرگی بر دل مادرانشان نهادند، واقعهای که حتی رسانههای معتبر آمریکایی نیز به آن پرداختند، هالیوود با ظاهرسازی در پی پاک کردن این لکه سیاه از چهره ترامپ و همدستان جنایتکار اوست.
اما آنچه در کنار نقد این سیاست تکراری هالیوود قابل توجه است، عنوان این سریال است: «شیرزن»! شیرزن واقعی کیست؟ آیا زنانی پوشالی و دروغین هستند که نقش ناجیان را در سیاستی غیرانسانی ایفا میکنند، یا مادرانی که با داغی بر دل در برابر دشمنان این آب و خاک ایستادهاند، همچون مادران میناب؟ شیرزن واقعی آن مأمور مسلحی نیست که عملیات تروریستی و جنگافروزی کاخ سفید را در منطقه و جهان دنبال میکند، و نه آن بازیگری که مأموریت سفیدشویی چهره ناپاک کودککشان را بر عهده دارد. شیرزن واقعی مادری است که زیر آوار جنگ، فرزندش را از دست داده، اما از سرزمین خود دست نمیکشد.
هالیوود که همواره تلاش گستردهای برای تصویرسازی قهرمانان مرد داشته، اکنون با ادامه سیاستهایی چون توجه به اقلیتها، قصد دارد زن سیاهپوست را به عنوان قهرمان سریال خود معرفی کند و در لابلای داستان، همجنسگرایی را نیز به عنوان بخشی از رویکرد توجه به اقلیتها بگنجاند. هدف این است که بتواند سریالی با صدایی بلندتر بسازد، زیرا هیمنه و نفوذش روز به روز در حال ریزش است و مجبور است بیش از گذشته برای ایجاد تصویری مثبت از خود تلاش کند. تصویری که بتواند در برابر فضاحتی که در برابر مادران ایرانی برای خود ایجاد کرده است، با نمایش زنان و مادران قهرمان، آن را بپوشاند.