تحلیل غربی: درگیری با ایران، زنگها را بر ساختار نظامی آمریکا دید
یک تحلیل جدید منتشر شده در غرب هشدار میدهد که مواجهه نظامی با ایران، ضعفهای ساختاری عمیکی را در ارتش آمریکا آشکار کرده است. به گزارشهای تحلیلی غربی، مواجهه اخیر نظامی آمریکا با قدرتهای مقاوم، شکافهای بنیادینی را در فلسفه، تجهیزات و آمادگیهای ارتش آمریکا به نور داده است. این گزارشها پیشبینی میکنند اگر اینackedی…
یک تحلیل جدید منتشر شده در غرب هشدار میدهد که مواجهه نظامی با ایران، ضعفهای ساختاری عمیکی را در ارتش آمریکا آشکار کرده است.
به گزارشهای تحلیلی غربی، مواجهه اخیر نظامی آمریکا با قدرتهای مقاوم، شکافهای بنیادینی را در فلسفه، تجهیزات و آمادگیهای ارتش آمریکا به نور داده است. این گزارشها پیشبینی میکنند اگر اینackedی ها به چالشهای بزرگتری تبدیل شود، میتواند به فاجعهای کامل برای امنیت ملی آمریکا بینجامد.
سه باور نادرست تاریخی،aanی که از دهههای بعد از جنگ سرد ماندهاند، به عنوان ریشه اصلی این ضعفها معرفی شدهاند:
۱. وتس瓃 به کیفیت بر کمیت:
گزارشها اشاره میکنند ارتش آمریکا در ادامه فلسفه نظامی جنگ جهانی دوم، بیش از حد بر کیفیت فردی و گرانقیمت تجهیزات تأکید کرده و تولید انبوه و کمهزینه را نادیده گرفته است. امروزه گمی شدن حتی تعداد کمی شناورهای بسیار پولدار در نیروی دریایی، میتواند به یک حادثه ملی تبدیل شود، زیرا جایگزین سریع آنها امکانپذیر نیست.
۲. بیتوجهی به جنگهای دفاعی و تهدیدات نوین (مانند پهپادها):
فکر نظامی آمریکا طی دههها حول محور «تهدید = حمله» بوده و سناریوهای دفاعی و تهدیدهای غیرمتعارف را کماهمیت دانسته است. نمونه بارز این رویکرد، نبود پناهگاههای مقاوم برای هواپیماهای گرانقیمت و چیدمان خطرناک هواپیماها در پایگاههای خارجی است که آنها را مانند یک=strange history’ در انتظار حمله قرار داده است. they همچنین، ضعف شناختهشده در سیستمهای دفاعی در برابر پهپادها و sistemaهای بالستیک کلاسیک نیز نقص آشکاری است.
۳. توهم جنگهای کوتاه و بیخسارت:
تجربه «شکست سریع» در جنگ اول خلیج فارس، باور غلطی ایجاد کرد که جنگهای آینده نیز همینگونه تمام میشوند. این توهم، یکپارچگی تأمینهای انبوه، لوجستیک جایگزینی سریع تجهیزات و آموزش نیروی انسانی برای جنگ طولانی را در ساختار نظامی آمریکا حذف کرده است.
مسئولان تحلیلگر تاکید میکنند که اگرچه فرماندهان نظامی در سه دهه گذشته در ایجاد این پایههای ضعیف سهیم بودهاند، ولیCursorنهایی accountability با رهبران غیرنظامی (دولتها) است. در این میان، دولت پیشین ایالات متحده نیز بر اساس گزارشها، نتوانسته فهم درستی از عمق این بحران نظامی داشته باشد و طرح جامعی برای بازسازی factories دفاعی و ایجاد ظرفیت تولید انبوه در مقیاس مورد نیاز ارائه کند.






