«گلهای باران خورده» منتشر شد؛ پیشدرآمدی بر تور کنسرت «ایرانم»
قطعه جدید علیرضا قربانی با نام «گلهای باران خورده» با موسیقی علیرضا افکاری منتشر شد و پیشدرآمدی بر اجراهای آتی تور کنسرت «ایرانم» است.
قطعه جدید علیرضا قربانی با نام «گلهای باران خورده» با موسیقی علیرضا افکاری منتشر شد و پیشدرآمدی بر اجراهای آتی تور کنسرت «ایرانم» است.
قطعه جدید علیرضا قربانی با عنوان «گلهای باران خورده» منتشر شد. این اثر هنری که موسیقی آن را علیرضا افکاری ساخته است، نیمه مرداد ۱۴۰۵ به علاقه مندان ارائه گردید و به عنوان پیشدرآمدی بر اجراهای تازه تور کنسرت «ایرانم» در شهرهای مختلف کشور معرفی شده است.
این اثر با همکاری هنرمندان نامی در بخشهای مختلف تولید شده است؛ موسیقی از علیرضا افکاری، ترانه اثر محمدسعید میرزایی، میکس و مسترینگ توسط آرش پاکزاد و انتشار آن بر عهده آهنگ اشتیاق و شهر آفتاب بوده است.
علیرضا قربانی در خصوص انتشار این قطعه جدید، ابراز داشت: «این روزها با اشتیاق فراوان برای دیدارهای مجدد، تمام توان خود را در خلق اثری نوین از جنس صدا و موسیقی به کار گرفتیم تا قطعهای تازه تقدیم حضورتان کنیم؛ تقدیم به شما که عشق و همراهیتان در دشوارترین روزها، یاریبخش ما بود تا ناامید نشویم، سر خم نکنیم و بر عهدمان با شما پایبند بمانیم.»
وی افزود: ««گلهای باران خورده» نتیجه چندین ماه تلاش بیوقفه تیم ماست و فضایی را بازتاب میدهد که چندان از احساسات شخصی من در این روزها دور نیست. امیدوارم آنچه از جان و دل برآمده، بر دل نشیند و در زمره زمزمههای روزمره شما قرار گیرد.»
قربانی همچنین اشاره کرد که «گلهای باران خورده» ادامهدهنده مسیر اجرای تور کنسرت «ایرانم» در شهرهای گوناگون کشور خواهد بود. پس از استقبال گرم مردم تبریز، این گروه هنری در حال تدارک سفر به شهر شیراز و دیدار مجدد با مردم شریف آن دیار است.
متن ترانه قطعه «گلهای باران خورده» به شرح زیر است:
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم
بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را







