خبر فوری
فرهنگی

افتخارآفرینی «زیبا صدایم کن»؛ حق نشر رمان ارزشمند ایران به چین و ژاپن رسید

۱۴۰۵/۰۵/۱۹ - ۱۴:۰۰ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
رمان نوجوان «زیبا صدایم کن» اثر فرهاد حسن‌زاده، پس از درخشش در عرصه بین‌المللی، با واگذاری حق نشر به ناشران کشور چین و ژاپن، گامی دیگر در معرفی فرهنگ و ادبیات ایران در جهان برداشت.

رمان نوجوان «زیبا صدایم کن» اثر فرهاد حسن‌زاده، پس از درخشش در عرصه بین‌المللی، با واگذاری حق نشر به ناشران کشور چین و ژاپن، گامی دیگر در معرفی فرهنگ و ادبیات ایران در جهان برداشت.

رمان نوجوان «زیبا صدایم کن» اثر فرهاد حسن‌زاده، پس از درخشش در عرصه بین‌المللی، با واگذاری حق نشر به ناشران کشور چین و ژاپن، گامی دیگر در معرفی فرهنگ و ادبیات ایران در جهان برداشت.

حق نشر رمان نوجوان «زیبا صدایم کن» نوشته فرهاد حسن‌زاده، از آثار فاخر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به ناشرانی در کشورهای چین و ژاپن واگذار شد. این خبر که نشان از استقبال جهانی از قلم توانای نویسندگان ایرانی دارد، در چارچوب قراردادهای امور بین‌الملل کانون صورت گرفته است.

رمان «زیبا صدایم کن» که نخستین‌بار در سال ۱۳۹۴ منتشر شد، تاکنون به چاپ یازدهم رسیده و با شمارگان نزدیک به ۵۰ هزار نسخه، جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان یافته است. این اثر پیش از این به زبان‌های ارمنی، انگلیسی و ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شده و نسخه ترکی آن نیز در سال ۲۰۲۵ برای پنجمین بار به چاپ رسیده است.

درخشش «زیبا صدایم کن» در مجامع بین‌المللی نیز قابل توجه است؛ این کتاب در سال ۲۰۱۶ در کاتالوگ «White Ravens» کتابخانه بین‌المللی کودکان مونیخ قرار گرفت و در همان سال در فهرست افتخار IBBY جای گرفت. همچنین در سال ۱۳۹۵ نامزد جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد و در هجدهمین جشنواره کتاب کودک و نوجوان کانون به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.

این رمان ارزشمند در سال ۱۴۰۳ دستمایه ساخت فیلم سینمایی «زیبا صدایم کن» به کارگردانی رسول صدرعاملی قرار گرفت که موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر شد.

فرهاد حسن‌زاده، نویسنده این اثر، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات کودک و نوجوان ایران است که بارها به عنوان نامزد ایران برای جوایز معتبر جهانی از جمله آسترید لیندگرن (ALMA) و هانس کریستین اندرسن معرفی شده است.

«زیبا صدایم کن» داستان نوجوانانه‌ای را روایت می‌کند که در آسایشگاه کودکان بی‌سرپرست زندگی می‌کند و مواجهه او با پدر بیمارش، آغاز سفری پرماجرا در دل تهران است که همزمان با کشف خویشتن، به بازسازی پیوندهای عاطفی نیز می‌پردازد.