راز سخنوری «سخته و پخته»؛ روایت میرشکاک از شاعر یگانه دوران
یوسفعلی میرشکاک، شاعر پیشکسوت، از ویژگیهای کمتر شنیده شده رهبر شهید ایران، حضرت آیتالله خامنهای، پرده برداشت و شعر ایشان را آمیزهای بیبدیل از مکتب خراسان و عراق توصیف کرد.
یوسفعلی میرشکاک، شاعر پیشکسوت، از ویژگیهای کمتر شنیده شده رهبر شهید ایران، حضرت آیتالله خامنهای، پرده برداشت و شعر ایشان را آمیزهای بیبدیل از مکتب خراسان و عراق توصیف کرد.
یوسفعلی میرشکاک، شاعر پیشکسوت، نویسنده و منتقد برجسته ادبی، در گفتوگویی اختصاصی با خبرگزاری «۶۰ ثانیه»، ابعاد ناگفتهای از شخصیت و تواناییهای ادبی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، را بازگو کرد.
میرشکاک، حضرت قائد شهید را شاعری «سخته و پخته» قلمداد کرد و در تشریح قوت سخنوری ایشان اظهار داشت: «حضرت قائد شهید پدیدهای ویژه بودند. گرچه خاستگاه ایشان هویت صنفی روحانیت بود، اما جزو نمونههای نادری بودند که نه تنها از این خاستگاه فراتر میرفتند، بلکه از منظر وسعت دید و بینش، بسیار فرانگرتر بودند.»
این شاعر پیشکسوت با اشاره به اینکه ابعاد مبارزاتی رهبر معظم انقلاب برای بسیاری روشن است، خاطرنشان کرد: «ایشان انسان ذووجوهی بودند. بسیاری از بزرگان حوزه که گمان میکنند شاعر هستند و اشعارشان نیز منتشر میشود، از این ساحت تنها صورت شعر را درک کردهاند، در حالی که شعر سید شهید، درود خدا بر او باد، همتافت و آمیزهای از مکتب خراسان و مکتب عراق بود. قوت سخنوری مکتب خراسان را داشت، زبانی شستهرفته و دری، اما با لطافت، ظرافت و نمک شعر مکتب عراق؛ کاری که کمتر شاعری از عهده آن برآمده است.»
**غزلهای قائد شهید، یگانه و یکدست**
میرشکاک با مقایسه شعر رهبر معظم انقلاب با دیگر شاعران، بیان داشت: «مرحوم محمد قهرمان تلاش میکرد تا بین سبک هندی و سبک خراسانی همآمیزی ایجاد کند، با این حال شعرش در دایره محدودی میماند. اما شعر حضرت آقا – انشاءالله کل دیوانشان منتشر شود – بسیار فراگیر است. این شستهرفته بودن زبان از ویژگیهای شعری ایشان است. شما حشو در زبانشان نمیبینید.»
وی افزود: «به اصطلاح شعرا، شعر ایشان هیچگاه شترگربه نیست؛ یعنی ابیاتی ندارد که برخی آنقدر بلند باشند که شتر به نظر آیند و برخی دیگر آنقدر ضعیف که مثل گربه باشند. شعر مرحوم شهریار اینگونه بود؛ شترگربه بود، چون رعایت موازین سخنوری نمیکرد. اما مثلاً هوشنگ ابتهاج سخت هوشیار بود که ابیات یکدست باشد. آنهایی که به حافظ نظر داشتند، شعرشان یکدست است. ما در شعر فارسی به یکدستی شعر خواجه (حافظ) نداریم. نه بیدل اینگونه بود و نه حتی سعدی. مثلاً رودکی با اینکه مطلع شعر فارسی است، شعرش یکدست است.»
میرشکاک در پایان تأکید کرد: «غزلهای حضرت قائد شهید یکدست است. امیدوارم شاعرانی که تحت تأثیر منش و بینش ایشان هستند، این نکته را از ایشان بیاموزند و شعر یکدست بگویند. البته این دانش و مهارت نیاز به تلاش فراوان دارد و شاعر باید فضائل دیگری نیز داشته باشد.»
او همچنین اشاره کرد که بسیاری از علما هنگام سرودن شعر، تلاش میکنند دانش خود را در آن بگنجانند، اما در شعر حضرت آقا مطلقاً ندیده است که جملات عربی قلمبهسلمبه برای به رخ کشیدن فضل و سوادشان به کار برند. گویی وقتی شعر میسرودند، دیگر وجوه وجودی خود را کنار میگذاشتند و تنها شاعر باقی میماندند؛ آن هم شاعری سخته و پخته.








