عطر دلانگیز حفظ دعای «جامعه کبیره»؛ خاطرهای از اوج بندگی و مهر پدری
رهبر معظم انقلاب اسلامی (ره) در روایتی از دوران کودکی، خاطرهای شنیدنی از اشتیاق به عبادت و حفظ دعای «جامعه کبیره» را نقل میکنند که موجب خوشحالی عمیق پدر بزرگوارشان شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی (ره) در روایتی از دوران کودکی، خاطرهای شنیدنی از اشتیاق به عبادت و حفظ دعای «جامعه کبیره» را نقل میکنند که موجب خوشحالی عمیق پدر بزرگوارشان شد.
درخشش سیمای نورانی رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (ره)، همواره الهامبخش دلهای شیفته بوده است. مرور خاطرات این حکیم شهید، دریچهای به سوی معرفتی عمیقتر از شخصیت ایشان میگشاید. در این میان، بازخوانی تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، نقشی کلیدی در درک ابعاد وجودی ایشان دارد.
خاطرهای از تفضل الهی و مهر پدری
حضرت آیتالله خامنهای (ره) در بخشی از خاطرات شیرین خود، روایتی ناب از رخدادی را بیان میفرمایند که مایه خشنودی پدر معظمشان شد. ایشان با اشاره به دوران کودکی و دلدادگیشان به عبادت، میفرمایند: «من در کودکی خیلی اهل عبادت بودم، اهل نماز مستحبی، اهل دعا، اهل گریه، اهل اعمال امداود، دعای عرفه و… بودیم، از بچگی به این موارد علاقه داشتیم…، با مادرم روز عرفه که میشد از قبل تصمیم گرفته بودیم، معلوم کرده بودیم که با هم شروع کنیم، میرفتیم مادرم منتظر من بود، بعد از نماز ظهر مشغول عبادت میشدیم تا نزدیک غروب…، از اعمالی که خیلی مقید بودیم، اعمال لیلةالرغائب بود. من دعاهای ماه رجب را از بچگی حفظ بودم، با پدرم هر شب حرم مشرف میشدیم، پدرم میرفت حرم من هم هر شب میرفتم.»
امام شهید امّت، این خاطره مسرتبخش را اینگونه تکمیل میکنند: «آن وقت حرم که میرفتیم، پدرم هر شب زیارت امینالله را میخواند، زیارت جامعه کبیره را میخواند و مکرر میخواند، زمان حضور در حرم طول میکشید، من هم جامعه را از روی مفاتیح میخواندم، آنقدر خواندم که حفظ شدم، یک شب که از حرم بیرون میآمدیم، به پدرم گفتم؛ “آقا، من امشب جامعه را حفظ شدم.”، خیلی پدرم خوشحال شد و من را نوازش کرد.»






