«یانگوم» باز هم در قلب ملت جاودانه شد
سریال پرطرفدار «جواهری در قصر» با کسب اکثریت آرا، بار دیگر محبوبیت خود را به اثبات رساند و نشان داد که چگونه یک اثر هنری میتواند در گذر زمان نیز در دل مردم جای داشته باشد.
سریال پرطرفدار «جواهری در قصر» با کسب اکثریت آرا، بار دیگر محبوبیت خود را به اثبات رساند و نشان داد که چگونه یک اثر هنری میتواند در گذر زمان نیز در دل مردم جای داشته باشد.
نتایج یک نظرسنجی از شبکه تماشا نشان میدهد که مجموعه تلویزیونی «جواهری در قصر» با کسب ۴۶ درصد آرای مردمی، همچنان محبوبترین سریال این شبکه است.
در این نظرسنجی، مخاطبان از میان چهار سریال «دو دوست»، «آسا»، «نوش جان» و «جواهری در قصر» حق انتخاب داشتند و نتیجه کاملاً روشن بود: «جواهری در قصر» صدرنشین شد. پس از آن، سریال «دو دوست» با ۳۳ درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفت و «نوش جان» و «آسا» به ترتیب با ۱۴ و ۷ درصد در ردههای بعدی ایستادند.
این مجموعه که در ایران با نام «یانگوم» شناخته میشود، داستان زنی را روایت میکند که به عنوان اولین و شاید تنها پزشک زن خصوصی پادشاه در تاریخ ثبت شده است. داستان در دوران سلسله جوسون رخ میدهد، زمانی که جامعهای کاملاً طبقاتی و قوانین مردسالارانه بر زندگی مردم حاکم بود. با وجود ثبات اقتصادی نسبی، درگیریهای سیاسی میان خانواده سلطنتی و دولت، فضای پرتنشی ایجاد کرده بود.
«جواهری در قصر» هر شب ساعت ۱۹ پخش میشود و بازپخش آن در ساعات ۱۴، ۱۹ و ۲۴ نیز از شبکه تماشا در دسترس است.
سریالهای کرهای همواره در تلویزیون ایران مورد استقبال قرار داشتهاند. این علاقه از سال ۱۳۸۵ و با پخش «جواهری در قصر» آغاز شد و با «افسانه جو مونگ» در سال ۱۳۸۷ به اوج رسید. یانگوم و جو مونگ طرفداران بسیاری پیدا کردند به طوری که طبق آمار، در زمان پخششان بیشترین مخاطب تلویزیون را به خود جذب کردند.
علت این استقبال چیست؟ بسیاری معتقدند شباهتهای فرهنگی، اسطورهسازی و روابط عاطفی غنی، مخاطب ایرانی را جذب میکند. مردم ما همواره علاقه خاصی به ژانرهای تاریخی و اسطورهای داشتهاند و با دیدن این سریالها هم سرگرم میشوند و هم ناخودآگاه مقایسههایی با تاریخ خودمان انجام میدهند. جذابیت دیگر سریالهای کرهای، سادهزیستی شخصیتها و نبود تجملگرایی در زندگیشان است، چیزی که به بیننده حس واقعیتری میدهد.
اما چرا پس از بازپخشهای متعدد، همچنان طرفداران خود را از دست نمیدهند؟ پاسخ شاید در ضعف برخی سریالهای داخلی باشد. بسیاری از آثار داخلی، داستانهایی قابل پیشبینی و کلیشهای دارند، شخصیتها اغلب در چارچوب خیر و شر ساده قرار میگیرند و پایانها به سمت شعارزدگی میرود. در مقابل، سریالهای کرهای با داستانهای نو، شخصیتهای پیچیده و روایت جذاب، همچنان مخاطب را پای تلویزیون نگه میدارند.







