در شرایط کنونی، شکستهای مفتضحانه آمریکا در عرصههای مختلف بیش از پیش آشکار شده است و ترامپ با توسل به ترفندهای پوسیده، به دنبال ایجاد تفرقه و تضعیف ایران است.
جنگ خاموش همچنان ادامه دارد و سرنوشت آن، به وضعیت طرفین بستگی دارد. در حال حاضر، شکست آمریکاییها در سطوح راهبردی، بیش از پیش نمایان شده است. فشار سیاسی در داخل آمریکا بر ترامپ، به دلیل ادعاهای واهی او درباره اهداف جنگ و واقعیتهای میدانی، روز به روز افزایش مییابد. پیروزیهای ایران در یک سال اخیر، مرهون دو عامل اساسی بوده است: توان نظامی قدرتمند و پشتوانه مردمی استوار. این دو رکن، قدرت ملی ایران را حفظ کرده و هرگونه تهاجمی را بیاثر کرده است. برای اثبات این ادعا، کافی است به اسناد و تحلیلهای منتشر شده از سوی دشمنان هم رجوع کنیم. سوال اصلی این است که ترامپ برای رهایی از این وضعیت بغرنج، چه راهی دارد؟ چرا با وجود به شهادت رسیدن رهبران و از دست رفتن چهرههای برجسته سیاسی، نظامی و امنیتی، تغییری در صحنه به نفع ترامپ ایجاد نشده است؟ این سوالات و دهها سوال دیگر، نیازمند پاسخهای دقیق و تحلیلی است، اما آنچه در کوتاهمدت و در روزهای اخیر خودنمایی میکند، تلاش ترامپ برای به صحنه آوردن نوع دیگری از جنگ است تا معادلات موجود را بر هم بزند.
در همین راستا، اتاق فکر پنتاگون، به منظور یافتن راهکاری فوری برای تضعیف ایران، به ایدهی «حاکمیت دوگانه» و «ایجاد اختلاف در تصمیمگیریها» در داخل ایران متوسل شده است.
اظهارات متعدد ترامپ در میانه جنگ، مبنی بر ارتباط پنهانی با برخی از عناصر قدرت در ایران و تاکید بر تفاوت آنها با مقامات قبلی، در واقع یک «سناریوی از پیش طراحی شده» بود، مشابه یک فیلم سینمایی که هیچ سکانسی بیدلیل نوشته نمیشود. این سناریوی مسموم، با ادعای وجود دو گروه متضاد در درون حاکمیت ایران و پیشنهاد حذف مخالفان مذاکره، به اوج خود رسید. به عبارت دیگر، ترامپ و دولت آمریکا، با هدف ضربه زدن به پشتوانه مردمی کشور، که در خیابانهای سراسر ایران تجلی دارد، از سلاح «موافقان تسلیم» و «مخالفان تسلیم» استفاده کردند.
اگر واقعاً افرادی در سطح بالای حاکمیت ایران، با خواستههای ترامپ موافق بودند، بدون شک در جبهه نظامی، اهداف راهبردی او با شکست مواجه نمیشد و در میز مذاکره، منافع ایران توسط نمایندگان حکومت حفظ نمیشد. بر اساس گزارشهای منابع دست اول در دولت ترامپ و به نقل از رسانههای آمریکایی، تیم مذاکرهکننده ایرانی، هیچ راه نفوذی برای تیم آمریکایی باز نکردند.
در این شرایط، همه گروههای سیاسی و طیفهای فکری در ایران، مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز صریحاً فرمودهاند، هرگونه اقدامی که منجر به ایجاد تفرقه شود، خلاف مصالح کشور و منافع ملی است و از نظر عقلانی و شرعی، اشتباه است. این وضعیت، مسئولیت صاحبان تریبونهای مختلف، اعم از رسانههای بزرگ و رسمی و تریبونهای کوچکتر در خیابانها را سنگینتر میکند و خنثی کردن توطئه دوگانهسازی در ایران را به یک وظیفه ملی تبدیل میکند.
این موضعگیری قاطعانه و مقاومت در برابر ترفندهای تفرقهافکنانه ترامپ، به نفع تقویت «جبهه مردمی» است؛ جبههای که به تعبیر فرماندهان، به اندازه قدرت آفند و پدافند کشور، اهمیت دارد.