تنگه هرمز، گذرگاهی استراتژیک با وجود سهم کمتر در تجارت جهانی، نقشی تعیینکننده در بازار انرژی و امنیت جهانی ایفا میکند.
تنگه هرمز، این آبراه استراتژیک در تقاطع خلیج فارس و دریای عمان، با وجود آن که حدود ۷. ۹ درصد از تجارت دریایی جهان را به خود اختصاص داده است، همچنان به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای جهان مطرح است.

دادههای جدید نشان میدهد که سهم هرمز از تجارت دریایی در مقایسه با سایر گذرگاههای مهم جهان کمتر است، اما تأثیر اقتصادی و امنیتی آن به مراتب بیشتر است.
بررسیها نشان میدهد سهم تنگهها و مسیرهای دریایی از تجارت جهانی به این صورت است:
* تنگه مالاکا: ۲۱. ۶٪
* تنگه تایوان: ۲۱. ۲٪
* تنگه جبلالطارق: ۱۸. ۱٪
* کانال سوئز: ۱۶. ۴٪
* تنگه هرمز: ۷. ۹٪
این آمارها نشان میدهد که از نظر حجم کالاهای جابهجا شده، هرمز در ردههای پایینتری قرار دارد.
اما چرا اهمیت هرمز بیشتر است؟
برخلاف گذرگاههایی مانند مالاکا که سهم بیشتری در حجم تجارت دریایی دارند، تنگه هرمز میزبان بخش بزرگی از صادرات نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان است. این محصولات نقش تعیینکنندهای در بازارهای انرژی جهانی ایفا میکنند.
کارشناسان تأکید دارند:
۱. نفت و گاز جزو کالاهای تعیینکننده قیمت هستند: حتی اختلالات کوچک در جریان آنها میتواند باعث افزایش چشمگیر قیمتها در بازار جهانی شود.
۲. هزینه و محدودیت مسیرهای جایگزین: برای بسیاری از این جریانهای انرژی، در کوتاهمدت و میانمدت، مسیر جایگزینی وجود ندارد، یا اگر هم باشد بسیار طولانی، پرهزینه یا با محدودیت ظرفیت همراه است.
۳. آسیبپذیری بازارهای جهانی: تکیه اقتصادهای صنعتی و در حال توسعه بر واردات انرژی، باعث میشود که هر اخلالی در هرمز، اثر موجی در زنجیره عرضه و قیمت جهانی به بار آورد.
به عبارت دیگر، اگرچه از نظر حجم، مالاکا کالاهای بیشتری جابهجا میکند، اما هرمز کالاهای استراتژیکتری را منتقل میکند که تعیینکننده ثبات بازار انرژی هستند.
کارشناسان اقتصادی بارها تأکید کردهاند که حتی تهدید به مسدود شدن هرمز میتواند بازار جهانی انرژی را دچار بیثباتی کند؛ چرا که حجم بسیار زیادی از نفت خام صادراتی کشورهای حاشیه خلیج فارس از این گذرگاه عبور میکند.
این وضعیت باعث شده تا سیاستگذاران و تحلیلگران بازار انرژی، تنگه هرمز را نه صرفاً بهعنوان یک مسیر تجاری، بلکه شریان حیاتی عرضه انرژی بازار جهانی تلقی کنند.
به این ترتیب، تنگه هرمز نه تنها یک گلوگاه تجاری، بلکه یکی از کلیدیترین موازنههای ژئواقتصاد انرژی در جهان بهشمار میرود.