پایان سلطه دریایی آمریکا در هرمز؛ قدرت‌نمایی ایران، نقطه‌ عطفی در معادلات جهانی

تحلیل‌گران نظامی اذعان دارند که دوران یکه‌تازی آمریکا در دریاها به سر آمده و ایران با اقتدار خود در تنگه هرمز، معادلات جهانی را تغییر داده است.

به گزارش خبرنگار «۶۰ ثانیه»، جنیفر کاوانا، مدیر تحلیل‌های نظامی در اندیشکده «اولویت‌های دفاعی»، در تحلیلی برای نشریه «فارین پالیسی» تأکید کرد که دوران سلطه بی‌چالش نیروی دریایی آمریکا به پایان رسیده است. ایران با اقدامات مقتدرانه خود در تنگه هرمز، نشان داد که ایالات متحده دیگر قادر به تضمین آزادی کشتیرانی، حتی در برابر دشمنان ضعیف‌تر، نیست.

در این گزارش به نکات کلیدی زیر اشاره شده است:

۱. افول سلطه دریایی آمریکا: نویسنده با اشاره به زوال ضرب‌المثل قدیمی «هر که دریا را فرمان دهد، تجارت جهان را فرمان می‌دهد»، تأکید می‌کند که ایالات متحده که دهه‌ها بر قدرت دریایی خود تکیه کرده بود، اکنون با چالش‌هایی جدی مواجه شده است. جغرافیای منطقه و گسترش سلاح‌های ارزان‌قیمت، حتی قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را در تنگه‌های باریک به چالش کشیده است.

۲. اثبات قدرت ایران: مسدودسازی مؤثر تنگه هرمز توسط ایران، بارزترین نمونه این تغییر است. ایران با استفاده از پهپادها، مین‌ها و موشک‌های ارزان‌قیمت، توانایی خود را در به چالش کشیدن آمریکا به نمایش گذاشت و ثابت کرد که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند آزادی کشتیرانی را تضمین کند.

۳. ضرورت تفویض مسئولیت برای آمریکا: نویسنده معتقد است که ایالات متحده باید مسئولیت تأمین امنیت گذرگاه‌های دریایی را به بازیگران منطقه‌ای و کشورهایی که بیشترین وابستگی را به این آبراه‌ها دارند، واگذار کند. در خاورمیانه، این به معنای سپردن نظارت بر تنگه هرمز و باب‌المندب به کشورهای حاشیه خلیج فارس، اروپا و کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن و چین است.

۴. پذیرش نقش محدودتر برای آمریکا: کاوانا استدلال می‌کند که آمریکا می‌تواند در جهانی که دریاها محل رقابت هستند، به فعالیت خود ادامه دهد، اما باید استراتژی‌های اقتصادی و نظامی خود را به‌روز کند. نقش محدودتر دریایی، مزایای آشکاری دارد؛ از جمله کاهش بودجه دفاعی، کاهش فشار بر تجهیزات و پرسنل و کاهش خطر درگیر شدن در جنگ‌های غیرضروری.

۵. جمع‌بندی: کاوانا نتیجه می‌گیرد که اصرار بر بازگرداندن سلطه کامل دریایی آمریکا، اشتباهی فاحش و از نظر مالی غیرقابل تحمل است که به گسترش بیش از حد و گرفتار شدن در جنگ‌های غیرضروری منجر می‌شود. واشنگتن باید بپذیرد که دیگر تنها ضامن آزادی کشتیرانی در جهان نیست و این مسئولیت را به دیگران واگذار کند.