ترامپ با سوءاستفاده از نارضایتیهای اقتصادی به قدرت رسید، اما اکنون همین بحرانها به چالش بزرگی برای جمهوریخواهان تبدیل شده است.
تحلیلهای جدید نشان میدهد که آمریکا درگیر یک بیثباتی سیاسی عمیق شده است. جابهجایی قدرت بین دو حزب اصلی آمریکا به یک “وضعیت عادی جدید” تبدیل شده، که ریشه در نارضایتیهای اقتصادی و ناتوانی دولتها در حل مشکلات معیشتی مردم دارد.
از سال ۲۰۰۰ تاکنون، در ۱۱ مورد از ۱۳ انتخابات مهم آمریکا، قدرت بین دموکراتها و جمهوریخواهان دست به دست شده است. کاهش محبوبیت دونالد ترامپ، شانس دموکراتها را برای بازپسگیری مجلس نمایندگان و حتی سنا در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ افزایش داده است.
بخش مهمی از رأیدهندگان آمریکایی، بهویژه رأیدهندگان مستقل، دیگر تحت تأثیر مباحث فرهنگی و هویتی قرار نمیگیرند، بلکه وضعیت اقتصادی را معیار اصلی تصمیمگیری خود قرار دادهاند. افزایش نابرابری، رشد کند دستمزدها و تورم، باعث شده است بسیاری از خانوادهها، بهخصوص قشر فاقد تحصیلات دانشگاهی، احساس کنند شرایط زندگیشان دشوارتر شده است.
ترامپ در انتخابات 2024 با استفاده از همین نارضایتی اقتصادی به قدرت بازگشت، اما اکنون بحران اقتصادی به بزرگترین تهدید برای جمهوریخواهان تبدیل شده است. رأیدهندگان مستقل از سال 2017 تاکنون نگاه مثبتی به وضعیت اقتصادی نداشتهاند و موضوعاتی مانند قیمت بنزین و مواد غذایی همچنان تعیینکننده است.
رفتارهای افراطی و حزبی دولتها، بهویژه دولت ترامپ، نیز به این بیثباتی دامن زده است. استفاده گسترده از سازوکارهای حزبی و اتکای بیش از حد به دستورات اجرایی، موجب تشدید دوقطبیسازی سیاسی شده است. ترامپ با سوق دادن سیاست آمریکا به سمت مسائل هویتی و فرهنگی، پایگاههای حزبی را تثبیت کرد، اما نتوانست راهحلی برای مشکلات اقتصادی ارائه دهد.
بهباور تحلیلگران، تا زمانی که بحران هزینههای زندگی و نابرابری اقتصادی حل نشود، آمریکا همچنان گرفتار چرخه فرسایشی تغییر مداوم قدرت خواهد بود؛ چرخهای که ترامپ با شعارهای پوپولیستی خود آن را تشدید کرد، اما نتوانست متوقف سازد.