دادههای تازه از نبض خیابانها و محافل داخلی رژیم صهیونیستی نشان میدهد که توهم تحقق اهداف اعلامی جنگ، در ذهن شهروندان این رژیم به حبابی تبدیل شده است؛ حالا نزدیک به ۵۰ درصد جامعه اسرائیل بر این باورند که ادامه درگیری تنها هزینهها را بیشتر کرده و باید هرچه سریعتر پرونده آن بسته شود.
شواهد عددی و میدانی جدید، تصویری شفاف از خستگی راهبردی و فروپاشی روانی در رژیم صهیونیستی را ترسیم میکند. بر اساس آخرین پیمایشهای داخلی، دیگر خبری از آن هیجان کاذب روزهای نخست نیست؛ اعداد فریاد میزنند که باور به پیروزی مطلق در ذهن نسل جدید و طبقه متوسط اسرائیل به شدت تضعیف شده و نگاه غالب، حرکت به سمت محدودسازی اهداف و توقف زودهنگام ماشین جنگی است.
در این میان، حدود ۱۹ درصد از شهروندان این رژیم صراحتاً خواستار آتشبس بیقیدوشرط و فوری هستند. این طیف با درک واقعیتهای کف میدان، معتقدند ادامه عملیات نظامی نه تنها دستاورد ملموسی ندارد، بلکه تنها به تعمیق بحرانهای داخلی، افزایش هزینههای اقتصادی و تثبیت شکست راهبردی منجر خواهد شد.
گروه دیگری با سهم ۳۰ درصدی، نگاهی محتاطتر اما در نهایت همسو دارند: جنگ تنها تا زمانی قابل توجیه است که حداقل یکی از وعدههای نظامی محقق شود. به زبان ساده، حتی برای این بخش از جامعه نیز دستیابی به هر سه هدف بلندپروازانه فرماندهان صهیونیستی، رویایی دور از دسترس است و پس از همان یک موفقیت جزئی، باید ترمز کشیده شود.
جمعبندی این دو طیف فکری، یک معادله مهم را روشن میکند: نزدیک به نیمی از جامعه اسرائیل (حدود ۴۹ درصد) به این اجماع رسیدهاند که یا این جنگ اساساً به سرانجام نمیرسد، یا در خوشبینانهترین حالت، تنها یک پیروزی محدود ممکن است و پس از آن باید فوراً پایان یابد.
این آمار، صرفاً یک نظرسنجی آماری نیست؛ بلکه پژواک شکست دکترین نظامی رژیمی است که با تکیه بر زورگویی و انکار حقوق ملتها، قصد دیکته کردن اراده خود به منطقه را داشت. اکنون، تعدیل اجباری اهداف و خستگی عمومی، نشان میدهد که ایستادگی و مقاومت، معادله میدانی را چنان تغییر داده که حتی در قلب تلآویو نیز باور به تداوم جنگ رنگ باخته است. گویی زمان و تاریخ، به نفع کسانی میگذرد که حقیقت را بر توهم، و مقاومت را بر تسلیم مقدم میدانند.