آیات ۸ و ۹ سوره تکویر با پرسشی تکاندهنده از مظلومیت دخترانی میگوید که بیگناه کشته شدند «بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ». پرسشی که پس از حادثه تلخ دختران مدرسه میناب، بار دیگر در ذهنها زنده شده است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در سوره تکویر، آیات با تصویرهای بسیار سریع و تکاندهندهای از پایان جهان آغاز میشوند و بعد از آن، بحث به حقیقت وحی، پیامبر(ص) و مسئولیت انسان میرسد. در تفسیر المیزان، این پیوستگی میان «تحول عالم» و «آشکار شدن حقیقت اعمال» اهمیت ویژهای دارد.
صفحه ۵۸۶ شامل هر ۲۹ آیه سوره تکویر است. روزی که نظم آشنای جهان به هم میریزد سوره تکویر با مجموعهای از تصاویر پیاپی از قیامت آغاز میشود، تصاویری که از دگرگونی خورشید و ستارگان شروع میشود و به وضعیت انسان و سرنوشت اعمال او میرسد.
آیات نخست با تکرار «إِذَا» فضای وقوع حادثهای عظیم را ترسیم میکنند «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ، وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ، وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ». در نگاه علامه طباطبایی در المیزان، این آیات مجموعهای از نشانههای برهم خوردن نظام فعلی عالم را بیان میکنند؛ جهانی که انسان در زندگی روزمره آن را ثابت و تغییرناپذیر میبیند، اما در پایان این مرحله از هستی، شکل و نظم کنونی خود را از دست میدهد.
خورشید، ستارگان و کوهها دیگر همان جایگاه و کارکرد همیشگی را ندارند. حتی باارزشترین داراییها هم فراموش میشوند آیه چهارم میفرماید «وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ».
«عشار» به شتران ماده آبستن نزدیک به زایمان گفته میشود که در جامعه آن روز از ارزشمندترین داراییها به شمار میرفتند. معنای «عُطِّلَتْ» این است که حتی چنین سرمایه ارزشمندی در آن روز رها میشود.
این تصویر فقط درباره یک نوع دارایی نیست، بلکه نشان میدهد در قیامت، وابستگیهایی که در دنیا بسیار مهم به نظر میرسند، ناگهان بیاهمیت میشوند. انسان در آن لحظه چنان با حقیقت تازهای روبهرو است که حتی ارزشمندترین داشتههای مادی نیز نمیتواند توجه او را به خود جلب کند.
روزی که حقیقت اعمال انسان آشکار میشود سپس سوره از طبیعت به انسان منتقل میشود «وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ، وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ، بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ». «موءوده» اشاره به دخترانی دارد که در جاهلیت زندهبهگور میشدند.
قرآن با طرح یک سؤال بسیار کوتاه، جنایت را به تصویر میکشد «به کدام گناه کشته شد؟» سؤال متوجه قاتل است، اما قربانی سخنگوی مظلومیتی میشود که دیگر امکان پنهان کردن آن وجود ندارد. در آیات ۸ و ۹ سوره تکویر، این تعبیر به کدامین گناه، تصویری ماندگار از مظلومیت کودکانی است که قربانی جنایت شدهاند.
به کدامین گناه کشته شدند امروز نیز وقتی دختران بیگناه مدرسه میناب قربانی جنایتی تلخ میشوند، این پرسش قرآنی در ذهن زنده میشود که «به کدامین گناه؟» پرسشی که بیش از هر توضیحی، عمق مظلومیت قربانیان و داغ خانوادههایشان را نشان میدهد. بعد میفرماید که «وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ» پروندهها و نوشتههای اعمال گشوده میشوند.
در ادامه نیز «وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ» و «وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ، وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ» میآید. این سلسله آیات سرانجام به جمله کلیدی سوره میرسد «عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ»؛ هر انسانی خواهد دانست چه چیزی با خود آورده است.
این جمله در حقیقت نتیجه همه آن حوادث است. انسان در آن روز با نتیجه واقعی زندگی خود روبهرو میشود چیزی از اعمال او گم نمیشود و حقیقت آنچه پیشتر انجام داده، برایش آشکار خواهد شد.
سه سوگند برای اثبات یک حقیقت بزرگ از آیه ۱۵، فضای سوره تغییر میکند «فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ». علامه طباطبایی در بحث این آیات، توجه را به ساختار سوگندها و ارتباط آنها با نتیجهای که پس از آن میآید جلب میکند.
سخن از پدیدههایی است که حرکت، پنهان شدن و آشکار شدن دارند؛ ستارگان و اجرام آسمانی که در مسیر خود حرکت میکنند، شب که فرا میرسد و صبح که سر برمیآورد. پس از این سوگندها، قرآن حقیقتی اساسی را اعلام میکند «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ».
این سخن، پیام الهی است که از سوی فرستادهای کریم ابلاغ شده است. دفاع قرآن از پیامبر(ص) و حقیقت وحی در ادامه، ویژگیهای این رسول بیان میشود «ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ».
سپس قرآن اتهامهای مطرحشده درباره پیامبر(ص) را رد میکند: «وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ». تعبیر «صاحبکم» نیز قابل توجه است پیامبر برای مردم ناشناخته نبود.
او سالها در میان همان جامعه زندگی کرده بود و مردم او را میشناختند. بنابراین قرآن در مقام ردّ نسبتهایی است که برای بیاعتبار کردن پیام وحی مطرح میشد.
آیه ۲۳ نیز میفرماید که «وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» پیامبر این فرشته و واسطه وحی را در افق روشن مشاهده کرده است. پس از آن نیز تأکید میشود «وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ» و «وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ».
بنابراین قرآن هم نسبت دروغگویی یا کتمان وحی را رد میکند و هم منشأ شیطانی داشتن این پیام را نفی میکند. «پس کجا میروید؟» انتخابی که از انسان آغاز میشود سوره در دو آیه پایانی به یک جمعبندی مهم میرسد «فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ».
پس از این همه نشانه، سؤال قرآن روشن است انسان با این حقیقت چه میکند و به کدام سو میرود؟ این کتاب برای همه جهانیان «ذکر» و یادآوری است و راه را برای کسی نشان میدهد که بخواهد در مسیر درست قرار بگیرد «لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ».
اما پایان سوره نکتهای دقیق درباره اراده انسان دارد «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ». یعنی اراده انسان در نظام اراده الهی قرار دارد و استقلال مطلقی در برابر خدا ندارد.
در نتیجه، سوره تکویر از یک تصویر عظیم آغاز میشود جهانی که همه معادلات آشنای آن دگرگون شده است، سپس انسان را در برابر پرونده اعمالش قرار میدهد و در ادامه، از حقیقت وحی و پیامبر(ص) سخن میگوید. پایان سوره نیز انسان را به یک نقطه میرساند، بعد از آشکار شدن حقیقت، مسیر درست پیش روی اوست و مسئله اصلی این است که آیا میخواهد در این مسیر «استقامت» کند یا نه.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۸۶ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.