سریال «من اعتراف میکنم» با ایدهای جذاب و تیمی متشکل از چند شخصیت متفاوت به میدان آمده، اما ضعف فیلمنامه، شخصیتهای کلیشهای و معماهای قابلحدس، خیلی زود نقطه قوت اثر را به پاشنه آشیل آن تبدیل میکند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، ـ سینما: مشابه خارجی این اثر را کامل ندیدم، اما از افرادی که آن را دیده بودند میپرسیدم، همه یک جواب میدادند: اصلاً قابل مقایسه نیست. سریال «من اعتراف میکنم» یک کپی از سریالی است که نتفلیکس منتشر کرده بود (criminal) و در کشورهای مختلف نیز ساخته شد (آلمان، انگلیس، فرانسه و اسپانیا).
داستان یک تیم جنایی است که به دنبال حل پروندههایی هستند که اطلاعات جدیدی درباره آنها به دست آمده یا حلنشده و باز ماندهاند. البته اپیزودیک است و هر قسمت با یک کارگردان و نویسنده.
این با اینکه خودش را کپی معرفی کرده است اما از خط نسخه اصلی که بن مایه روانشناسی دارد، دور شده است. این اثر توسط فیلمنت ساخته شده است.
پایه و اساس فیلمنامه که شما با یک تیم از قشرهای مختلف، یعنی یک افسر بازنشسته، یک روانشناس، یک هکر و یک کارآگاه طرف هستید، جذاب است؛ اما این اثر یک نقطه دارد که هم میتواند قوتش باشد و هم ضعف و در این اثر، ضعفش حساب میشود. آن هم این است که هر فردی که داخل اتاق میشود، میدانیم که مجرم است؛ یعنی ما انتها را میدانیم، اما مسیر را خیر و همین رساندن مخاطب به انتها از مسیر جذابیتش را بیشتر میکند.
اما در اثر ایرانی، آنقدر علتها و معلومها سطحی است که مخاطب در یکسوم راه متوجه داستان میشود و دیگر تمایلی برای ادامه دادن ندارد.
سطحی بودن یعنی اینکه کارگردان در تلاش بوده مسیری چون شرلوک هولمز را پیدا کند اما به بنبست رسیده است درقسمت اول کلید حل پرونده نوع بستن بند کفش است یا حساسیت به بوی یک میوه! این بخش که مهمترین است، نتوانسته به خوبی دربیاید.
البته نقشها و شخصیتسازی و پردازی هم کلیشهای است؛ یعنی در هر گره، مخاطب میفهمد که الان کدامیک نقش ایفا میکند و قهرمان حل پرونده میشود و همین خستهکننده است. کارگردان تلاش زیادی کرده است تا شخصیت هر یک از اعضای تیم را به مخاطب معرفی کند، اما مشکل اینجاست که این شخصیتها آنقدر کلیشهای طراحی شدهاند که عملاً جایی برای نزدیک شدن مخاطب به آنها باقی نمیماند.
روانشناس تیم باردار است و همزمان درگیر کشمکش میان کار و خانواده؛ کارآگاه افسری است که به دلیل مشکلاتی از همسرش طلاق گرفته و با خانواده خودش هم رابطه خوبی ندارد؛ و هکر تیم هم بیشتر شبیه تصویری کلیشهای از یک هکر است تا یک شخصیت باورپذیر. در نتیجه، به جای اینکه هرکدام از اعضای تیم هویت و ویژگی متمایزی پیدا کنند، با مجموعهای از تیپهای آشنا روبهرو هستیم که از همان ابتدا میتوان رفتار و واکنشهایشان را حدس زد.
پروندهها همگی از نظر جنس و محتوا شبیه به آثار دیگر پلتفرمها هستند؛ قتلهایی که ناشی از خیانت یا انتقاماند و بیشتر پروندهها نیز حول همین مضامین میچرخند. مهمترین دلیل دیده نشدن اثر متن خیلی ضعیف این سریال و فهم نشدن مسئله نسخه اصلی است با توجه به اینکه میتوان گفت تیم خوبی هم دارد و بازیگران چهرهای را هم دور خود جمع کرده است.