
مهدی فخیمزاده از نگارش فصل دوم «خواب و بیدار» در 26 قسمت خبر داده و ناتاشا در آستانه بازگشت به تلویزیون است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، مهدی فخیمزاده هنوز شمرده و آرام صحبت میکند؛ همانطور که از او به یاد داریم، هرچند آثار آن تصادف سنگین هنوز در چهره و وضعیت جسمانیاش دیده میشود. حادثهای که هنگام فیلمبرداری یکی از آثار سینماییاش رخ داد و در آن روزها، زندهیاد خسرو امیرصادقی، از نزدیکان فخیمزاده، لحظهبهلحظه خبرهای وضعیت او را با خبرنگار در میان میگذاشت؛ خبرهایی که به روشنشدن واقعیت و پایاندادن به نگرانیها درباره شایعاتی چون ضربه مغزی کمک کرد.
ضربه سنگین بود، اما فخیمزاده بهتدریج به فعالیت بازگشت؛ بازی کرد و بار دیگر در پروژههای مختلف حاضر شد. کارگردانی که برای بسیاری با «خواب و بیدار» و برای گروهی دیگر با «مسافران مهتاب» و شخصیت نمک شناخته میشود، در سالهای بعد نیز در نقشهای متفاوتی از جمله «بازپرس» مقابل دوربین رفت.
با این حال، نام او همچنان با مجموعهای از سریالهای پلیسی گره خورده است؛ آثاری که در ساخت آنها، علاوه بر روایت معما و تعقیبوگریز، امضای شخصی او نیز دیده میشد.
پخش دوباره «خواب و بیدار» از شبکه آیفیلم، فرصتی برای مرور یکی از خاطرهانگیزترین تجربههای پلیسی تلویزیون بود؛ مجموعهای که با شخصیت ناتاشا و فضای پرتنش داستانش در ذهن مخاطبان ماند. حالا فخیمزاده از نگارش فصل دوم این مجموعه خبر داده است؛ خبری که در کنار هیجان بازگشت یک خاطره قدیمی، پرسش مهمی را پیش میکشد: فصل تازه چگونه میتواند هویت اثر نخست را حفظ کند، بیآنکه صرفاً به تکرار گذشته تبدیل شود؟
ناتاشا و پلیسهایی که در خاطره ماندند
«خواب و بیدار» در زمان پخش خود به یکی از مجموعههای پرمخاطب تلویزیون تبدیل شد. بخشی از جذابیت آن به شخصیتپردازی، ریتم داستان و ترکیب صحنههای اکشن با موقعیتهای عاطفی بازمیگشت.
در این میان، رویا نونهالی با بازی در نقش ناتاشا، یکی از ماندگارترین شخصیتهای منفی تلویزیون را خلق کرد؛ زنی که حضورش فقط به خلافکاری و فرار از قانون محدود نمیشد و بخش مهمی از کشمکش داستان را پیش میبرد.
در سوی دیگر، محمد صادقی و دانیال حکیمی نیز در نقشهای پلیسی، از چهرههای مهم این مجموعه بودند. تقابل ناتاشا با مأموران پلیس، بهویژه در بستر عملیات و تعقیبوگریزها، یکی از پایههای اصلی جذابیت سریال را شکل میداد.
مخاطب فقط با ماجرای دستگیری یک مجرم روبهرو نبود؛ شخصیتها، تصمیمهایشان و مناسبات میان آنها نیز در پیشبرد روایت نقش داشتند.
حضور ناتاشا در کنار سرگرد جلالی، با بازی مریم سلطانی، امکان نمایش دو چهره متفاوت از قدرت، اراده و نقش زنان در جامعه را فراهم میکرد. این تقابل، داستان را از یک روایت ساده پلیسی فراتر میبرد و به آن کشمکشی انسانی میداد.
با این همه، محبوبیت مجموعه به معنای بینقصبودن آن نبود. برخی موقعیتهای عملیاتی، از جمله چگونگی مواجهه نیروهای پلیس با مجرمان مسلح و میزان هماهنگی میان نیروها، پرسشهایی درباره واقعگرایی داستان ایجاد میکرد.
گاهی نیز منطق برخی اتفاقات داستانی بیش از آنکه بر جزئیات عملیاتی تکیه داشته باشد، تابع نیازهای دراماتیک بود. اما «خواب و بیدار» با وجود این ایرادها توانست مخاطب را درگیر کند و به یکی از خاطرات ماندگار سریالهای پلیسی تلویزیون تبدیل شود.
چالش فصل دوم؛ بازگشت ناتاشا یا تغییر داستان؟
ساخت فصل تازه از یک سریال خاطرهانگیز، فقط به معنای بازگرداندن نام و عنوانی آشنا نیست. تجربه مجموعههایی مانند «پایتخت»، «نونخ» و «زیرخاکی» نشان داده است که ادامهدادن یک اثر تلویزیونی، زمانی میتواند مخاطب را حفظ کند که در کنار تکیه بر هویت قبلی، امکان تحول شخصیتها و گسترش جهان داستانی را نیز فراهم کند.
در مقابل، بعضی مجموعهها مانند «آژانس دوستی» به دورهای از تلویزیون تعلق دارند که بازسازی همان فضای گذشته و بازگرداندن ترکیب اولیه بازیگران، با توجه به تغییر شرایط و درگذشت برخی از چهرههای اصلی، دیگر بهسادگی امکانپذیر نیست. هر مجموعهای برای ادامهیافتن، به راهحل خاص خود نیاز دارد؛ گاهی بازگشت شخصیتهای اصلی و گاهی تغییر در ترکیب بازیگران و مسیر قصه.
«خواب و بیدار» نیز با همین چالش روبهروست. مهدی فخیمزاده گفته فصل دوم را در حدود 26 قسمت نوشته و قصد ساخت آن را دارد؛ اما هنوز روشن نیست که در صورت ورود پروژه به مرحله تولید، چه تصمیمی درباره شخصیتهای اصلی و بازیگران گرفته خواهد شد.
ناتاشا یکی از مهمترین اهرمهای دراماتیک مجموعه است. غیبت یا بازگشت او، هرکدام میتواند مسیر متفاوتی پیش روی داستان قرار دهد.
اگر رویا نونهالی بار دیگر در این نقش ظاهر شود، فصل جدید فرصت دارد از تقابل گذشته و حال و تغییرات احتمالی شخصیت بهره ببرد؛ اگر هم داستان به مسیر دیگری برود، فخیمزاده باید بتواند جای خالی یکی از عناصر هویتی سریال را با شخصیتها و کشمکشهایی به همان اندازه قدرتمند پر کند.
همین مسئله درباره نقشهای پلیسی محمد صادقی و دانیال حکیمی نیز مطرح است. آیا این شخصیتها در فصل دوم حضور خواهند داشت؟
آیا قرار است همان مناسبات گذشته ادامه پیدا کند یا با گذشت زمان، تغییراتی در موقعیت و روابط آنها شکل بگیرد؟ پاسخ این پرسشها میتواند مشخص کند که «خواب و بیدار 2» تا چه اندازه به جهان اثر نخست وفادار میماند و در چه بخشهایی مسیر تازهای در پیش میگیرد.
البته هنوز نمیتوان از تغییر قطعی بازیگران یا شخصیتها سخن گفت؛ آنچه اهمیت دارد، تصمیمی است که فخیمزاده برای پیوندزدن گذشته و آینده داستان خواهد گرفت. ادامهدادن یک مجموعه محبوب، بهویژه پس از فاصلهای طولانی، بدون توجه به تغییر زمانه و انتظارات مخاطب، میتواند به تکرار فرمولی آشنا اما کماثر منجر شود.
امضای فخیمزاده در سریالهای پلیسی
فخیمزاده در ساخت آثار پلیسی، صرفاً به بازسازی الگوی آشنای پلیس و مجرم بسنده نمیکرد. توجه به شخصیتهای خاکستری، استفاده از موقعیتهای پرتنش و پیشبرد داستان از مسیر کنش و برخورد شخصیتها، از ویژگیهایی بود که در آثار او دیده میشد.
او در اجرای صحنههای اکشن نیز شیوه خاص خود را داشت و در برخی موقعیتها، بهجای اتکای صرف به بدلکاری، از طراحی صحنه و میزانسن برای ساختن تنش استفاده میکرد.
با این حال، بازگشت به الگوی موفق گذشته بهتنهایی تضمینکننده موفقیت فصل تازه نیست. مخاطب امروز با تجربهای متفاوت از تماشای سریال روبهروست؛ هم از نظر ریتم روایت و هم از نظر انتظاری که از شخصیتپردازی، جزئیات پلیسی و کیفیت تولید دارد.
فصل دوم باید بتواند میان وفاداری به جهان اثر نخست و پاسخگویی به این تغییرات تعادل برقرار کند.
26 قسمت برای فصل دوم؛ وعدهای که باید به قصه تبدیل شود
فخیمزاده در توضیح کوتاه خود گفته فصل دوم «خواب و بیدار» را در حدود 26 قسمت نوشته و قصد دارد آن را بسازد. این خبر، احتمال بازگشت یکی از نامهای شناختهشده سریالهای پلیسی تلویزیون را مطرح میکند؛ اما میان اعلام آمادگی برای ساخت و آغاز تولید، همچنان فاصله وجود دارد.
در چنین شرایطی، همراهی سیمافیلم با این طرح میتواند یکی از عوامل تعیینکننده باشد. احیای مجموعههای موفق، اگر با قصهای تازه و ضرورتی دراماتیک همراه باشد، میتواند مخاطبان قدیمی را دوباره پای تلویزیون بنشاند و نسل جدیدی را نیز با این آثار آشنا کند.
اما صرف اتکا به خاطره و شهرت نام یک مجموعه، نمیتواند جای خلاقیت و روایت تازه را بگیرد.
مسئله اصلی فقط این نیست که «خواب و بیدار 2» ساخته میشود یا نه؛ پرسش این است که فصل تازه چه چیزی برای گفتن دارد. آیا قرار است بر خاطره ناتاشا و شخصیتهای پلیسی مجموعه تکیه کند یا جهان داستانی آن را گسترش دهد و تصویری تازه از مواجهه پلیس و مجرمان ارائه کند؟
«خواب و بیدار» از آن دسته مجموعههایی است که خاطره شخصیتهایش هنوز در ذهن بخشی از مخاطبان تلویزیون باقی مانده است. حفظ این سرمایه نوستالژیک، به معنای منجمدکردن داستان در گذشته نیست؛ بلکه به توانایی سازندگان در بازآفرینی همان جذابیت، در قالب روایتی تازه بستگی دارد.
باید دید فخیمزاده چگونه میتواند از این خاطره قدرتمند صیانت کند و در عین حال، فصل دومی بسازد که نه صرفاً تکرار گذشته باشد و نه آنقدر از ریشههای خود فاصله بگیرد که دیگر نشانی از «خواب و بیدار» نداشته باشد.
فیلمتئاترهای عروسکی «ملاقات بانوی سالخورده» به کارگردانی هادی حجازیفر و «آشوب در قصر شیشهای» شنبه ۱۸ مهرماه در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر ایران به نمایش درمیآیند. همچنین مستند «قحطالرجال» نیز در خانه هنرمندان ایران اکران خواهد شد.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان امسال میزبان آثاری بود که با تکیه بر چهرهها و شخصیتهای محبوب تلویزیونی، به سینما رسیدهاند؛ رویهای که چندان غیرمنتظره به نظر نمیرسد و پیشتر هم بسیاری از کاراکترهای محبوب برنامههای تلویزیونی نه تنها به سینما راه یافتهاند که در زمره پرفروشها قرار گرفته و رکودها را جابهجا کردند.
داریوش فرضیایی که در نقش خودش مقابل دوربین رفته است، گفت: سر مزار مادرم رفتم برای بازی در فیلم «عموی بچهها» و از او کمک خواستم، چون در شرایط روحی خوبی نبودم پس از اینکه مادرم از دنیا رفت.
در روزهای پایانی این هفته، «گنج آدم کوچولوها»، «جایی که ماندیم»، «ربات جنجالی»، «جوجه تیغی»، «هشتگ خانه»، «یولی و سه پهلوان» و «سرزمین ربات ها»؛ فیلمهای جدیدی هستند که از قاب شبکه های سیما پخش میشوند.
تلویزیون این آخر هفته با تنوعی از ژانرها به میدان آمده، اما چیدمان برخی فیلمهای مهم، همچنان محل تأمل است.
تلویزیون در آخر هفته فیلمهای سینمایی مختلفی در ژانرهای گوناگون، از آثار ورزشی و پرهیجان تا درامهای معمایی و تاریخی را به نمایش میگذارد.
اوا ماری سنت، بازیگر برجسته هالیوود و برنده اسکار که در ۱۰۲ سالگی از دنیا رفت، قاب های ماندگاری از او در سینما ثبت شده است.
فیلم «زمین ما»؛ روایت بچههایی است که بدون توپ، زمین فوتبال ساختند، کارگردان این اثر با اشاره به حضور فیلمی در جشنواره کودک و نوجوان اصفهان میگوید: جایزه داوران کودک و نوجوان برایم از جایزه اصلی باارزشتر است.
سرقت و موبایلقاپی آرامش و آسایش شهروندان را مختل کرده؛ پلیس میگوید که در تازه ترین پرونده، دزد موبایل آقای بازیگر را دستگیر کرده است.
با اعلام نامزدها و برگزاری جلسه هماندیشی فیلمسازان فیلم کوتاه با حامد جعفری، پرونده این بخش امشب ۲۰ مهر ماه در اصفهان بسته میشود.
کارگردان و بازیگر فیلم سینمایی «دو تفنگدار» درباره داستان نوستالژیک این فیلم و تاثیرگذاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در حوزه سینمای کودک صحبت کردند.
یک رسانه عبری اعتراف کرد که فیلم ضد اسرائیلی موفقهای خیره کننده را در بخش اکران عمومی به دست آورده است.
علیرضا خمسه در جلسهای با شرکتکنندگان المپیاد فیلمسازی نوجوانان جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان با تأکید بر اهمیت کار تیمی گفت: سینما نمایش تکنفره نیست؛ به گروهتان اعتماد کنید، از سادهگویی شروع کنید و پرنده خیالتان را پرواز دهید.
فیلم کوتاه «همهچیز درباره رفتن» به کارگردانی صابر اللهدادیان با روایتی واقعی از روزهای جنگ و واحد فراهمآوری اعضای پیوندی بیمارستان دکتر مسیح دانشوری، تقابل «رفتن» و «ماندن» را در مرز مرگ و زندگی به تصویر میکشد.
شبکه نمایش سیما به مناسبت هفته نیروی انتظامی، این هفته هفت فیلم پلیسی را هر شب ساعت ۲۱ پخش میکند.
تاخیر تلویزیون در پخش مبارزه یکی از دختران جودوکار ایران باعث شد برخی در فضای مجازی با کنایه به این شکست دختر ۱۷ ساله ایران اشاره کنند.
کنداکتور آخر هفته تلویزیون با فیلمهای متنوعی پر شده؛ اما مسئله اصلی همچنان کیفیت انتخابهاست، نه تعداد آنها.
انتشار قسمت پایانی سریال «بیستویک» بار دیگر ضعفهای مزمن ژانر پلیسی در ایران را به نمایش گذاشت؛ ژانری که سالهاست میان فانتزیسازی، سیاهنمایی و فیلمنامههای قابل پیشبینی گرفتار مانده است. چرا سینما و تلویزیون ایران هنوز نتوانستهاند یک اثر پلیسی ماندگار و باورپذیر خلق کنند؟