
از «کوری» تا «یل»، نمایش الکل دوباره جنجال ساخت و سکانسی وایرال شد که حاشیه را بر قصه سریالها چیره کرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، گاهی یک سریال پیش از آنکه فرصت کند داستانش را تعریف کند، با یکی از سکانسهایش در شبکههای اجتماعی شناخته میشود؛ سکانسی که دستبهدست میچرخد، از دل روایت جدا میشود و به ویترین تبلیغاتی ناخواسته یا حتی مهمترین عامل دیدهشدن اثر تبدیل میشود. این روزها «یل» نیز در کنار انتظاری که برای بازگشت سازندگان «پوست شیر» به فضای جنایی و پرتعلیق نمایشخانگی شکل گرفته، با اینپرسشی قدیمی روبهرو شده است: چرا در برخی سریالها، نمایش مصرف مشروبات الکلی تا این اندازه به چشم میآید؟
با انتشار قسمت نخست «یل»، ساخته جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی، بار دیگر بحث درباره جایگاه الکل در سریالهای شبکه نمایشخانگی بالا گرفت. سکانسی از این مجموعه که در آن مصرف مشروبات الکلی به تصویر کشیده میشود، در بازنشرهای اینستاگرامی مورد توجه قرار گرفت؛ صحنهای که در کنار بازی بازیگران، بهویژه حضور چهرههای شناختهشدهای چون میلاد کیمرام و حسین یاری در مجموعه، بحثهایی درباره شیوه بازنمایی این رفتار در آثار نمایشی به راه انداخت.
البته مسئله صرفاً وجود یک بطری یا نمایش یک رفتار آسیبزا در قاب تصویر نیست. پرسش مهمتر این است که چنین صحنهای چه کارکردی در قصه دارد؟
آیا به شناخت شخصیتها، پیشبرد درام و شکلگیری تعارض کمک میکند یا به عنصری تبدیل میشود که جدا از منطق روایت، ظرفیت بیشتری برای دیدهشدن و بازنشر در فضای مجازی دارد؟
«یل»؛ بازگشت به حالوهوای «پوست شیر» یا تکرار فرمولهای آشنا؟
«یل» از همان ابتدا با انتظاراتی روبهرو شد که نام سازندگانش و سابقه «پوست شیر» در شکلگیری آن بیتأثیر نبود. جمشید و نوید محمودی پس از تجربهای که با آن مجموعه در نمایشخانگی به دست آوردند، بار دیگر سراغ داستانی جنایی رفتهاند؛ روایتی که اینبار در فضای روستایی دهه 1350 میگذرد و قتلهای زنجیرهای دختران جوان، محور معمای آن را شکل میدهد.
فضای روستایی، گندمزارها، رنگوبوی بصری و تدوین پرتعلیق، از جمله عناصری هستند که در قسمت نخست میتوانند مخاطب را یاد «پوست شیر» بیندازند. حضور میلاد کیمرام، حسین یاری و بازیگران دیگر نیز به جذابیت اولیه مجموعه افزوده است.
کیمرام در نقش سهراب، جوانی ماهر در تیراندازی و صاحب اعتبار در روستا، معرفی میشود و حسین یاری نیز در قالب محسن، پدری با دغدغههای خانوادگی، یکی از محورهای روایت را پیش میبرد.
اما شباهتهای بصری و حضور بازیگران آشنا بهتنهایی تضمینکننده نیستند که «یل» بتواند تجربه «پوست شیر» را تکرار کند. آنچه مخاطب از سازندگان انتظار دارد، نه بازسازی صرف فضای اثر قبلی، بلکه خلق شخصیتهایی مستقل، تعلیقی تازه و داستانی است که بهتدریج ابعاد پنهان خود را آشکار کند.
از همین رو، وایرالشدن یک سکانس در قسمت نخست را نباید با موفقیت روایی سریال یکی گرفت. «یل» هنوز برای اثبات ظرفیتهای داستانی خود به زمان نیاز دارد؛ همانطور که نمیتوان صرفاً با اتکا به یک صحنه درباره کلیت اثر حکم صادر کرد.
بااینحال، توجه زودهنگام به سکانسهای حاشیهساز، پرسشی جدی درباره نسبت میان قصه و عناصر جنجالی در تولیدات نمایشخانگی ایجاد میکند.
از «کوری» تا «بدنام»؛ چرا این تصویر تکرار میشود؟
بحث درباره نمایش مشروبات الکلی در شبکه نمایشخانگی به «یل» محدود نیست. پیشتر نیز آثاری چون «کوری»، «بدنام»، «تاسیان» «داریوش» و «نیسان آبی» از منظر نحوه بازنمایی برخی رفتارها و موقعیتهای اجتماعی محل بحث و انتقاد قرار گرفتهاند؛ هرکدام با داستان، لحن و رویکرد متفاوت خود، اما در بستری که بارها با یک پرسش مشترک روبهرو شده است: مرز میان بازنمایی یک واقعیت اجتماعی و برجستهکردن آن بهعنوان عنصری جذاب کجاست؟
«کوری» نمونه قابل تأملی در این زمینه است. داستان مجموعه مورد نظر با مسمومیت ناشی از مصرف مشروبات الکلی تقلبی در یکمراسم عروسی و نابینایی شماری از حاضران گره میخورد.
در چنین روایتی، الکل میتواند بخشی از علت وقوع فاجعه و موتور محرک داستان باشد؛ بنابراین، صرف حضور آن در تصویر را نمیتوان بهمعنای عادیسازی مصرف دانست.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که نمایش چنین رفتارهایی از یک موقعیت داستانی مشخص فراتر برود و به الگویی پرتکرار در آثار مختلف تبدیل شود. در این وضعیت، باید پرسید آیا هر بار نمایش این رفتار ضرورتی دراماتیک دارد یا سازندگان بهتدریج به فرمولی آشنا برای ساخت فضای بزرگسالانه، پرتنش یا متفاوت تکیه کردهاند؟
در «بدنام» نیز به عنوان دیگر سریال شبکه نمایش خانگی، انتشار و بازنشر برخی سکانسهای جنجالی، بحثهایی درباره نسبت میان کیفیت داستان و حاشیههای پیرامون سریال ایجاد کرد. در نمونههای دیگر هم نمایش خشونت، مصرف دخانیات، روابط پرتنش و سبک زندگی پرزرقوبرق، گاه بیش از جزئیات داستانی در فضای مجازی برجسته شده است.
البته کنار هم قرار دادن این آثار به معنای یکساندانستن مضمون، کیفیت یا اهداف سازندگان آنها نیست. مسئله، الگویی است که میتوان در بخشی از تولیدات مشاهده کرد: تصاویر کوتاه و بحثبرانگیز گاهی بیشتر از ساختار داستانی اثر دیده میشوند و به معیار غیررسمی توجه به آن تبدیل میشوند.
سکانسی که وایرال میشود، الزاماً بهترین نیست
شبکههای اجتماعی در اقتصاد امروز تصویر، قواعد ویژه خود را دارند. یک صحنه کوتاه، یک دیالوگ غیرمنتظره یا رفتاری خارج از انتظار میتواند بسیار سریعتر از یک گره داستانی پیچیده منتشر شود.
الگوریتمهای پلتفرمها نیز معمولاً به میزان توجه و تعامل کاربران حساساند؛ بنابراین، محتوایی که واکنش بیشتری برمیانگیزد، ممکن است بیشتر دیده شود، بیآنکه این دیدهشدن لزوماً نشاندهنده کیفیت هنری آن باشد.
در چنین فضایی، سکانسهای مصرف مشروبات الکلی، خشونت یا روابط پرحاشیه ظرفیت آن را دارند که از بافت اصلی روایت جدا شوند و به تصاویر مستقل و قابل بازنشر تبدیل شوند. این اتفاق لزوماً به معنای قصد سازنده برای تبلیغ آن رفتار نیست؛ اما میتواند نتیجهای ایجاد کند که ارزیابی آن برای سازندگان و پلتفرمها ضروری است.
در مورد «یل» نیز باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: کیفیت بازی و کارکرد سکانس در روایت. بازی خوب یک بازیگر میتواند موقعیتی را باورپذیر کند، اما بهتنهایی پاسخ نمیدهد که چرا آن موقعیت باید به این شکل نمایش داده شود یا چه نقشی در پیشبرد قصه دارد.
از سوی دیگر، پربازدیدشدن یک سکانس در اینستاگرام نیز لزوماً ثابت نمیکند که مخاطبان کل سریال را بهخاطر همان صحنه دنبال میکنند.
وقتی تصاویر حاشیهساز به مهمترین بخش قابلانتشار یک سریال تبدیل میشوند، احتمال دارد توجه رسانهای از آنچه باید موضوع اصلی باشد، یعنی داستان، بازی، کارگردانی و کیفیت روایت، منحرف شود. در این حالت، حتی یک اثر با ظرفیتهای هنری قابلتوجه نیز ممکن است در فضای عمومی با چند تصویر محدود شناخته شود.
عادیسازی؛ از تکرار تصویر تا تغییر حساسیت مخاطب
درباره تأثیر رسانه بر رفتار اجتماعی، نمیتوان با قطعیت گفت دیدن یک سکانس مشخص، مخاطب را به انجام همان رفتار ترغیب میکند. تأثیر آثار نمایشی به عوامل متعددی مانند سن مخاطب، زمینه فرهنگی، شیوه روایت، پیامدهای رفتار شخصیتها و تجربههای فردی بستگی دارد.
بااینحال، تکرار یک الگوی رفتاری در موقعیتهای مختلف میتواند بر میزان آشنایی مخاطب با آن و برداشت او از عادیبودن آن رفتار اثر بگذارد.
سیدکمیل حسینی جامعهشناس و پژوهشگر حوزه آسیبهای اجتماعی، پیشتر به تفاوت پیام آشکار و پنهان رسانه اشاره کرده و توضیح داده بود حتی اگر هدف ظاهری یک سریال نکوهش مصرف الکل باشد، نحوه نمایش آن ممکن است در سطح دیگری، این تصور را ایجاد کند که الکل وسیلهای برای آرامش یا کاهش فشار روانی است.
این نکته به معنای آن نیست که باید هرگونه صبحت از آسیب اجتماعی را از آثار نمایشی حذف کرد. اگر قرار باشد سینما و سریال صرفاً رفتارهای مطلوب را به تصویر بکشند، بخش بزرگی از واقعیتهای تلخ جامعه از روایت کنار گذاشته خواهد شد.
مسئله، چگونگی بازنمایی این آسیبهاست: آیا مخاطب با پیامدهای رفتار مواجه میشود؟ آیا آن رفتار در منطق شخصیت و داستان جای دارد؟
آیا نمایش آن به شناخت بهتر مسئله کمک میکند یا صرفاً بر جذابیت بصری صحنه تکیه دارد؟
در مورد مصرف مشروبات الکلی هم، بهویژه در جامعهای که این موضوع با محدودیتهای قانونی و حساسیتهای فرهنگی همراه است، این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند. سازندگان باید بدانند که تصویر، حتی بدون دیالوگی تبلیغاتی، میتواند در ذهن مخاطب معنا تولید کند؛ معنایی که همیشه با نیت اولیه سازنده یکسان نیست.
مسئله فقط الکل نیست
با برگشت به بحث اصلی، نقد به بخشی از تولیدات نمایشخانگی را نباید به یک بطری، یک سکانس یا یک سریال تقلیل داد. مسئله عمیقتر، احتمال وابستگی به عناصر آماده و کمهزینه برای تولید هیجان است؛ عناصری که میتوانند در کوتاهمدت توجه ایجاد کنند، اما اگر جای شخصیتپردازی، دیالوگهای دقیق، تعارضهای انسانی و گرهافکنی حسابشده را بگیرند، در بلندمدت به تکراریشدن آثار منجر میشوند.
«پوست شیر» برای بخشی از مخاطبان با معما، تعلیق، روابط انسانی و انتظار برای کشف حقیقت شناخته شد. بنابراین، طبیعی است که از «یل» نیز انتظار داشته باشند همان ظرفیتها را در روایتی تازه به کار بگیرد.
اگر قرار باشد شباهتهای ظاهری و چند تصویر جنجالی بیش از مسیر داستان در ذهن مخاطب باقی بماند، پرسش درباره کیفیت روایت جدیتر خواهد شد.
از سوی دیگر، نباید از این نکته غافل شد که نمایش یک رفتار آسیبزا، در صورت برخورداری از ضرورت داستانی، میتواند به نقد آن رفتار یا آشکارکردن پیامدهایش کمک کند. حذف صورت مسئله همیشه راهحل نیست؛ همانطور که نمایش بیتأمل و تکرارشونده نیز نمیتواند بهخودیخود نشانه واقعگرایی باشد.
معیار، نحوه مواجهه اثر با موضوع است؛ اینکه آیا صحنه در خدمت داستان قرار دارد یا داستان بهانهای برای رسیدن به صحنه شده است.
«یل» هنوز فرصت دارد؛ اما نمایشخانگی...
با انتشار نخستین قسمت «یل»، هنوز برای داوری نهایی درباره مجموعه زود است. این سریال میتواند در قسمتهای بعدی با گسترش معما، عمقبخشیدن به شخصیتها و ایجاد تعلیقی مستقل، مسیر خود را از سایه اثر قبلی سازندگانش جدا کند.
حضور بازیگران باتجربه و فضای داستانی متفاوت نیز ظرفیتهایی هستند که باید در ادامه سنجیده شوند.
بااینحال، حاشیه شکلگرفته پیرامون سکانس مصرف الکل بار دیگر مسئلهای را پیش روی شبکه نمایشخانگی قرار میدهد که از «کوری» تا «بدنام» و دیگر آثار محل بحث بوده است: آیا جنجال و بازنشر تصاویر کوتاه، به راهی آسانتر برای دیدهشدن تبدیل شده است؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها از روی یک سکانس یا تعداد بازنشرهای آن استخراج کرد. اما سازندگان، پلتفرمها و نهادهای ناظر میتوانند از خود بپرسند که چه سهمی از توجه مخاطب به کیفیت قصه اختصاص دارد و چه سهمی به تصاویر جداشده از روایت.
در نهایت، مسئله این نیست که سریالها باید از نمایش واقعیتهای تلخ فرار کنند؛ مسئله این است که واقعیت را چگونه روایت میکنند. اگر یک سکانس جنجالی از داستان جلو بزند و به مهمترین نشانه هویت یک اثر تبدیل شود، باید پرسید چه چیزی در روایت کمرنگ شده است.
«یل» هنوز فرصت دارد نشان دهد جذابیتش را بر پایه معما، شخصیت و تعلیق بنا کرده است، نه صرفاً تصاویر بحثبرانگیز. این فرصتی است که هم برای خود سریال اهمیت دارد و هم برای نمایشخانگی؛ رسانهای که برای حفظ مخاطب، بیش از هر چیز به داستانهای ماندگار و اعتماد بیننده نیاز دارد.