
در اینشعارها از کشورهایی که در تخریب زیرساختهای عراق و تحریمهای اینکشور حمایت کرده بودند حرفی نبود!
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، شهید جمال جعفر محمد علی آل ابراهیم معروف به ابومهدی المهندس، فرماندهی بود که درس مهندسی عمران را در دانشگاه تکنولوژی بغداد خوانده و به گفته نزدیکانش، مانند همانسالهای دانشجویی و تحصیل که با صدام مبارزه میکرد و همچنین مانند سالهایی که با نیروهای اشغالگر آمریکا در عراق میجنگید، گاهی نیست میشد و نمیشد پیدایش کرد. گاهی هم وسط جمعیتی دیده میشد که دورش را گرفته بودند.
یکی از آثاری که درباره ابومهدی در بازار نشر چاپ شد، «جمال» نوشته شهلا پناهی است که سال 1403 توسط انتشارات سوره مهر چاپ شد که با استفاده از روایت دوستان و نزدیکان ابومهدی، زندگی اینفرمانده ارشد جبهه مقاومت اسلامی و نائب رئیس نیروهای حشدالشعبی عراق را مرور میکرد.
پیش از این دو گزارش از مرور خاطرات دوستان و همرزمان ابومهدی المهندس را در قالب بررسی مطالب کتاب «جمال» منتشر کردیم که در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:
* « حاجقاسم گفت آزادی آمرلی تاکید رهبری است/ویژگیهای نیروی مطلوب ابومهدی »
* « اولینکسانی که در مرصاد با منافقین درگیر شدند عراقیهای لشکر بدر بودند »
در ادامه مشروح سومین و آخرین قسمت از این مرور و بررسی را میخوانیم:
شباهت کارهای یهود بینالملل در ایران و عراق؛ به روایت عالم سنی
شیخ محمد یکی از علمای سنی عراق است که با شهید ابومهدی المهندس، دیدار، رفاقت و دوستی داشته است.
یکی از خاطرات اینروحانی سنی از ابومهدی، مربوط به مهندسی اختلافات شیعه و سنی توسط یهود بینالملل و در ظاهر آمریکاست که با وحدت ابومهدی و شیخ محمد، عقیم ماند.
شیخ محمد در روایت خود در اینباره (که در شرایط امروز و برملاشدن فتنهافکنیهای اسرائیل و آمریکا در کشورهایی مثل ایران معنای زیادی دارد) گفته است:
«گروههای تکفیری با امکانات زیادی کار میکنند و با انتشار اخبار کذب و شایعه عراق رو به سمت جنگ عقیدتی میبرند. یکبار شایعه کرده بودند در یکمنطقه شیعهنشین به 5 هزار زن سنی تعدی و تجاوز شده است.
سال 2013 با متشنج کردن اوضاع تو مناطق سنینشین تظاهراتی با هدف احقاق حقوق مشروع مردم از دولت به راه انداختن، و بعد از مدتی پای گروهها و رسانههای خارجی تو این تظاهرات باز شد. درست تو همانروزها القاعده هم تو چند منطقه دست به اقدامات نظامی زد.
من و آقای آلوسی (عبدالقادر آلوسی رئیس مجلس علمای محمدی) در جریان همین سخنرانیها و جلسهها تهدید به ترور شدیم. داعش وقتی وارد شد، ادعای حمایت از اهل سنت رو داشت.
به نظر من ورود داعش به عراق و سرعت پیشرویاش دلایل مختلفی داشت که یکی از اونا بحث مشکلات اقتصادی بود و یکی هم کمکاری مسئولا. حمایت سازمانهای اطلاعاتی دنیا رو هم باید بهش اضافه کرد که علاوه بر حمایت مالی، حمایت تسلیحاتی نیز میکردن.
با ورود داعش به خیلی از مناطق اینتفکر وجود داشت که به افرادی که مشکل اقتصادی دارن، پول داده میشه. وقتی از خواب بیدار شدن که زیر لگد دشمن بودن و دیگه پشیمونی سود نداشت.
مجلس ما هم مستقل فتوای مبارزه با داعش رو صادر کرد. ما روزای سختی رو تو محاصره حدیثه پشت سر گذاشتیم.
بچههای ما تو آغوش مادراشون از شدت ضعف گرسنگی و عطش مردن. اگه حشدالشعبی و فرماندهی مدبرانه حاجابومهدی نبود؛ خدا میدونه که داعش به سر اهل و عیال ما که اهل تسنن بودیم چه بلایی میآورد.
همه عراق با مهندسی و حلقههای وصلی که حاجابومهدی بینمون ایجاد کرد رو به روی دشمن ایستادیم.
کاری که هیچمسئولی جرات انجامش را نداشت!
مردم عراق چندسال پیش تجربه مشابهی با 17 و 18 دیماه ایران داشتند و شلوغیها و اغتشاشاتی در اینکشور هم به وجود آمد. دوستان و همرزمان ابومهدی المهندس روایت کردهاند تا زمانی که مردم عادی عراق کف خیابان بودند و خواستههای معیشتی بر حق خود را مطرح میکردند، جو خیابانهای اینکشور آرام و اوضاع تحت کنترل بود.
همانروزها هم عدهای از جوانان حشدالشعبی به حقوق ماهیانه خود اعتراض داشتند و در آنشرایط که هیچمسئول عراقی جرات حضور بین معترضان را نداشت، ابومهدی بهتنهایی وارد جمع معترضان شد و میانشان نشست.
ابومهدی دور انتظار همه و بدون هیچمحافظی، بین معترضانی رفت که همه را «بچههای خودش» میدانست.
اما از جایی به بعد شرایط اعتراضات اجتماعی عراق تغییر کرد و همانشرایطی پیش آمد که طبق الگوی از پیشطراحیشده یهود بینالملل در خیلی از کشورها ازجمله لیبی و سوریه جواب داده بود. راویان خاطرات ابومهدی و همرزمان او که خاطراتشان در کتاب «جمال» ثبت شده، در صفحه 321 اینکتاب میگویند:
«کم کم شعارها و شکل اعتراضها تغییر کرد و کار به مداخله نیروهای امنیتی کشید. نکته جالب این بود که در اینشعارها از کشورهایی که در تخریب زیرساختهای عراق، اعمال و حمایت از سیزده سال تحریم، سکوت در برابر 9 سال اشغال رسمی عراق توسط آمریکاییها و حمایت از داعش نقش داشتند، هیچ حرفی نبود.
از طرفی به وضوح دیده میشد بین معترضان، افرادی به سمت نخستوزیر تازه انتخابشده، ساختار حشدالشعبی، دولت ایران و حزبالله لبنان انگشت اتهام گرفتهاند. با حساب سرانگشتی سادهای میشد به عوامل پشت پرده ایناتفاقها پی برد.»
اینشرایط باعث شد خیلی از مردم عراق راه خود را از اغتشاشگران حاضر در خیابانهای اینکشور جدا کنند و یکی دیگر از نقشههای استکبار و استعمار یهودی ناموفق شود.
شباهت کارهای مطالعاتی آمریکا در ایران و عراق
با اشارهای که به شباهت آتشافروزیهای یهود در ایران و عراق، بد نیست به جملاتی از ابومهدی المهندس هم اشاره کنیم که به یکی از همرزمانش گفته بود. اینجملات درباره اتاقفکرهای آمریکایی و طرحهای مختلفشان برای جلوگیری از پیشرفت جبهه مقاومت اسلامی هستند.
اینجملات ابومهدی در صفحه 314 کتاب «جمال» قرار دارند و از اینقرارند:
«من درباره بعضی مقالهها و پژوهشهای انجامشده صحبت کردم و گفتم که تو آمریکا مراکز استراتژیک و اتاق فکراییه که در پوشش مطالعه و پژوهش، برنامه و عملکردای آمریکا رو به کشورای دیگه دیکته میکنن و برای عملیکردن اهدافشون راهکار ارائه میدن. مثلا موضوع پژوهش یکی از اینموسسهها این بود که اگه حشدالشعبی منحل نشد، دولت عراق باید چه برنامهای پیش رو داشته باشه و چه کارایی انجام بده تا به ایننتیجه برسن.
اولین قدم کم کردن بودجه حشدالشعبی، به اینمعنی که اسم نیروهای مسلح رو حشدالشعبی بذارن که هرجا میری ببینی همه یه نیرو هستن و اگه مشکلی پیش اومد یا اتفاقی افتاد، بگن ببینید اینا از حشدالشعبی هستن که دارن اینکار رو میکنن و مرحله آخر هم اخراج بعضی فرماندههای حشدالشعبیه که اسم من رو هم تو اون فهرست آورده بودن. اتفاقایی که اینروزا میبینی، کارشکنیهایی که انجام میشه و اوضاعی که در حال رقمخوردنه، در حقیقت اجرای گام به گام نقشه آمریکاییهاست.»
کارشکنی؛ یکشباهت دیگر!
در کنار جملات ابومهدی، بد نیست اشارهای هم به واقعیت کارشکنیهایی که برای جلوگیری از فعالیتهای حشدالشعبی در عراق انجام شد داشته باشیم. یکنمونه بارز اینکارشکنیها را میتوان در ماجرای آزادسازی شهر فلوجه مشاهده کرد.
در مرحله اول آزادسازی فلوجه، به نیروهای حشدالشعبی اجازه ورود داده نشد و نیروهای ابومهدی هم لباس پلیس فدرال عراق را پوشیده و وارد فلوجه شدند تا ماموریت خود ر ابرای آزادسازی اینشهر انجام دهند.
وقتی کارد به استخوان حاجقاسم و ابومهدی میرسید
شرایطی که اتاقهای فکر یهود در خیابانهای عراق ایجاد کرده بودند، باعث گرهافکنی در جهاد نیروهای ابومهدی و حاجقاسم برای جنگ با داعش شده بود. یکی از همرزمان عراقی حاجقاسم و ابومهدی روایت کرده، زمانهایی بوده که متوجه میشدند حاجقاسم و حاجابومهدی خیلی دلشان گرفته و به قول ایرانیها کارد به استخوانشان رسیده است.
آنمواقع هم زمانی بود که حاجقاسم یا ابومهدی به یکی از اطرافیان میگفتند «برایمان روضه بخوان!»
در آنشرایط شلوغی و اغتشاش در عراق هم که نزدیک مراسم پیادهروی اربعین بود، حاجقاسم از یکی از سیدهای جمع خواست برایشان روضهای بخواند و فضای توسل شکل بگیرد. فردای روزی که ایناتفاق افتاد، کمیته برگزارکننده اعتراض در خیابانهای عراق اعلام کرد تا پایان مراسم اربعین، تجمعهای خیابانی خود را متوقف میکند.
حشدالشعبی با کارشکنیهای زیاد مواجه شد. مثلا در آزادی فلوجه در مرحله اول آزادسازی به حشدالشعبی اجازه ورود ندادند.
بچههای حشد هم لباس پلیس فدرال را پوشیده و وارد فلوجه شدند.
«من درباره بعضی مقالهها و پژوهشهای انجامشده صحبت کردم و گفتم که تو آمریکا مراکز استراتژیک و اتاق فکراییه که در پوشش مطالعه و پژوهش، برنامه و عملکردای آمریکا رو به کشورای دیگه دیکته میکنن و برای عملیکردن اهدافشون راهکار ارائه میدن. مثلا موضوع پژوهش یکی از اینموسسهها این بود که اگه حشدالشعبی منحل نشد، دولت عراق باید چه برنامهای پیش رو داشته باشه و چه کارایی انجام بده تا به ایننتیجه برسن.
اولین قدم کم کردن بودجه حشدالشعبی، به اینمعنی که اسم نیروهای مسلح رو حشدالشعبی بذارن که هرجا میری ببینی همه یه نیرو هستن و اگه مشکلی پیش اومد یا اتفاقی افتاد، بگن ببینید اینا از حشدالشعبی هستن که دارن اینکار رو میکنن و مرحله آخر هم اخراج بعضی فرماندههای حشدالشعبیه که اسم من رو هم تو اون فهرست آورده بودن. اتفاقایی که اینروزا میبینی، کارشکنیهایی که انجام میشه و اوضاعی که در حال رقمخوردنه، در حقیقت اجرای گام به گام نقشه آمریکاییهاست.» (صفحه 314)
حلکردن مشکل زن و شوهر در مسجد اهل سنت
یکی دیگر از خدمات اجتماعی و فرهنگی شخصیت اصلی کتاب «جمال» که کنار روایت شیخ محمد (عالم اهل سنت عراقی) قرار میگیرد، مربوط به وقتی است که پس از کار، برای اقامه نماز به مسجد 17 رمضان که مسجد اهل سنت بود، رفت. حین حضور ابومهدی در مسجد، مردی خود را به حلقه اطرافیان او رساند و گفت خواهشی دارد.
ابومهدی هم با روی باز و لبخند، خواسته مرد را پرسید. مرد هم در حالیکه شمارهای را با تلفن همراه خود میگرفت، گفت: «بین من و همسرم اختلافی پیش اومده.
چون حرف شما رو قبول داره لطفا با او صحبت کن!»
به اینترتیب ابومهدی تلفن همراه را از مرد گرفته و اینگره خانوادگی را حل کرد.
پدرمان هم اینقدر محبت نمیکرد!
رفتار پدرانه و محبت ابومهدی المهندس به نیروهایش، نمود و نمونههای زیادی دارد و خاطرات زیادی در اینباره روایت شده است. یکی از نزدیکان او درباره اینرفتارش روایت کرده است:
«من با حاجی به خط مقدمی رسیدیم که بعد از اون دیگه با فاصله کوتاهی خاکریزای دشمن مشخص بود. حاج ابومهدی به تک تک نیروها سر زد و با همه حال و احوال کرد.
موقع شام شد، پرسید خب شام چی دارید؟ مسئول اونمحور گفت برای شما الان شام تهیه کردیم، برای نیروها هم جیره غذاشون رو میآریم.
حاج ابومهدی گفت من همینجا کنار بچههام غذا میخورم. هرچی که اینا میخورن برای من هم بیارید.
بعد هم روی تکه برزنتی نشست و همه بچهها دورش حلقه زدن و شروع به بگوبخند کردن. غذا رو که آوردیم، حاجابومهدی سر سفره به نیروها لقمه میداد و خودش شاید یکی دو لقمه نون و ماست یا خیلی کم آش جیره نیروها رو خورد.
یه دفعه یکی از نیروها حاجی رو محکم بغل کرد و زیر گریه زد. همه ما مونده بودیم که اینجوون چرا اینطوری میکنه.
پسر جوون سر از روی شونه حاجی برداشت، صورت و دستای حاجابومهدی رو بوسید و گفت والله که اگه پدر داشتیم و اینجا بود، الان اینقدر به ما محبت نمیکرد. ما از اینعشق و محبت شما سیراب نمیشیم.
حاجابومهدی پیشونی پسر رو بوسید و گفت من هم جای بابای شما هستم، عزیزم. ما یه خونوادهایم و من وظیفه دارم مراقب شما باشم.
شما همگی پسرای من هستید و من دوستتون دارم.» (صفحه 276)
دیگر نمونه رفتار پدرانه ابومهدی با نیروهایش را میتوان در خاطرهای دید که صفحه 335 کتاب «جمال» منتشر شده و راوی آن میگوید:
«یه بار نیروها از دل صحرا گذشته بودن و موقع نماز ظهر به مقر فرماندهی رسیدن. خب اینایی که پشت ماشینا نشسته بودن، غرق خاک بودن.
تا روی مژههاشون خاک نشسته بود. همون موقع حاجی وضو گرفته بود که بره نمازش رو بخونه.
وقتی اینبچهها رو دید، به استقبالشون رفت، تکتکشون رو با همون سر و وضع خاکیشون در آغوش گرفت، خاک روی سر و صورتشون رو پاک کرد، صورت و پیشونیشون رو بوسید و بعد هم رفت برای نماز.»
افتخارم این است که در فهرست سیاه آمریکا هستم
یکی از جملات ابومهدی المهندس به نیروهایش، ابراز افتخار به این بود که نامش در فهرست سیاه و ترور آمریکاییها بوده است. مشروح اینموضعگیری و جملات کاملتر او در اینباره، در کلام همرزمانش از اینقرار است:
«مایه افتخار منه که تو فهرست سیاه آمریکا باشم. اگر تو فهرست سفید بودم، برایم واویلا بود.
به قول امام خمینی، آمریکا شیطان بزرگ و حتی بدتر از اسرائیله. دشمن اصلی ما آمریکاست و این دشمنی باهاش رو یه امتیاز میدونم.
خدا اینامتیاز رو از من نگیره.»
افتخار دیگر ابومهدی؛ تکلم به زبان فارسی
شهید ابومهدی المهندس میگفت در خیلی از مواقع که با رسانهها مصاحبه داشته، به زبان فارسی صحبت میکند و تکلم به اینزبان برایش مایه افتخار است. در همینزمینه هم جمله معروف شهیدبهشتی را نقل قول میکرد که «عربی، زبان قرآن است و فارسی زبان انقلاب و گفتمان جهاد و مبارزه با استکبار.»
دانشجوی دکترا هستم ولی...
ابومهدی همزمان با حضور فعال در جنگ با آمریکا و اسرائیل، تصمیم گرفت در رشته روابط بینالملل در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کند. تصمیم بعدی او تحصیل در مقطع دکترا بود.
او زمان درگیری و جنگ با داعش، دانشجوی دکترا بود و بهخاطر مشغله زیاد در جنگ مورد اشاره، فرصت نکرد درسش را در اینمقطع تمام کند.
مقبرهای که ابومهدی نجاتش داد
یکی از بقعهها و اماکن تاریخی مذهبی عراق، مقام سیده مریم از دختران امام جعفر صادق (ع) است در منطقه خضرای بغداد است که ابومهدی المهندس مانع تخریب آن شد. اینمکان معنوی بنا بود به تصمیم نخستوزیر وقت عراق تخریب شود اما ابومهدی مانع اینتصمیم شد و به بازسازی بقعه مورد اشاره کمک کرد.
خرمشهر تا بصره، ساخت آشیانه هواپیما و بازرسی پایگاهها
عشیره مادری ابومهدی، بنیتمیم و اصالتا اهل بحرین هستند. مادر اینشهید متولد ایران و شهر خرمشهر است.
اما بهعلت صدور فرمان کشف حجاب رضاخان، از اینشهر کوچ کرده و از طریق هور به بصره در عراق مهاجرت کرد. ابومهدی نیز در عراق متولد شد و از دوران دبیرستان، وارد حزب الدعوه عراق و تبدیل به یکی از مقلدان شهید محمدباقر صدر شد.
یکی از کارهایی که در دوران دانشجویی و مبارزه به او سپرده شد، ساخت سوله و آشیانه هواپیما در ارتش عراق بود. او همچنین بازرس پایگاههای هوایی از بصره تا ناصریه بود و اینتجربیات را بهعنوان اندوختههای نظامی خود داشت تا وارد چرخه مبارزه انقلابی با صدام شد.
حشدالشعبی سیاسی شود از آن بیرون میآیم
پس از حمله داعش (نیروهای نیابتی یهود) به عراق، شرایطی پیش آمد که داعش به 5 کیلومتری بغداد رسید و بسیاری از مسئولان عراق در حال ترک اینکشور بودند. راویان آنروزها میگویند حکومت وقت عراق تا مرز سقوط کامل پیش رفته بود که ابومهدی المهندس و حاجقاسم سلیمانی به داد عراق رسیدند و داعش را عقب راندند.
پس از صدور فتوای جهاد مرجعیت شیعه، ابومهدی ستادی را در منزل خود تشکیل داد که اولینقالب و ظرف وجودی حشدالشعبی در آن بنا گذاشته شد. او سیل جمعیتی را که بهخاطر فتوای مراجع راهی اینستاد شده بودند، نظم داده و برای استفاده از ظرفیتشان برنامهریزی کرد.
همیشه هم بر «اعتقادیبودن» نیروهای حشدالشعبی تاکید داشت و میگفت روزی که ببیند حشد، سیاسی شده از آن خارج میشود. اینجمله از ابومهدی است که «هرجا ببینم به حزب تبدیل شود، بیرون میآیم.
از حزبالدعوه، مجلس اعلا و بدر هم به همیندلیل بیرون آمدم.»
ابومهدی گفته بود «حشدالشعبی باید نیرویی برای همه عراقیها باقی بماند و از امنیت عراق محافظت کند. اگر سیاسی شود، حتمال از آن خارج میشوم.»
حضور حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در مناطق سیلزدن جنوب و غرب ایران
ایستادن مقابل دولت؛ بهخاطر مردم
ابومهدی که فردی غیرسیاسی بود، در مقاطع مختلف زندگی خود همه اراده و امکانات خود را برای کمکردن درد و آلام مردم ایران و عراق به کار بست. در مقطعی دولت عراق، تصمیم گرفت در منطقه سلام دریچه شد رود عز را باز کرده و آب را به سمت زمینهای کشاورزی هدایت کند.
ابومهدی بهطور صریح و علنی با اینطرح مخالفت کرد و مانع از اجرای آن شد.
او که عمر و جوانی خود را برای آسایش مردم مسلمان و غیرمسلمان عراق و ایران هزینه کرده بود، بین نیروهای حشدالشعبی با لقب «شایب» (پیر) شناخته میشد.
استفاده فرمانده از تانکهای از رده خارج
زمان مقابله حشدالشعبی با داعش، تعدادی زیادی تانک خراب و از رده خارج ارتش عراق در پادگان التاجی وجود داشت. اینفرمانده نظامی به محمدرضا جابری مسئول تشریفات حشدالشعبی گفت با تعدادی نیرو، امکانات و همچنین مستشاران کاربلد ایرانی به پادگان رفته و ضمن تعمیر تانکها، آنها را برای رویارویی با داعش، به خط کنند.
به اینترتیب تعدادی از ادوات زرهی جنگ با داعش، از همینراه تامین شد.
رویکرد ابومهدی در قبال خانواده داعشی
دوستان ابومهدی میگویند پناه دادن، مراقبت، پذیرایی و درمان خانوادههای داعشی یکی از رویههای ثابت ابومهدی در جنگ بود و همیشه اعلام میکرد «با پناهندگان و به ویژه خانوادههای داعشی انسانی رفتاری کنید!»
چه کنیم به چشم خدا بیاییم؟
از دیگر موارد سلوک اخلاقی و عرفانی ابومهدی المهندس، جملهای از اوست که اطرافیانش نقل کردهاند؛ اینکه «برای به چشم خدا آمدن، باید بی نام و نشان باشیم.»
دیگر جمله قصار از اینشهید مقاومت اسلامی که شبیه جملات و رویکرد اخلاقی شهدای دفاع مقدس 8 ساله، 12 روزه و 40 روزه هستند، از اینقرار بود که «مهمتر از پیروزی بر دشمن، پیروزی بر نفس خودمان است؛ قبل از پیروزی بر دشمن.»
ابومهدی المهندس معتقد بود ثابتقدم ماندن در اینمسیر اهمیت زیادی دارد و آن را بهعنوان یکدغدغه مطرح میکرد.
قاب ماندگار از حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در جریان سیل خوزستان
چرا برای کمک به ایران آمدم
هفته اول فروردین 1398، سیلی بزرگ در جنوب و غرب ایران حادث شد که به سیل خوزستان معروف شد و گروههای جهادی مختلف برای کمک به مردم سیلزده اعزام شدند. بین گروههایی که به سیلزدهها کمک میکردند، نیروهای تحت امر حاجقاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس هم مشغول به خدمترسانی بودند و آستینهای خود را بالا زده بودند.
یکی از جبهههای جهاد ابومهدی و حاجقاسم، چنین خدمترسانیهایی به مردم ایران، عراق و دیگر کشورهای نیازمند کمک بود. در سیل خوزستان نیز قابهایی از حضور هر دو فرمانده در جمع امدادگران منتشر و گزارشهایی در اینزمینه تهیه شد.
یکی از خبرنگاران حاضر در صحنه که برای تهیه گزارش به مناطق سیلزده رفته بود، با دیدن ابومهدی، از او پرسید برای چه در چنینوضعیتی به ایران سفر کرده که او در پاسخ گفت: «برای اینکه مردم ایران به ما کمک کردهاند.»
عراق در سایه بحران مالی ناشی از فشارهای آمریکا و جنگ ایران با مشکلاتی برای تعیین معاونان نخست وزیر روبروست.
بهاهتمام فیلوجامعهشناسی توأم با اقتباسهای آزاد ▬ ایران «چمنزنی وارونه» را دنبال میکند: «هرس میکند»؛ هر مسیر جدید، یک «گلوگاه» تازه میسازد. هرمز «بیاهمیت» نمیشود؛ اهمیت آن به سایر حوزههای نفوذ ایران «توزیع» میشود. اهرم ایران از هرمز، به اهرم از طریق عراق و سوریه و یمن منتقل میشود؛ نه بهمعنای ضعف، بلکه بهمعنای پیچیدگی بیشتر. یک مفسر ایرانی گفته است تهران عراق را «دولت دوست» میبیند و به برخی نفتکشهای عراقی اجازه عبور داده است. این نکته، نشان میدهد که ایران در حال «مدیریت روابط» است، نه فقط «بستن مسیرها». ▬ برای ایران، درس روشن است: در این جابهجایی، ایران نه فقط در «سمت هرمز» بلکه در «سمت مسیرهای جایگزین» نیز باید حضور داشته باشد — از طریق عراق، سوریه، و یمن. اگر ایران فقط بر هرمز متمرکز بماند، در بلندمدت «اهرم تککاناله» خود را از دست میدهد. اگر ایران «شبکه اهرمها» بسازد، در موقعیت «تصمیمگیرنده لجستیک» منطقه باقی میماند. آنچه خواهید خواند: ▌▌ گفتارنما: --راهبرد ایران: --«چمنزنی وارونه»؛ --هرس مسیرهای جدید و --ساختن گلوگاههای تازه --هرمز «بیاهمیت» نمیشود؛ --اهمیت آن به سایر حوزههای نفوذ ایران --توزیع میشود --انتقال اهرم از هرمز به --عراق، --سوریه، --یمن؛ --پیچیدگی بیشتر، نه ضعف --درس راهبردی: --حضور در مسیرهای جایگزین، نه فقط --سمت هرمز؛ --شبکه اهرمها بهجای --اهرم تککاناله
تیم ملی فوتبال نوجوانان ایران در دیداری تدارکاتی مقابل عراق، حریف را در خانهاش با بردی پرگل شکست داد.
فرمانده مرزبانی استان کرمانشاه از رصد لحظهای 371 کیلومتر مرز مشترک ایران با اقلیم کردستان و عراق خبر داد.
خبرگزاری رسمی عراق خبر داد که هواپیمایی عراق پروازهای مستقیم خود به ایران را از پنجشنبه از سرمیگیرد.
دیدار تیم ملی فوتبال ایران با فلیپین در عراق لغو شد.
تبعید امام خمینی(ره) از عراق به فرانسه، برخلاف محاسبه رژیم پهلوی، صدای نهضت را خاموش نکرد؛ بلکه نوفللوشاتو را به کانون حضور رسانههای جهان و تریبونی برای روایت انقلاب ایران تبدیل کرد.
پروازهای ایران به عراق که از سوم مهر متوقف شده بود، ساعتی قبل با فرود نخستین هواپیمای ایرانی در فرودگاه نجف از سر گرفته شد.
در حکایتی آمده است که حاکمی برای آزمودن خادم خویش، کیسهای به او داد که بر آن نوشته بود ۱۰۰ سکه، در حالی که در آن تنها ۹۹ سکه بود. خادم با بیاعتنایی به ۹۹ سکه، روزگارش را در حسرت سکه صدم گذراند. داشتههایش را از یاد برد و اسیر چیزی شد که برای بهدست آوردنش، شاید ناچار شود همه دارایی خود را بدهد. عراق از نفت و منابع طبیعی، پارلمان و قانون اساسی، نیروی انسانی، ظرفیتهای امنیتی، موقعیت راهبردی و جایگاه مذهبی و فرهنگی نجف اشرف و کربلا معلا برخوردار است. اینها سرمایههای ملیاند. اما در بزنگاههای مهم، گویی رضایت واشنگتن به معیاری برای بهرهبرداری از این ظرفیتها تبدیل میشود. در پی تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای هواپیمایی ایرانی، عراق پروازهای ایران را در چند فرودگاه خود متوقف کرد. بغداد تلاش کرد از واشنگتن معافیت بگیرد. رویترز گزارش داد آمریکا معافیتی محدود صادر کرد. اما با شروطی توهینآمیز: پروازها فقط از فرودگاه نجف و به همان فرودگاه، مسافران ایرانی فقط با هدف زیارت، ممنوعیت حمل پول نقد عمده، و ارائه اطلاعات مسافران و شماره گذرنامه و هزینهکرد سوخت به وزارت خزانهداری آمریکا. این مجوز قابل لغو یا تغییر از سوی آمریکا اعلام شد. نفت حدود ۹۰ درصد بودجه دولت عراق را تشکیل میدهد و درآمدهای نفتی این کشور همچنان در حساب بانک مرکزی عراق نزد بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری میشود. این سازوکار از سال ۲۰۰۳ شکل گرفته و همچنان ادامه دارد. رویترز گزارش داده در سال ۲۰۲۰، وقتی بغداد خواستار خروج نیروهای آمریکایی بود، واشنگتن تهدید کرد دسترسی عراق به منابع نفتی خود را محدود میکند.
اتصال ریلی شلمچه–بصره با وجود گذشت سه سال از آغاز مجدد عملیات اجرایی آن که حدود 18 سال متوقف شده بود، همچنان با کندی پیش میرود. در صورتی که این ریل میتواند تجارت، گردشگری و امنیت اقتصادی دو کشور برای رسیدن به هدف تجارت 20 میلیارددلاری را تقویت کند.
وزارت امور خارجه ایران در بیانیهای ضمن تبریک به مردم و دولت عراق در پی خروج نیروهای آمریکایی و دیگر قوای خارجی از این کشور، بر ضرورت پاسخگو کردن و مؤاخذه دولت آمریکا بهخاطر جنایات ارتکابی و خسارات وارده به مردم عراق و سایر کشورها در طول دوره اشغال تأکید کرد.
پس از چندروزه وقفه و برگزاری مذاکرات مجازی امروز میان مسئولان هوانوردی دو کشور، پروازهای ایرلاینهای ایرانی به نجف فردا از سرگرفته خواهد شد.
رئیس سازمان هواپیمایی کشوری از برقراری همزمان پروازهای شرکتهای هواپیمایی ایران و عراق از فردا، یکشنبه ۱۲مهر ماه خبر داد.
پس از ۹ روز توقف پروازهای ایران و عراق مدیریت فرودگاه بینالمللی نجف اشرف اعلام کرد فردا ۳ پرواز در نوبت عصر انجام خواهد شد.
عراق پرچم دارد، دولت دارد، پارلمان دارد و نفت هم دارد؛ اما برای برقراری یک خط پروازی با ایران باید از واشنگتن معافیت بگیرد، درآمد نفتیاش در حسابی تحت نظارت نظام مالی آمریکا قرار دارد و برای انتخاب نخستوزیر نیز چراغ سبز ترامپ لازم است.
سفارت ایران از پیگیریهای نخست وزیر عراق برای پروازها میان دو کشور قدردانی کرد.
هشت روز پس از توقف پروازهای ایران و عراق، برای زائرانی که از شهرهای دور راهی عتبات میشوند، مسیر تازهای باز شده است.
رهبر جریان حکمت ملی عراق ازتوافق 40پرواز روزانه ایران ـ نجف قدردانی کرد و خواستار بازگشایی تمام فرودگاهها شد.