
یک باستانشناس در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه امریکا علیه ایران، با این تاکید که «برای تحمیل جنگ بر ما نیاز به جعل تاریخ نیست» گفت: در ساحت پژوهشهای تاریخی، غربیان همیشه تلاش کردند روایتی باژگون از این ماجرا بیان کنند. آنچنانکه لشکرکشی اسکندر و به آتش کشیدهشدن تخت جمشید در سال را یا انکار کردند یا در انتقام به ویرانی آکروپولیس شمردند. کوشیدند از خوی وحشی و تمدنستیز او سپیدشویی کنند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، نوروز رجبی، باستانشناس در نوشتاری با عنوان "روایت جعلی جنگافروزان از مدارک تاریخی و باستانشناسی: «و اکنون بار دیگر جنگ در جریان است» "، تحلیلی از آنچه مارکو روبیو وزیر امور خارجه ایران در یونان علیه ایران گفته است، ارائه کرد و نوشت: «مارکو روبیو، وزیر خارجۀ امریکا در تازهترین سخنانش در آکروپولیس یونان - یکی از مراکز مهم آیینی و تاریخی و تمدنی جهان - با بهرهگیری از مشاورینی تاریخخوان، جامعهشناس و فلسفهخوان، در روایتی بلند، ادبی، عمیق و حماسی اما پرمغالطه و دستکاریشده سخن از دشمنی تاریخی غرب با ایران گفت و آشکارا روایت تجاوز به ایران را به ساحت جنگ تمدنی بر کشید تا هم حدود کار دولت آمریکا را برجسته و تبیین کند و هم در یکدستی بیشتر همپیمانان غربیشان بکوشد و پای آنها را بیش از پیش به جنگهای آینده بکشاند.
به احتمال او، بهزودی به رم خواهد رفت و در کنار ستون تراژان، کلوزئوم یا تاق کنستانتین، اینبار هم سفسطهگرایانه، روایت دستکاریشده و نادرست دیگری از تاریخ را بیان میکند. باید توجه کرد گویندۀ این سخنان یک پژوهشگر، اندیشمند یا حتی کارگزار معمولی دولت آمریکا نیست.
وزیر خارجهای است که در تصمیمگیریهای کلان و رهبری تجاوز و سلطه نقش مستقیم دارد و تلاش دارد خود را در قامت رئیسجمهور آینده معرفی کند. بنابراین هم باید آن را جدی گرفت و هم چشم امید طرد و رد او یا جریان فکری منحط و زیانبارش برای جهان و بشریت از سوی جامعۀ غربی را چون مبتنی بر واقعیت نیست، باید بست.
فریفتن افکار عمومی و گسترش جنگ، درست مأموریت سیاسی اوست. وانگهی در معنا، دشمن اصیل غربیان همین جنگافروزان هستند که از سخن و عملشان نفرت و آوارگی و تباهی میآید.
بر این روایت نفرتانگیز و دروغین، از چشم تاریخ، چند گذاره را باید در نظر گرفت:
۱. روایت روبیو در اکروپولیس برای اهل دانش بهویژه تاریخ سیاسی، تازگی ندارد و بازگوکردن یک کلان روایت غربی است که از دوران باستان طرفدارانی داشت اما شمار مخالفان آن همیشه بیشتر بود.
۲. به روایت هرودت یونانی، در سال ۴۹۸ پیش از میلاد و در زمان حکومت داریوششاه (۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد)، آتنیها به شهر سارد که مرکز مهمترین ساتراپی (ایالت) پارسی در آناتولی بود لشکر کشیدند و بخش زیادی از این شهر را ویران کردند و سوزاندند.
سپاه ایرانی به فرمانده آرتافرنه برادر شاه و حاکم سارد، حملۀ آنان را دفع و از آناتولی و جزایر ایونی در کرانۀ دریای اژه بیرونشان راند. آنگاه که خبر این تجاوز به گوش داریوششاه در تختگاه شوش رسید، سوگند یاد کرد که این اقدام را بیپاسخ نگذارد و چنین شد.
داریوش شش سال پس از آن، در سال ۴۹۲ پیش از میلاد به یونان و آتن لشکرکشی کرد، اما به دلایلی نتوانست آنچه را میخواست به سرانجام برساند و به ایران بازگشت.
۳. خشایارشاه (۴۸۶ تا ۴۶۵ پیش از میلاد) چهارمین پادشاه پارسی و فرزند بزرگ داریوش است، برجستهترین اقدامش به سرانجام رساندن اقدام پدر در لشکرکشی به یونان و مجازات آتنیان به سال ۴۸۰ پیش از میلاد بود.
با شکست یونان و گشودن آتن، تا سالها قلمرو ایران از شر فتنهانگیزی و دخالت یونانیان در امور ایران و شهرهای ایرانی در امان بود. از اینروی اقدام داریوش و خشایارشا تنها اقدامی دفاعی و در پاسخ به اقدام ماجراجویانۀ یونانیان بود.
در ساحت پژوهشهای تاریخی غربیان همیشه تلاش کردند روایتی باژگون از این ماجرا بیان کنند.
آنچنانکه لشکرکشی اسکندر، شاگرد ارسطو به ایران و به آتش کشیدهشدن تخت جمشید در سال ۳۳۰ پیش از میلاد را یا انکار کردند یا در انتقام به ویرانی آکروپولیس شمردند و کوشیدند از خوی وحشی و تمدنستیز او سپیدشویی کنند – آنچنان که امروز برای خود چنین میکنند - اما مدارک روشن باستانشناسی چنین اجازهای به آنها نمیدهد؛ زیرا که کاوشگران تخت جمشید چون هرتسفلد و اشمیت که از قضا آلمانی و آمریکایی بودند، بیش از یک متر لایۀ خاکستر و سوزاندن را در خزانۀ تخت جمشید به دست آوردند، اما در کاوشهای باستانشناسی آکروپولیس که آن هم به وسیلۀ خود غربیها انجام شد، چنین دادههای باستانشناسی بهدست نیامد.
با این همه، چون سوگیری تاریخی دارند، تلاش شد مدارک باستانشناسی ناشی از تخریب آکروپولیس در جنگ میان دولتشهرهای یونانی آتن و اسپارت را به نام «آوار ایرانی» به شمار آورند! بنابراین روایت درست تاریخی آن نیست که روبیو بیان میکند.
۴. بیش از هزار سال (نیمۀ دوم هزارۀ اول پیش از میلاد و نیمۀ نخست هزارۀ اول میلادی) ستیز و کشمکش میان ایرانیان، یونانیان و رومیان جریان داشت؛ از ۵۰۰ پیش از میلاد تا ۲۳۰ پیش از میلاد هخامنشان با یونانیان، از ۲۳۰ پیش از میلاد تا ۲۲۲ میلادی، اشکانیان با سلوکیان و رومیان و از ۲۲۲ تا ۵۵۰ میلادی ساسانیان با رومیان و بیزانس در ستیز و جنگ بودند.
ایران در این هزار سال نمایندۀ تمدن شرقی بود. زان پس در ساحت مسیحیت تقابل با اسلام هم گاهی از همین دریچه دیده شد.
از چشم برخی غربیان، شرقیان (ایرانیان) گروههایی بربر بودند که نشانی از هنر، تمدن و دانایی را نداشتند (پیشنهاد مؤکد دارم کتاب ۱۵ جلدی یونانیان و بربرها نوشته فرزند ایران امیرمهدی بدیع را بخوانید تا به درک بهتر چرایی، چیستی، درستی و نادرستی چنین نگاهی برسید زیرا برانگیزانندۀ این ریاضیدان و فیلسوف ایرانی در پرداختن به تاریخ همین روایت جعلی جاری و ساری در غرب بود). دوگانگی تمدن شرق و غرب و مرزهایی از جنس فرهنگ و نظامهای اجتماعی و سیاسی از همینجا آغاز شد و امروزه تفاوتی فهمشده و بنیادین از حیث جامعهشناختی بهویژه تاریخی شمرده میشود که موضوع پژوهشهای گستردۀ تاریخی است.
اینک روبیو آگاهانه و شناختی به نسبت دقیق از اصل ماجرا، سوگیرانه و به غایت نفرتانگیز و مزورانه، ما را به هزارههای پیش حواله میدهد و از تاریخ خاکبرداری سیاسی میکند؛ برخی واقعیتها را میبیند و تحریف میکند و برخی را به سادگی دور میریزد. آمریکا و اروپا را در جزئیترین ویژگیها و آرمانها، میراثدار یونانیان و رومیان باستان بر میشمرد و با القای خطر مشترک در کوس جنگ میدمد تا برای روزهای سخت پیشروی جنگ با ایران افکار عمومی را فریفته، یارگیری بهتر و بیشتری انجام دهد و غرب را به دامن جنگ تاریخی تشویق کند؛ چه فرومایه سخنوری، چه دریوزیده کارگزاری!
۵. در چهارصدساله گذشته این استعمارگران آمریکا و اروپاییها بودند که به خاستگاههای تمدنی شرقی چون مصر، عراق، سوریه، فلسطین، یمن، آناتولی، ایران، هند و دیگر لشکر کشیدند، کشتار و نسلکشی کردند و منابع و ثروتهای ملتها و سرزمینها را به غارت بردند.
صورتی از غارت اینان، تخریب و مثلهکردن محوطههای تاریخی و دزدیدن آثار فرهنگی و تمدنی سرزمینهای شرقی، برای پرکردن موزهها و مجموعههای خصوصی و دولتیشان بود تا متقلبانه از این دزدی فرهنگی، صرفۀ اقتصادی برند. روبیو خوب میداند، زیستگاه همان «بربرها»، خاستگاه تمدن، معنویت، ادبیات، هنر، کشورداری و سیاستورزی بود.
او و همفکرانشان را به موزۀ متروپولیتن در نیویورک خودشان دعوت میکنیم. شاید موزه بهتر از مدرسه، دانشگاه و جامعه به آنها بیاموزد دست از ایدۀ دشمنی تاریخی و تمدنی بکشند: گوشهای از موزه در ویترینی شفاف و شیشهای زیر نور برخاسته از نیروگاههای برق آمریکایی، اثری مُهری استوانهای را ببینند که سردار هخامنشی نیزه بر سردار متجاوز و زیادهخواه یونانی فرود میآورد و او را در هم میشکند.
چه بسا این یافتۀ باستانشناسی، روایت تجاوز آتنیها به سارد باشد. مُهری که از تخریب و غارت محوطههای تاریخی شرق و ایران بهدست همدستان نفوذی ترامپ و روبیو برای پرکردن موزههای امریکایی و غربی دزدیده شده و سر از موزۀ آمریکایی بیرون آورد.
در ۲۰۰ سال گذشته الگوی ثابت رفتاری غرب غارت منابع فرهنگی ملتهای شرقی بود. آنچنان که امروز هم به کمک پیاده نظامشان در ایران به آن مشغول هستند.
۶. در سخنان وزیر خارجۀ آمریکا برای تندروهای ما درسی است که از رویۀ ستیز و انکار تاریخ خود دست بکشیم و به برج بلند تاریخ پیوستۀ و معنوی ایران پناه ببریم.
روبیوی تجاوزگر تلاش دارد، تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی غرب از یونان و روم تا به مسحیت و امروز را پیوسته و منسجم ببیند و از «تمدن ما» سخن میگوید تا آخر همه را به این نتیجۀ مطلوب که «و اینک جنگ در جریان است» هدایت کند. روایت باژگون این تندروی جنگافروز بار دیگر یادآور میشود، آینده و حال بریده از گذشتۀ نیست.
البته ما بر همان سنگر خشایارشای پارسی، مهرداد و ارد اشکانی، اردشیر، شاپور و انوشیروان ساسانی، اسماعیل سامانی، شاه عباس صفوی و نادرشاه افشاری ایستادهایم و تا پای جان در دفاع از میهن و سرزمین و باروها و تاریخمان کوتاه نمیآییم. حال که دشمنان از تاریخسازی، باژگونی و دستکاری گذشته ابایی ندارند، وظیفۀ ما پذیرش و بیان درست و سودمند تاریخ خود با پرهیز از بدگمانی و وهن، مقاومت ملّی و دفاع همهجانبه است.
صورت وحشی، دریده، ریاکار، گستاخ و متوقع غرب را شرقیان بسیار تجربه کردند و ما ایرانیان با خوانش تاریخمان بهتر از هر دیگری آن را درک میکنیم. برای تحمیل جنگ بر ما نیاز به جعل تاریخ نیست.
زینهار که هیچ ابزار دفاعی را در برابر این دشمن بیرحم و زورگو به هیچ سببی نباید کنار گذاشت و دشمن را به طمع انداخت. سخنان ترامپ در تهدید به تخریب تخت جمشید در دولت نخستش در سال ۱۳۹۸ را بیاد آوریم تا عمق خطر و چرایی بازتولید سخنان روبیو را بیشتر درک کنیم.
لازم باشد، اینان نه به تاریخ و میراث فرهنگی ما رحم میکنند، نه به محیط زیست و تمامیت ارضی ما و نه به جان زنان، کودکان و جوانان ما.»
مککافری از بحران پشتیبانی نظامی آمریکا در خلیج فارس گفت و خواستار راهحل سیاسی برای پایان جنگ شد.
در نشست علمی مرکز مطالعات راهبردی، نسبت روشنفکری دینی با ایران، استقلال ملی و تهدید خارجی بررسی شد.
حسین الحاج حسن با تاکید بر گزینههای ایران علیه آمریکا گفت جنگ یمن اکنون در چارچوب یک درگیری منطقهای است.
استاد دانشگاه آرژانتینی خودکفایی را از عوامل اصلی تداوم مقاومت ایران دانست و به رویکرد آرژانتین در قبال جنگ علیه ایران پرداخت.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به رشد توان دفاعی ایران، بازدارندگی را شرط پایان جنگ دانست.
وزیر جنگ آمریکا برای جبران شکست مقابل ایران طرحی برای پخش زنده اعدام یک نظامی سابق ارائه کرده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: تا زمانیکه آمریکا به جنگ ادامه دهد امنیت به تنگه هرمز بر نمیگردد.
کامالا هریس، ترامپ و جنگ علیه ایران را عامل افزایش شدید قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا دانست.
مجید مجیدی کارگردان سینمای ایران از بعد جنگ رمضان با حضور در جشنوارههای خارجی از ایران مقاوم میگوید.
وزیر خارجه آمریکا در آتن با ادعاهایی تاریخی درباره جنگهای ایران و یونان باستان، تقلا کرد که روایتی تمدنی علیه تهران بسازد و با بازخوانی گزینشی تاریخ، تقابل واشنگتن با ایران را توجیه کند.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
کرایه نفتکشها در پی جنگ ایران رکورد زد و هزینه حمل نفت در مسیرهای آسیایی جهش بیسابقهای یافت.
با افزایش قیمت بنزین در آمریکا به دلیل جنگ علیه ایران، احتمالا تورم این کشور در ماه سپتامبر بالا خواهد رفت.
جنگ علیه ایران برای ترامپ یک پرونده سیاست خارجی نیست؛این درگیری به آزمونی برای اعتبار وعدههای او، توانایی دولت در مدیریت هزینهها و میزان تحمل آمریکا در برابر یک بحران طولانی تبدیل شده است.
پیروزی در جنگ، فقط به برتری نظامی نیست؛ بلکه به توان ناکام گذاشتن اهداف دشمن و تحمیل هزینههای ادامه جنگ بستگی دارد.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
محمدرضا نوروزپور درباره انتقال روشهای رسانهای راست افراطی به سیاست خارجی آمریکا با بیان اینکه مارکو روبیو در آتن همان فرمولهای دشمنسازی جریان «ماگا» را به مقیاس جهانی برده است، تاکید کرد: این جریان با تقلیل تاریخ شرق و غرب به روایتی از «جنگ خیر و شر»، ایران را تهدیدی وجودی برای تمدن غرب بازنمایی میکند تا تحریمها را به «ضرورتهای ناگزیر» بدل سازد.