
یک فارغالتحصیل رشته صنایع دستی، با انتقاد از ضعف آموزشهای عملی و فاصله آموزش دانشگاهی با بازار کار، کاهش قدرت خرید مردم و افت حمایتهای دولتی را از مهمترین چالشهای فعالیت هنرمندان صنایع دستی دآنست.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، بیتا ابطحی، فارغالتحصیل رشته صنایع دستی درباره تجربه تحصیل خود در رشته صنایع دستی و مقایسه آن با شرایط کنونی آموزش دانشگاهی به گفت: من تحصیل در رشته صنایع دستی را در دانشگاه الزهرا از سال ۱۳۹۰ آغاز کردم و در سال ۱۳۹۵ فارغالتحصیل شدم. طبیعتاً شرایط آموزش در آن دوره با امروز تفاوت داشت.
در آن زمان آموزش آنلاین و تحصیل از راه دور به شکل کنونی مطرح نبود و دانشجویان بخش عمده آموزشهای عملی را در محیط دانشگاه و کارگاهها تجربه میکردند.
او ادامه داد: در دوران تحصیل ما، استادان شناختهشدهای در دانشگاه حضور داشتند و کارگاههای عملی از کیفیت مناسبی بهرهمند بودند. دانشجویان در نمایشگاهها شرکت میکردند، با دانشگاههای دیگر تعامل داشتند و در جشنوارهها و برنامههای هنری حضور پیدا میکردند.
این ارتباطها فرصت مناسبی برای آشنایی با استادان و دانشجویان دیگر و کسب تجربه فراهم میکرد.
این هنرمند صنایع دستی با بیان اینکه تحصیل در این رشته به دلیل ماهیت عملی و نظری آن معمولاً به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد، اظهار کرد: دوره تحصیل ما در مجموع چهار سال طول میکشید، اما به دلیل اینکه باید همزمان دروس نظری و عملی را پیش میبردیم، گاهی تکمیل دوره بیشتر زمان میبرد. با وجود برخی کمبودها، در مجموع سطح آموزش و کارگاههایی که در آنها حضور داشتیم، قابلقبول بود.
ابطحی با اشاره به تفاوت شرایط کنونی آموزش صنایع دستی با دوره تحصیل خود گفت: به نظر من، یکی از مهمترین ضعفهای امروز، کاهش کیفیت آموزش عملی است. صنایع دستی رشتهای است که اساس آن بر کار عملی استوار است و نمیتوان انتظار داشت دانشجو تنها با آموزش نظری یا شرکت در کلاسهای آنلاین، مهارت لازم را به دست آورد.
او توضیح داد: بسیاری از ابزارها و تجهیزات موردنیاز رشتههای مختلف صنایع دستی را نمیتوان در خانه تهیه کرد یا به کار گرفت. برای مثال، راهاندازی کارگاه چوب در محیط یک آپارتمان امکانپذیر نیست؛ کارگاه قلمزنی و بسیاری از کارگاههای دیگر نیز به فضا و تجهیزات تخصصی نیاز دارند.
در دوره تحصیل ما، امکانات کارگاهی دانشگاه فراهم بود و دانشجویان میتوانستند بهصورت عملی با ابزارها کار کنند.
این فارغالتحصیل رشته صنایع دستی ادامه داد: حضور در کارگاه به دانشجو کمک میکند بفهمد واقعاً به کدام شاخه علاقه دارد. وقتی فرد از صبح تا عصر در یک کارگاه فعالیت میکند، میتواند تشخیص دهد که از این کار لذت میبرد یا صرفاً میخواهد واحد درسی خود را بگذراند.
چنین تجربهای به دانشجو کمک میکند با شناخت بیشتری گرایش تخصصی خود را انتخاب کند، درباره آن تحقیق کند و حتی با اطمینان بیشتری به سراغ پایاننامه برود.
او با تأکید بر اینکه آموزش نظری بهتنهایی نمیتواند جایگزین تجربه عملی شود، گفت: دانشجویان ممکن است تاریخ، فلسفه و مباحث نظری رشته خود را بهخوبی مطالعه کنند، اما در بخش عملی با ضعف مواجه باشند. به اعتقاد من، آموزش آنلاین در رشتهای مانند صنایع دستی، اگر جایگزین تجربه کارگاهی شود، میتواند به تربیت فارغالتحصیلانی منجر شود که برای ورود به بازار کار آمادگی کافی ندارند.
دانشگاه دانشجو را برای ورود به بازار کار آماده نمیکند
ابطحی درباره میزان انطباق سرفصلهای درسی رشته صنایع دستی با نیازهای بازار کار اظهار کرد: در دوره تحصیل ما، از نظر حضور در محیطهای هنری، شرکت در نمایشگاهها، جشنوارهها و رقابتهای دانشجویی، شرایط مناسبی وجود داشت. دانشجویان فرصت داشتند با فضای هنر و فعالیتهای مرتبط آشنا شوند.
با این حال، میان آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار همچنان فاصله وجود داشت؛ فاصلهای که به نظر من، امروز بیشتر هم شده است.
او افزود: دانشجویانی که در سالهای اخیر با آنها برخورد داشتهام یا برای ورود به بازار کار از من راهنمایی میخواهند، گاهی تجربه عملی بسیار محدودی دارند. در دوره ما، دستکم دانشجویان با ابزارها و مواد اولیه آشنایی ابتدایی پیدا میکردند و میدانستند هر ابزار چه کاربردی دارد.
همین شناخت اولیه کمک میکرد هنگام ورود به محیط حرفهای کاملاً بیتجربه نباشند.
این هنرمند صنایع دستی با اشاره به تفاوت فضای دانشگاهی و فضای واقعی کسبوکار گفت: محیط دانشگاه معمولاً فضایی هنری و ایدهآل را به دانشجو نشان میدهد؛ فضایی که در آن گالری، نمایشگاه و خلق آثار هنری اهمیت دارد. اما بازار کار فضای متفاوتی است؛ محیطی جدی و گاهی دشوار که در آن صرفاً داشتن مهارت هنری برای موفقیت کافی نیست.
ابطحی افزود: برای مثال، در زمینه ساخت زیورآلات، استاد ما تا اندازهای ساخت محصولاتی را آموزش میداد که به فضای فروش و ویترین نزدیکتر بودند، اما این آموزشها برای فعالیت حرفهای کافی نبودند. دانشجو باید بداند چگونه محصول خود را به بازار عرضه کند، چگونه با سلیقه مشتری هماهنگ شود و چگونه از مهارتش درآمد کسب کند.
او با بیان اینکه فارغالتحصیلان برای فعالیت حرفهای ناچارند بخش مهمی از تجربه را خارج از دانشگاه به دست آورند، گفت: اگر کسی بخواهد مسیر هنری خود را از طریق نمایشگاه و گالری ادامه دهد، آموزش دانشگاهی میتواند نقطه شروع مناسبی باشد، اما اگر هدف او کسب درآمد و رقابت در بازار باشد، باید مهارتهای دیگری را نیز یاد بگیرد. بسیاری از هنرمندان به همین دلیل به سمت فروشگاههای آنلاین و فعالیت در فضای مجازی میروند.
قیمتگذاری، فروش و رقابت؛ حلقه مفقوده آموزش
این فارغالتحصیل رشته صنایع دستی، آموزش ندادن مهارتهای اقتصادی و تجاری را یکی از مهمترین ضعفهای نظام آموزشی دانست و توضیح داد: دانشجویان باید از دوران تحصیل با شیوه قیمتگذاری آثار، محاسبه هزینه مواد اولیه، دستمزد و زمان صرفشده برای تولید آشنا شوند. این موضوع حتی در دوره تحصیل ما نیز بهاندازه کافی آموزش داده نمیشد و هنوز هم یکی از مشکلات جدی این حوزه است.
او ادامه داد: برای مثال، هنرمند باید بداند وقتی محصولی را با مقدار مشخصی مواد اولیه و صرف چند ساعت کار تولید میکند، چگونه ارزش آن را محاسبه کند و با چه قیمتی به بازار عرضه کند. همچنین باید با اصول فاکتورنویسی، نحوه ارائه محصول، محاسبه سود و سایر مسائل اولیه کسبوکار آشنا باشد.
اینها مهارتهایی هستند که برای ادامه فعالیت حرفهای ضروریاند، اما در آموزش دانشگاهی کمتر به آنها پرداخته میشود.
ابطحی با اشاره به اینکه بسیاری از هنرمندان جوان پس از ورود به بازار کار تازه با این پرسشهای ابتدایی مواجه میشوند، گفت: دانشجویان پس از فارغالتحصیلی یا حتی در زمان تحصیل، فروشگاه آنلاین راهاندازی میکنند و محصولاتشان را میفروشند، اما گاهی از اصول اولیه کار با مواد، روش مونتاژ، محاسبه هزینهها و قیمتگذاری اطلاع کافی ندارند. در نتیجه، هرکس بر اساس برداشت شخصی خود عمل میکند و چارچوب مشخصی برای فعالیت اقتصادی شکل نمیگیرد.
او یکی دیگر از مشکلات را آماده نبودن دانشجویان برای رقابت حرفهای دانست و افزود: رقابت در بازار کار به مهارتهایی فراتر از توانایی ساخت یک محصول نیاز دارد. هنرمند باید شیوه معرفی و عرضه اثر، تعامل با همکاران و چگونگی ادامه فعالیت در یک محیط رقابتی را بداند.
این مهارتها در بخشهای مختلف، از همکاری با گالریها گرفته تا آموزش و فروش، اهمیت دارند، اما در دانشگاه بهاندازه کافی آموزش داده نمیشوند.
این هنرمند صنایع دستی ادامه داد: گاهی هنرمندان مستعدی وارد بازار میشوند، اما به دلیل ناآشنایی با شیوههای عرضه و رقابت، در مواجهه با افراد باتجربهتر دلسرد میشوند. ممکن است فردی از نظر هنری توانایی بالایی داشته باشد، اما نتواند اثرش را بهدرستی معرفی کند یا در بازار جایگاهی به دست آورد.
در چنین شرایطی، استعداد هنری بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست.
آموزش صنایع دستی باید با سلیقه روز جامعه هماهنگ شود
ابطحی با تأکید بر ضرورت بهروزرسانی آموزشهای دانشگاهی گفت: جامعه و سلیقه مردم دائماً در حال تغییر است و هنر نیز باید بتواند با این تغییرات هماهنگ شود. نیازها و سلیقه مخاطبان امروز با ۱۰ یا ۲۰ سال قبل تفاوت دارد، بنابراین، دانشجو باید یاد بگیرد چگونه مهارتهای خود را بهروز کند و از آموختههایش برای خلق محصولات جدید بهره ببرد.
او با انتقاد از تداوم برخی شیوههای سنتی در آموزش کارگاهی صنایع دستی اظهار کرد: در بعضی موارد، هنوز کارگاههایی برگزار میشود که محتوای آموزشی آنها با نیازهای امروز فاصله دارد. برای مثال، در آموزش رشتههایی مانند بافندگی، گلیمبافی، معرق، منبت و قلمزنی، لازم است در کنار آموزش اصول و تکنیکهای سنتی، به طراحیهای نو و کاربردهای معاصر نیز توجه شود.
این هنرمند صنایع دستی افزود: حفظ تکنیکها و دانش سنتی اهمیت دارد، اما آموزش نباید به تکرار همان الگوهای قدیمی محدود بماند. اگر من بخواهم بهعنوان استاد در این حوزه تدریس کنم، ابتدا اصول و تکنیکهای پایه را آموزش میدهم، اما پس از آن از دانشجویان میخواهم ایدههای خود را ارائه کنند و صرفاً به کپیکردن طرحهای استادکاران قدیمی بسنده نکنند.
او ادامه داد: برای مثال، میتوان از تکنیکهای قلمزنی، چوب، بافت یا حتی مینیاتور در طراحی محصولات جدید استفاده کرد و با خلق آثاری متناسب با سلیقه امروز، مشتریان بیشتری را جذب کرد. دانشجو باید پس از یادگیری اصول اولیه بتواند از خلاقیت خود بهره بگیرد و محصولی ارائه کند که علاوه بر ارزش هنری، امکان عرضه و فروش در بازار امروز را نیز داشته باشد.
تنها تعداد محدودی از فارغالتحصیلان در صنایع دستی میمانند
ابطحی درباره وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان رشته صنایع دستی و امکان دستیابی به شغل پایدار در این حوزه گفت: بخشی از این موضوع به میزان علاقه، پشتکار و هدف هر فرد بستگی دارد. برخی افراد وارد دانشگاه میشوند تا مدرک بگیرند، اما پس از فارغالتحصیلی هنوز نمیدانند دقیقاً چه مسیری را میخواهند دنبال کنند.
ممکن است فعالیت خود را با جدیت آغاز نکنند و پس از مدتی از بازار کنار بروند یا به مشاغل دیگری روی بیاورند.
او با اشاره به تجربه همدورهایهای خود افزود: از یک کلاس حدوداً ۳۰ نفره، شاید شش یا هفت نفر توانستهایم فعالیت حرفهای خود را در این حوزه ادامه دهیم. سایر همدورهایها ممکن است مشاغل نامرتبطی انتخاب کرده باشند، به دلایل شخصی و خانوادگی مسیر دیگری را در پیش گرفته باشند یا برای ادامه تحصیل تصمیم گرفته باشند.
البته نمیتوان همه این موارد را صرفاً به مشکلات نظام آموزشی نسبت داد، اما کمبودهای آموزشی و دشواریهای ورود به بازار کار در این وضعیت بیتأثیر نیستند.
این هنرمند صنایع دستی ادامه داد: همه افراد نمیتوانند در هر شرایطی به فعالیت خود ادامه دهند. زمانی که فرد با مشکلات و چالشهای متعدد مواجه میشود، ممکن است از ادامه مسیر منصرف شود.
این مسئله بهویژه برای کسانی که مسئولیتهای خانوادگی دارند یا باید همزمان هزینههای زندگی را تأمین کنند، جدیتر است.
او با اشاره به دشواری کسب درآمد در صنایع دستی گفت: فعالیت در این حوزه به صبر و مقاومت زیادی نیاز دارد. هنرمند باید سرمایهگذاری کند، برای تولید و فروش وقت بگذارد، با افراد باتجربهتر رقابت کند و دائماً در حال یادگیری باشد.
با این حال، ممکن است درآمد ثابتی نداشته باشد. در مقابل، فردی که در یک شغل غیرمرتبط فعالیت میکند، شاید بتواند با ساعات کاری مشخص، درآمد ماهانه قابل پیشبینیتری داشته باشد.
ابطحی افزود: به همین دلیل، برخی از فارغالتحصیلان ترجیح میدهند به مشاغلی روی بیاورند که درآمد آنها منظمتر و قابل پیشبینیتر است. نمیتوان انتظار داشت همه افراد با وجود مشکلات اقتصادی و مسئولیتهای زندگی، سالها در مسیری بمانند که هنوز به ثبات مالی نرسیده است.
کاهش قدرت خرید مردم، صنایع دستی را از سبد خانوار خارج کرده است
این هنرمند صنایع دستی با اشاره به وضعیت نامناسب بازار این محصولات گفت: اگر کسی امروز بخواهد وارد حوزه صنایع دستی شود، به نظر من یا باید پشتوانه مالی مناسبی داشته باشد یا بتواند در کنار افراد باتجربهتر فعالیت کند و از ارتباطات و تجربه آنها بهره ببرد. اینکه فردی بدون سرمایه، بدون شناخت محیط و بدون ارتباط حرفهای بخواهد از ابتدا تمام مسیر را بهتنهایی طی کند، کار بسیار دشواری است.
ابطحی با اشاره به تجربه بازار صنایع دستی اصفهان اظهار کرد: تا همین چند سال پیش، گردشگران نقش مهمی در فروش محصولات صنایع دستی داشتند. برای مثال، در میدان نقش جهان اصفهان، حضور گردشگران به رونق فروش کمک میکرد.
با وجود افزایش قیمتها و رشد هزینههای تولید، گردش مالی بازار تا حدی جریان داشت، اما در یک سال گذشته، افت شدیدی در این وضعیت مشاهده شده است.
او افزود: این مشکل تنها به اصفهان محدود نیست و در بخشهای مختلف کشور و شهرهای گوناگون دیده میشود. وقتی فروش کاهش پیدا میکند، تولیدکننده همچنان با افزایش قیمت مواد اولیه و هزینههای ساخت مواجه است.
از سوی دیگر، ارزش و دستمزد کار هنری نیز باید در قیمت نهایی محصول لحاظ شود، اما هنرمند در بسیاری از موارد ناچار است دستمزد خود را به حداقل برساند تا بتواند محصولش را بفروشد.
این فارغالتحصیل رشته صنایع دستی با اشاره به تغییر اولویتهای اقتصادی خانوارها گفت: وقتی بخش عمده درآمد مردم صرف خوراک، مسکن، درمان و پوشاک میشود، طبیعتاً خرید صنایع دستی در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. محصولی که جنبه تزئینی دارد یا برای هدیه خریداری میشود، معمولاً از محل درآمدی تهیه میشود که پس از تأمین هزینههای ضروری باقی میماند.
در شرایط کنونی، بسیاری از خانوادهها چنین امکانی ندارند.
او ادامه داد: این وضعیت تنها به صنایع دستی محدود نیست و حتی در حوزه طلا و جواهر نیز میتوان آثار آن را مشاهده کرد. بسیاری از مردم به خرید طلای آبشده و سکه بهعنوان راهی برای حفظ یا افزایش سرمایه روی آوردهاند و کمتر حاضرند بابت ساخت یک انگشتر یا زیورآلات، اجرت پرداخت کنند.
در نتیجه، کارگاههای تولید زنجیر، النگو، محصولات لیزری و زیورآلات دستساز نیز با مشکلات جدی مواجه شدهاند.
ابطحی با بیان اینکه این رویکرد بهتدریج هنر را از زندگی روزمره مردم دور میکند، گفت: وقتی حتی در حوزه طلا و نقره، نگاه سرمایهگذاری بر انتخاب محصولات هنری غلبه میکند، طبیعی است که خرید محصولاتی مانند جعبه خاتم یا دیگر آثار تزئینی نیز دشوارتر شود. بخش بزرگی از توجه مردم به تأمین نیازهای اولیه و حفظ ارزش داراییهایشان معطوف شده است و هنر بهتدریج جایگاه خود را در زندگی آنها از دست میدهد.
حمایتهای دولتی از صنایع دستی بهتدریج کاهش یافته است
ابطحی درباره وضعیت حمایت نهادهای دولتی از هنرمندان صنایع دستی گفت: زمانی که در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ مجوز کارگاه خود را دریافت کردم، شرایط حمایت از فعالان این حوزه بهتر بود. تا جایی که به خاطر دارم، در سالهای قبل از آن نیز تسهیلات و امکانات بیشتری در اختیار هنرمندان قرار میگرفت.
برای مثال، وامهایی با مبالغ بالاتر و نرخ سود کمتر ارائه میشد و شرایط بازپرداخت نیز مناسبتر بود.
او ادامه داد: در آن دوره، برنامهها، همایشها و کارگروههایی برگزار میشد که میتوانستند به تبادل تجربه و ارتباط میان فعالان صنایع دستی کمک کنند. در این برنامهها، استادان و افراد شناختهشدهای حضور داشتند و هنرمندان فرصت پیدا میکردند از تجربه آنها استفاده کنند.
این هنرمند صنایع دستی افزود: بهتدریج، مبالغ تسهیلات کاهش پیدا کرد، شرایط دریافت وام دشوارتر شد و تعداد و کیفیت برخی برنامهها نیز افت کرد. در نتیجه، حضور و مشارکت افراد باتجربه و شناختهشده در بعضی از این برنامهها کمتر شد.
همزمان، تمدید مجوز کارگاهها نیز برای برخی هنرمندان به مسئلهای جدی تبدیل شد؛ زیرا آنها با خود فکر میکردند وقتی سالها از تسهیلات موردنیازشان محروم ماندهاند، تمدید مجوز چه کمکی به فعالیتشان میکند.
او با بیان اینکه حمایتهای موجود را برای پاسخگویی به نیازهای فعالان این حوزه کافی نمیداند، گفت: به نظر من، در سالهای اخیر حمایتها بهتدریج کاهش یافته و اکنون بسیاری از هنرمندان احساس میکنند پشتیبانی مؤثری از فعالیت آنها صورت نمیگیرد. این وضعیت در شرایطی رخ داده است که هزینههای تولید افزایش یافته و فروش محصولات نیز با دشواری بیشتری همراه شده است.
برای جلوگیری از تضعیف صنایع دستی، حمایت گستردهتری لازم است
این فارغالتحصیل رشته صنایع دستی درباره اقداماتی که نهادهای مسئول میتوانند برای حمایت از این حوزه انجام دهند، اظهار کرد: اگر بخواهیم در سالهای آینده این رشته همچنان به حیات خود ادامه دهد، به حمایت گستردهتری نیاز داریم. یکی از اقدامات مؤثر میتواند کاهش هزینه تأمین مواد اولیه باشد تا هنرمندان بتوانند محصولات خود را با قیمت مناسبتری تولید کنند و در نهایت، امکان خرید آنها برای مردم نیز فراهم شود.
او افزود: در دورهای که دانشجو بودیم و حتی زمانی که تازه مجوز کارگاه خود را دریافت کرده بودم، امکان خرید مواد اولیه از برخی مراکز با تخفیفهای ویژه برای دانشجویان یا اعضای حوزه صنایع دستی وجود داشت. به نظر من، میتوان چنین طرحهایی را دوباره احیا کرد و با همکاری نهادهای مرتبط، شرایطی فراهم آورد تا هنرمندان بتوانند مواد اولیه موردنیاز خود را با هزینه کمتری تهیه کنند.
ابطحی ادامه داد: کاهش هزینههای تولید میتواند بر قیمت نهایی محصولات تأثیر بگذارد و خرید صنایع دستی را برای مردم آسانتر کند. در کنار این موضوع، بهبود شرایط گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد.
گردشگران در رونق بازار صنایع دستی نقش مهمی دارند و بازگشت گردشگری به شرایط مناسبتر میتواند به جریان اقتصادی این حوزه کمک کند.
او با اشاره به ضرورت بهبود وضعیت معیشتی مردم گفت: زمانی که درآمد خانوارها با هزینههای زندگی تناسب بیشتری داشته باشد و مردم بتوانند پس از تأمین نیازهای ضروری، برای خرید محصولات هنری نیز هزینه کنند، امکان بازگشت صنایع دستی به سبد خرید آنها بیشتر میشود. بنابراین، رونق این حوزه تنها به وضعیت هنرمندان وابسته نیست و شرایط کلی اقتصاد جامعه نیز در آن نقش دارد.
این هنرمند صنایع دستی همچنین بر ضرورت فرهنگسازی برای افزایش توجه مردم به محصولات هنری تأکید کرد و افزود: برگزاری نمایشگاهها، همایشها و نشستهای تخصصی و استفاده از ظرفیت برنامههای تلویزیونی و رسانههای مجازی برای معرفی صنایع دستی میتواند به افزایش شناخت مردم از این آثار کمک کند. لازم است درباره ارزش هنر دست، شیوه تولید و جایگاه صنایع دستی در زندگی امروز بیشتر اطلاعرسانی شود.
ابطحی در پایان خاطرنشان کرد: حمایت از صنایع دستی باید مجموعهای از اقدامات اقتصادی و فرهنگی را دربر بگیرد. کاهش هزینه مواد اولیه، بهبود شرایط گردشگری، تقویت قدرت خرید مردم و معرفی مؤثر محصولات هنری، همگی میتوانند به ادامه فعالیت هنرمندان کمک کنند.
اگر قرار است صنایع دستی همچنان بخشی زنده از فرهنگ و زندگی جامعه باشد، باید شرایطی فراهم شود که هم تولید آن برای هنرمندان امکانپذیر باشد و هم خرید آن برای مردم.