
سردبیر نشریه تخصصی «کانورسیشن (the conversation)» در مقالهای درباره ویژگیهای آثار برنده جایزه نوبل ادبی امسال - آن کارسون - تأملات فلسفی و روانشناختی و ارتباط آثار او با متون کهن یونان نوشته است؛ او بر این باور است که کارسون و ادبیات پستمدرن ریشه در ادبیات یونان باستان دارند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، وقتی آکادمی نوبل سوئد، آن کارسون را به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ در اعلام کرد، من در دانشگاه استکهلم در میزگردی درباره برندگان احتمالی و سنتهای ادبی که آنها نمایندگی میکنند، شرکت داشتم.
قبل از اعلام منتخب نهایی، درباره دو نویسنده کانادایی، مارگارت اتوود و کارسون، صحبت کرده بودم که شهرت بینالمللی آنها نشان دهنده مسیرهای متفاوتی در ادبیات معاصر است.
آثار کارسون همان دستهبندیهایی که ما معمولا دستاوردهای ادبی را از طریق آنها طبقهبندی میکنیم، به چالش میکشد. این آثار بین شعر، ترجمه، تامل فلسفی و بازآفرینی اسطورههای باستانی در حرکت هستند.
آکادمی سوئد تصمیم خود را با ستایش از «آثار جسورانه و نوآورانه» کارسون و «گفتوگوی بازیگوشانه» آنها با سنت کلاسیک توجیه کرد؛ ویژگیهایی که به کارسون امکان دادهاند تا قالبهای جدیدی برای ادبیات معاصر بیافریند. این توصیف، پارادوکسی بنیادین را در نوشتههای او بازتاب میدهد: مدرنیتهی ادبی کارسون نه از حفظ میراث فرهنگیِ ثابت و پایدار، بلکه از بازگشتی مداوم به دوران باستان سرچشمه میگیرد؛ بازگشتی به منبعی ناتمام از تصاویر، صداها و پارهروایتهایی Fragments) (که ظرفیت برهمزدن و دگرگونسازی تجربهی معاصر را دارند.
معنای پارهروایتها
پارهروایتها از متون باستانی جایگاه ممتازی در جهان ادبی کارسون دارند. این قطعات روایی، ارتباطی بین بقای مادی متون باستانی و اشکال ناپیوسته مرتبط با نوشتار مدرن و پسامدرن برقرار میکنند.
ترجمه کارسون از اشعار باقیمانده از سافو (Sappho شاعر یونانی سده هفتم پیش از میلاد) در کتاب «اگر نه، زمستان» (۲۰۰۲) نمونهای از این رویکرد است.
کارسون بهجای تلاش برای پنهان کردن شکافها و وقفههای قطعات اصلی از طریق بازسازی با حدس و گمان، آنها را حفظ میکند. در نتیجه این ترجمه، فقدان را قابل مشاهده میکند و به سکوت و ناپیوستگی اجازه میدهد تا در تولید معنا مشارکت کنند.
این توجه به آنچه ناقص باقی مانده است، قرابت غیرمنتظرهای بین شعر باستانی و آزمون ادبی مدرن ایجاد میکند.
چندپارگی اغلب با بحران بازنمایی در ادبیات قرن بیستم مرتبط است. کارسون نشان میدهد که سنت متنی باستانی از قبل حاوی ناپیوستگیهایی است که در برابر میل مدرن به کامل بودن مقاومت میکنند.
اروس تلخ و شیرین (Eros the Bittersweet)
این رابطه بین اندیشه باستانی و آزمایشهای ادبی معاصر، محور مقاله بلند کارسون با عنوان «اروس تلخ و شیرین» (۱۹۸۶) است (اروس: ربالنوع عشق در یونان باستان). این اثر، پژوهشهای کلاسیک، پژوهشهای فلسفی و تاملات شاعرانه را در هم میآمیزد.
کارسون با درک یونانی از اروس بهعنوان تجربهای که لذت و رنج را با هم ترکیب میکند، آغاز میکند. او توجه ویژهای به توصیف سافو از تمنا (Desire) بهعنوان گلوکوپیکرون (glukupikron) یا تلخ و شیرین دارد.
تناقض آشکار موجود در این عبارت، نقطه شروعی برای بررسی ساختار میل میشود که به فاصله، ناتمامیت و عدم امکان تصاحب کامل ابژه آن بستگی دارد.
کارسون به بررسی ویژگی بنیادین رابطهای تمنا میپردازد: تمنا یا میل در فاصلهای که عاشق را از معشوق جدا میکند، پدیدار میشود. دقیقا همین فاصله است که هم شدت جذابیت و هم رنج مرتبط با فقدان را ایجاد میکند.
مطالعه او از ادبیات یونان باستان، این پارادوکس را به ظهور خودآگاهی مرتبط میکند، زیرا تجربه میل به شخص دیگری، محدودیتهای خود را نیز آشکار میکند؛ معشوق به زور ثابت کس دیگری باقی میماند و تلاش برای غلبه بر این جدایی، عدم امکان شناسایی کامل را آشکار میکند.
برخورد کارسون با اروس همچنین چیزی را آشکار میکند که میتوان آن را یک پیشرانه باستانی در نوشتههای پست مدرن او نامید، مشروط بر اینکه این اصطلاح، بهعنوان تداوم تجربیات بنیادی انسانی که در برابر بسته شدن مقاومت میکند، درک شود؛ نه بهعنوان نوستالژی برای گذشتهای آرمانی.
تمنا، آسیبپذیری و مواجهه با فقدان از طریق استعارههای باستانی بازمیگردند، در حالی که بیان ادبی آنها به طور مداوم توسط اشکال معاصر تجدید میشود. از این نظر، کارسون فیلسوفی است که از طریق استعارهها کار میکند و به زبان شاعرانه اجازه میدهد مفاهیمی را تولید کند؛ نه اینکه صرفا ایدههایی را که در جای دیگری تثبیت شدهاند، به تصویر بکشد.
زندگینامه سرخ (Autobiography of Red)
تاملات فلسفی مطرح شده در رمان «اروس تلخ و شیرین» در «زندگینامه سرخ» (۱۹۹۸) شکل روایی قابل توجهی به خود میگیرد. این رمان منظوم، اسطوره باستانی گریون، هیولای بالدار سرخی که توسط هراکلس شکست خورد را از نو شکل میدهد.
کارسون از قطعات باقیمانده از شاعر یونانی، استسیخوروس (Stesichorus)، بهره میبرد که روایت او از گریون متعلق به یک سنت اسطورهای است که پیرامون دلاوریهای قهرمانانه هراکلس سازماندهی شده است.
با این حال، کارسون به جای بازتولید تقابل آشنا بین قهرمان پیروز و دشمن هیولایی، دیدگاه روایی را به سمت خود گریون تغییر میدهد. این تغییر، شخصیتی را که به طور سنتی از طریق شکستش تعریف میشود، به قهرمان اصلی کاوشی عمیق در هویت، میل و آسیبپذیری عاطفی تبدیل میکند.
این وارونگی مهم است زیرا ساختار اخلاقی و روایی اسطوره باستانی را تغییر میدهد. هیولا به سوژهای تبدیل میشود که قادر به یادآوری، رنج بردن، عشق ورزیدن و تفکر درباره تفاوتهای خود است؛ او دیگر صرفا تجسم یک تهدید خارجی نیست که بتوان در برابر آن هویت قهرمانانه ایجاد کرد.
رابطه بین گریون و هراکلس همچنین روایت باستانی را از طریق زبان تمایلات جنسی و تجربه عاطفی معاصر، از نو شکل میدهد.
صمیمیت آنها با جذابیت، جدایی و تجربه نابرابر تمنا مشخص میشود. این موضوع، پارادوکس فلسفی بررسی شده در اروس تلخ و شیرین را به یاد میآورد: عشق با فاصلهای غیرقابل کاهش بین افراد، حتی زمانی که به دنبال نزدیکی هستند، حفظ میشود.
آنچه پدیدار میشود، صرفا نسخهای مدرن از اساطیر یونانی نیست، بلکه دگرگونی رابطه بین قهرمانی و هیولایی بودن است. کارسون با اعطای صدای خودزندگینامهای به گریون، اقتدار روایتهای موروثی و تمایل به دیده شدن در سنت کلاسیک را زیر سوال میبرد.
شکل شاعرانه رمان، این بیثباتی را از طریق همزیستی شدت غنایی، توسعه روایت، تصاویر بصری و تاملات درباره عمل بازنمایی، تقویت میکند.
متون باستانی، منبع بینش پست مدرن
با توجه به محوریت ادبیات یونان باستان در شکلگیری فکری کارسون، توصیف آثار او به عنوان آثار پست مدرن ممکن است در ابتدا متناقض به نظر برید. با این حال، این تناقض آشکار دقیقا همان چیزی است که نوشتههای او را متمایز میکند.
او از برخی از شناختهشدهترین تکنیکهای ادبیات پست مدرن - بینامتنیت، ژانرهای ترکیبی، گاهشماری مختل شده و اقتدار روایی ناپایدار - برای فعالسازی مجدد تجربیات و ساختارهای نمادین به ارث رسیده از دوران باستان استفاده میکند.
به این ترتیب، کارسون اشکال جدیدی از تجربه را بررسی میکند که همچنان در فرهنگ معاصر وجود دارند: میل، فقدان، خشونت، دیگربودگی و محدودیتهای زبان.
بازآفرینی اشکال ادبی
توجه آکادمی نوبل سوئد به کارسون، ما را به بازاندیشی در باب رابطه میان سنت ادبی و نوآوری فرامیخواند.
کارسون بهعنوان نویسندهای کانادایی که پیوندی عمیق با ادبیات یونان باستان دارد، در برابر آنچه میتوان دستهبندیهای متعارفِ هویت ادبی ملی دانست، مقاومت میکند؛ هرچند او که عضو «نشان کانادا» (Order of Canada: نشان افتخاری ملی در کشور کانادا) و از شاعران تحسینشده این کشور است، خود نیز پرسشهایی را پیرامون ادبیات و فرهنگ کانادا برانگیخته است.
جایزه نوبل کارسون، نه صرفا تداوم حیات ادبیات کلاسیک در آثار معاصر، بلکه ظرفیتِ پارهنوشتههای باستانی برای خلق امکانات ادبی تازه را ارج مینهد.