
مراسم بزرگداشت محمد کاسبی، بازیگر آثاری چون «پدر»، «خوشرکاب» و «مریم مقدس»، در حالی برگزار شد که علی شاهحاتمی پیشنهاد داد نام تماشاخانه مهر به نام این هنرمند فقید نامگذاری شود.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، مراسم بزرگداشت زندهیاد محمد کاسبی بازیگر سینما و تئاتر شامگاه سهشنبه (۲۱ مهرماه) با حضور مریم سعادت، محمود گبرلو، حسامالدین سراج، رضا بنفشهخواه، جمعی از اهالی هنر و رسانه در حوزه هنری برگزار شد.
یلدا کاسبی -دختر زندهیاد کاسبی- در ابتدای این مراسم با یادآوری خاطرات دوران کودکی و حضور پدرش در این مکان، از عشق و دلبستگی او به مردم و سرزمینش سخن گفت.
یلدا کاسبی در این مراسم با اشاره به جایگاه حوزه هنری در یادآوری خاطرات هنرمندان، شهیدان و بزرگانی که عمر و جان خود را در راه عشق و اعتلای هنر صرف کردند، اظهار کرد: اینجا حوزه هنری، یادآور عزیزان، شهیدان و بزرگانی است که عمر و جان خود را تقدیم عشق کردند و از این آستان، بال پرواز گشودند و اینک به سوی سیمرغ پر کشیدند.
وی با اشاره به خاطرات کودکی خود در کنار پدرش در حوزه هنری افزود: من یلدا، فرزند محمد کاسبی هستم. در سالهای دور، بارها و بارها در کودکی همراه پدرم به این مکان آمدهام.
این خانه و این حیاط، هنوز عطر حضور پدر را با خود دارند.
یلدا کاسبی با اشاره به اینکه پدرش پیش از تجربه برخی از تلخترین حوادث و فقدانهای اخیر از دنیا رفت، اظهار کرد: او رفت، وقتی هنوز داغ رهبر شهید و میناب بر دلهایمان نبود؛ رفت، وقتی هنوز دست تطاول خزان، باغ خانههایمان را گل نچیده بود.
دختر این هنرمند فقید در پایان با اشاره به روحیه حساس و عاطفی پدرش و عشق او به مردم و سرزمینش خاطرنشان کرد: خرسندم که این همه درد و داغ را ندید و نچشید؛ چراکه صبوری در برابر داغی بزرگ، بهخصوص برای دل نازک و دردمند پدرم که عاشق این مردم و این آبوخاک بود، کاری بس دشوار بود.
محمد کاسبی شخصیت «خوشغیرت» را بازی نکرد، بلکه آن را زندگی کرد
مجید زینالعابدین -مشاور رئیس سازمان صداوسیما- با اشاره به ابعاد شخصیتی و هنری محمد کاسبی گفت: او نهتنها در هنر، بلکه در زندگی شخصی و باورهای اعتقادی خود نیز خوشغیرت بود و تا آخرین روزهای زندگی دغدغه هنر و فرهنگ را داشت.
وی در ادامه این مراسم یادآور شد: محمد کاسبی آثار متعددی در حوزه سریال، سینما، تئاتر و نمایشهای رادیویی از خود به یادگار گذاشته است؛ آثاری همچون «بدوک»، «برادههای خورشید»، «همسفر»، «دایره سرخ» و «مریم مقدس» که بخشی از کارنامه هنری او را تشکیل میدهند.
وی با طرح این پرسش که چرا شخصیت «خوشغیرت» همچنان برای نسل جوان اهمیت دارد، افزود: شاید برخی از جوانترها خاطره مستقیمی از محمد کاسبی نداشته باشند، اما دلیل ماندگاری این شخصیت را باید در پیوند میان نقش و زندگی واقعی این هنرمند جستوجو کرد.
زینالعابدین تصریح کرد: «به نظر من، محمد کاسبی شخصیت خوشغیرت را صرفاً بازی نکرد؛ او خوشغیرت را زندگی کرد. محمد کاسبی در زندگیاش خوشغیرت بود، در هنر هم خوشغیرت بود و در باورها، ایمان و اعتقاداتش نیز همینگونه رفتار میکرد.»
مشاور رئیس سازمان صداوسیما در ادامه، با بیان خاطرهای از دیدار خود با محمد کاسبی، به علاقه و پیوند عاطفی این هنرمند با امام خمینی(ره) و رهبر شهید اشاره کرد.
وی گفت: کاسبی در یکی از دیدارها درباره امام خمینی(ره)، رهبر شهید و حاج قاسم سلیمانی صحبت میکرد و از احساس و ارادت خود سخن میگفت. در آن دیدار، فیلمی از او گرفتم، اما هنگام خداحافظی از من خواست آن فیلم را منتشر نکنم و بهعنوان امانت نزد خود نگه دارم؛ زیرا نمیخواست پیوند عاطفی و اعتقادیاش با امام و رهبر شهید به شکل دیگری تعبیر شود.
زینالعابدین با اشاره به این خاطره تأکید کرد که پایبندی به باورها و اعتقادات، بخشی جداییناپذیر از شخصیت محمد کاسبی بود؛ ویژگیای که در زندگی و فعالیت هنری او نیز نمود داشت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به سالهای پایانی زندگی محمد کاسبی و دشواریهای جسمانی او، خاطرنشان کرد: این هنرمند حتی در روزهایی که امکان حرکت و راه رفتن نداشت، همچنان پیگیر آثار هنری بود و درباره سریالها و دیگر تولیدات فرهنگی و هنری اظهارنظر میکرد.
زینالعابدین با نقل خاطرهای از کاسبی درباره حمایت همسر و دخترانش گفت: او خانوادهاش را همچون فرشتگان موکلی میدانست که در روزهای سخت در کنارش بودند و اجازه نمیدادند دشواریهای زندگی بر او سنگینی کند.
وی افزود: محمد کاسبی در همان دوران نیز از توانایی ذهنی خود برای بررسی و تحلیل آثار هنری سخن میگفت و نشان میداد که دغدغه هنر تا آخرین روزهای زندگی همراهش بوده است.
مشاور رئیس سازمان صداوسیما با تأکید بر جایگاه علمی و فرهنگی این هنرمند اظهار کرد: جفا خواهد بود اگر محمد کاسبی را صرفاً بهعنوان بازیگر بشناسیم؛ او از هنرمندان باسواد کشور بود و دانش و آگاهیاش فراتر از عرصه بازیگری قرار داشت.
زینالعابدین در ادامه سخنان خود، به دو دستنوشته از محمد کاسبی درباره انتخاب نام دخترانش، یلدا و سحر، اشاره کرد و این نوشتهها را بازتابی از باورهای اعتقادی و نگاه او به تحولات تاریخی کشور دانست.
به گفته وی، محمد کاسبی نام «یلدا» را برای دختر نخست خود انتخاب کرده بود تا نمادی از شب تاریک و انتظار برای رسیدن صبحی روشن باشد. در بخشی از دستنوشته این هنرمند آمده است که دخترش در دورهای پرآشوب و سرشار از اختناق متولد شد؛ دورهای که به باور او، همچون شبی سیاه بود، اما صبحی روشن در انتظار آن قرار داشت.
او در پایان این نوشته، برای رهایی مردم از ظلم و ستم ابراز امیدواری کرده است.
زینالعابدین همچنین با اشاره به نوشته دیگری از محمد کاسبی پس از تولد دختر دومش، سحر، اظهار کرد که این هنرمند نام «سحر» را به معنای سپیدهدم انتخاب کرده بود؛ نامی که از نگاه او، نماد پیروزی انقلاب اسلامی و طلوع روشنایی در جهان مستضعفان بود.
وی در پایان با اشاره به این دو دستنوشته تأکید کرد که باورهای محمد کاسبی نهتنها در سخنان و فعالیتهای هنری او، بلکه در زندگی شخصی و انتخابهایش نیز بازتاب داشت و همین پیوند میان هنر، زندگی و اعتقاد، بخشی از هویت ماندگار این هنرمند را شکل میدهد.
نام تماشاخانه مهر به نام محمد کاسبی مزین شود
علی شاهحاتمی -کارگردان سینما- با روایت خاطراتی از همکاری با محمد کاسبی در سریال «خوشرکاب»، از روحیه مردمدوستی، تعهد هنری و ارتباط عمیق این بازیگر با نقشهایش سخن گفت و پیشنهاد کرد نام تماشاخانه مهر به نام این هنرمند مزین شود.
علی شاهحاتمی با اشاره به جایگاه هنرمندان و ضرورت زنده نگه داشتن یاد آنها اظهار کرد: هنرمندان زمانی از دنیا میروند که دیگر کسی سراغشان را نمیگیرد و به یادشان نیست. یک نقاش زمانی از دنیا میرود که دیگر بومی پیش رویش نیست و یک هنرمند زمانی از دنیا میرود که دیگر صحنهای برای عرضاندام ندارد.
وی با اشاره به نخستین همکاری خود با محمد کاسبی در سریال «خوشرکاب» گفت: زمانی که «خوشرکاب» را میساختم، اصلاً فیلمنامهای نداشتم. قرار بود سریال را بسازیم و وقتی از محمد کاسبی دعوت کردم نقش تقی را بازی کند، اتفاقات عجیبی برایمان افتاد.
شاهحاتمی با تأکید بر اینکه محمد کاسبی تنها یک بازیگر نبود، افزود: به نظر من، محمد کاسبی بدترین بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود؛ البته این را با معنای خاصی میگویم، چون او با هنرش کاسبی نمیکرد، بلکه به معنای واقعی کلمه زندگی میکرد.
این کارگردان ادامه داد: اگر تمام فیلمهای او را تماشا کنید، میبینید که چقدر به شخصیتی که قرار بود بازی کند، جان میبخشید؛ تا جایی که خودش به همان شخصیت تبدیل میشد.
وی با بیان خاطراتی از پشت صحنه سریال «خوشرکاب» اظهار کرد: قصهای که برای محمد تعریف کردم، واقعی بود. وقتی داستان تقی را برایش توضیح دادم، شاید عجیب باشد، اما او میرفت و با کامیون صحبت میکرد.
گاهی گریه میکرد و میگفت: «ناهارم را بدهید تا بروم داخل کامیون بخورم.»
شاهحاتمی افزود: محمد داخل کامیون مینشست و با آن درد دل میکرد. بخشهایی از فیلمنامه را نیز بر اساس حسی که در وجود او شکل گرفته بود و ارتباطی که با کامیون برقرار کرده بود، نوشتم.
این کارگردان با یادآوری یکی از صحنههای فیلم گفت: در صحنهای از «خوشرکاب»، مجید به لاستیک کامیون لگد میزند. در همان لحظه محمد از کادر خارج شده بود، اما وقتی این اتفاق افتاد، برگشت و فریاد زد: «چه غلطی داری میکنی؟»
سپس به مجید گفت: «تو به چه حقی به او لگد میزنی؟ میدانی این کیست و چیست؟
این مثل من است! چطور جرات میکنی به این کامیون لگد بزنی؟»
وی ادامه داد: نمیدانم این حس چگونه در وجود محمد شکل گرفته بود، اما او واقعاً چنین ارتباطی با شخصیت و دنیای اطرافش برقرار میکرد.
شاهحاتمی در بخش دیگری از صحبتهایش به ارادت محمد کاسبی به امیرالمؤمنین علی(ع) اشاره کرد و گفت: محمد کاسبی از آن هنرمندانی بود که برای گریه کردن در یک صحنه، کافی بود نام مولایمان امیرالمؤمنین علی(ع) را بشنود. او نمیتوانست در برابر این نام و احساسی که به آن داشت، مقاومت کند.
وی همچنین با روایت خاطرهای از دوران فیلمبرداری در خرمشهر، به روحیه مهربان و مردمدوست این بازیگر اشاره کرد و افزود: زمانی که در خرمشهر کار میکردیم، گاهی محمد از محل اقامتش بیرون میرفت و ما نگران میشدیم که مبادا راه را گم کند یا اتفاقی برایش بیفتد. یک بار که دنبالش رفتم، دیدم کنار بچههای بهزیستی خرمشهر راه میرود و گریه میکند.
شاهحاتمی ادامه داد: او در بازار قدم میزد و گریه میکرد. بچههایی را هم که آنجا بودند، برای غذا همراه خودش میبرد و از بازار برایشان پفک و خوراکی میخرید.
این کارگردان با تأکید بر روحیه انسانی محمد کاسبی گفت: کسانی هستند که به دیگران کمک میکنند، اما محمد کاسبی به معنای واقعی کلمه عاشق مردم بود. قلبی بسیار مهربان داشت و با تمام وجودش مردم را دوست داشت.
شاهحاتمی در ادامه با تأکید بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد هنرمندان، پیشنهاد کرد نام تماشاخانه مهر به نام محمد کاسبی تغییر کند.
وی اظهار کرد: محمد کاسبی از کسانی بود که در شکلگیری این فضا و ایجاد جایی به نام حوزه هنری نقش داشت. حداقل کاری که میتوانیم برای او انجام دهیم، این است که نامش را زنده نگه داریم.
پیشنهاد من این است که نام تماشاخانه مهر به نام محمد کاسبی مزین شود تا یاد و خاطره او برای همیشه زنده بماند.
محمد کاسبی عاشق مردم بود و به باورهایش پایبند ماند
تاجبخش فناییان -کارگردان تئاتر و تلویزیون- در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و هنری زندهیاد محمد کاسبی، او را هنرمندی دانست که در کنار تواناییهای بازیگری، به باورها و اعتقاداتش پایبند بود و ارتباط عمیقی با مردم داشت.
فناییان با اشاره به آشنایی خود با محمد کاسبی از دوران دانشجویی در دانشکده هنرهای دراماتیک گفت: ایمان و اعتقادات کاسبی هیچگاه تغییر نکرد، درحالیکه هنر او روزبهروز گسترش پیدا میکرد و تقویت میشد.
وی با تأکید بر روحیه مردمدوستی این هنرمند اظهار کرد: محمد کاسبی عاشق مردم بود؛ او امام خمینی(ره) را نیز از صمیم قلب دوست داشت و معتقد بود حضور امام تحولی اساسی در زندگیاش ایجاد کرده است. کاسبی برای شهرت و مطرحشدن زندگی نمیکرد و هنر، مردم، دین و انقلاب برای او اهمیت داشتند.
این هنرمند با اشاره به حضور مردم در مراسم تشییع پیکر محمد کاسبی افزود: حضور گسترده مردم را نمیتوان صرفاً به بازی او در یک سریال یا اثر هنری نسبت داد؛ به اعتقاد من، میان او و مردم ارتباطی قلبی وجود داشت.
فناییان همچنین با یادآوری فعالیتهای هنری کاسبی در سالهای آغازین انقلاب گفت: او از دوران دانشجویی در فعالیتهای فرهنگی و هنری حضور داشت و در کنار دیگر اعضای انجمن دانشجویان مسلمان دانشکده هنرهای دراماتیک فعالیت میکرد. نمایشنامهای در اوایل انقلاب به اسم حروفیه بود که آن را شهید حسین قشقایی نوشته بود و بعد از انقلاب در تاتر شهر اجرا شد.
وی در ادامه با اشاره به تواناییهای بازیگری محمد کاسبی، او را از هنرمندان شاخص در زمینه ایفای نقش دانست و تأکید کرد که کاسبی از تسلط و درک عمیقی در بازیگری برخوردار بود.
فناییان همچنین به آگاهی گسترده این هنرمند در حوزههای مختلف اشاره کرد و گفت: حتی در دوران بیماری نیز محمد کاسبی از هوشیاری و آگاهی بالایی برخوردار بود. او درباره سیاست، تحولات جهانی، مسائل اجتماعی، تاریخ و هنر اطلاعات زیادی داشت و با شناخت و تسلط درباره موضوعات مختلف صحبت میکرد.
محمد کاسبی از اینکه قدر هنرمندان را پس از مرگشان میدانند، دلگیر بود
در ادامه این مراسم رضا ایرانمنش -بازیگر سینما و تلویزیون- با اشاره به دوستی و همکاری خود با زندهیاد محمد کاسبی گفت: این سعادت را داشتم که در چند اثر، شاگردی ایشان را بکنم. در ماههای پایانی عمر پربرکتش نیز گاهی او با من تماس میگرفت و گاهی من با او صحبت میکردم و به درد دل مینشستیم.
وی افزود: آخرین بار حدود سه تا چهار ماه پیش از درگذشت محمد کاسبی با او صحبت کردم. در آن مقطع، بهشدت دلگیر بود و یکی از موضوعاتی که درباره آن حرف میزد، این بود که چرا معمولاً پس از مرگ هنرمندان به یادشان میافتیم و برایشان بزرگداشت برگزار میکنیم.
ایرانمنش با تأکید بر روحیه مردمدوستی زندهیاد محمد کاسبی گفت: او واقعاً عاشق مردم بود و هیچگاه بهسادگی از کنار مشکلات آنان عبور نمیکرد.
وی افزود: اگر محمد کاسبی مشکلی را میدید، بهراحتی از کنار آن نمیگذشت و اگر میتوانست برای حل آن اقدام میکرد؛ در غیر این صورت نیز پیشنهاد یا راهحلی ارائه میداد. او نسبت به مسائل پیرامون خود احساس مسئولیت میکرد و ارتباطش با مردم صرفاً در حد حرف و شعار نبود.
ایرانمنش با اشاره به گفتوگوهای خود با زندهیاد محمد کاسبی درباره وضعیت سینما اظهار کرد: حدود یک سال و نیم پیش، درباره این موضوع صحبت میکردیم که سینمای ما به کجا میرود و آینده هنر کشور چه خواهد شد.
وی افزود: در یکی از آخرین گفتوگوهایمان، برای اینکه حال محمد کاسبی را تغییر دهم، از او پرسیدم که آیا بهتازگی فیلمی دیده است؛ اما صحبتها دوباره به نگرانیهای مشترکمان درباره سینما رسید. ما نسبت به عقبگرد سینمای ایران در پسرفتی که در مقایسه با دهههای ۶۰ و ۷۰ و سالهای ابتدایی دهه ۸۰ گلایه داشتیم.
ایرانمنش با تأکید بر ضرورت توجه به هنرمندان در زمان حیاتشان گفت: ایکاش فرصتی فراهم شود تا زمانی که زنده هستیم، قدر یکدیگر را بدانیم و از احوال هم باخبر باشیم.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در ارتباط با دوستان و همکارانش افزود: گاهی بهصورت اتفاقی تلفن همراهم را باز میکنم و به برخی از دوستان زنگ میزنم تا احوالشان را بپرسم. معتقدم نباید منتظر بمانیم تا دیگران سراغ ما را بگیرند؛ بهتر است خودمان برای حفظ ارتباط و جویاشدن از حال یکدیگر پیشقدم شویم.
ایرانمنش همچنین با اشاره به نقش هنرمندان پیشکسوت در پرورش نسلهای بعدی گفت: بسیاری از هنرمندان فعالیت خود را از همین محافل آغاز کردند و موفقیتهای بزرگی برای ایران به ارمغان آوردند. آنها هنوز هم شاگردانی دارند که میتوانند راهشان را ادامه دهند.
در ۹ ماه همکاری با محمد کاسبی، به اندازه ۵۰ سال آموختم
فرهاد قائمیان -بازیگر سینما و تلویزیون- در بخشی دیگری از این مراسم با اشاره به خاطرات همکاری ۹ماهه خود با محمد کاسبی در یزد، اخلاق حرفهای، مردمداری و شیوه بازیگری این هنرمند را ستود و پیشنهاد کرد جایزهای به نام محمد کاسبی از سوی حوزه هنری به بازیگران و هنرمندان اهدا شود.
این بازیگر با بیان خاطراتی از همکاری با این هنرمند گفت: من به مدت ۹ ماه در یزد و در شرایط آبوهوایی بسیار گرم، در کنار آقای محمد کاسبی کار کردم. مهمترین چیزی که در این مدت از ایشان آموختم، پیش از هر چیز، اخلاق هنری و اجتماعی و شیوه حضور در عرصه هنر، سینما، تلویزیون و تئاتر بود.
وی افزود: هرقدر فکر کردم، دیدم تمام آنچه در طول عمر هنریام آموختهام، در آن ۹ ماه و در محضر استاد گرامیام خلاصه میشود؛ ۹ ماهی که شاید بتوانم بگویم به اندازه ۵۰ سال از ایشان آموختم.
قائمیان با اشاره به شیوه بازیگری و انتقال تجربه از سوی محمد کاسبی اظهار کرد: هیچوقت فراموش نمیکنم که چگونه بازیگر مقابل خود را هدایت میکردند و نقش را تحلیل میکردند. ایشان تمام تجربیاتشان را بدون منت و چشمداشت در اختیار ما و دیگر دوستان حاضر در پروژه میگذاشتند.
این بازیگر سینما و تلویزیون ادامه داد: روز اولی که جلوی دوربین و در کنار ایشان ایستادم، بدون اغراق پاها و دستهایم میلرزید. ایشان آرام از من پرسیدند «چی شد؟»
و من گفتم: «در مقابل شما من چهکار کنم؟» پاسخ دادند: «هیچی؛ کسی نیستم جز محمد کاسبی.»
وی با بیان اینکه از کاسبی بازیگری، اخلاق و رفاقت آموخته است، گفت: هیچوقت آن لحظه را فراموش نمیکنم. ایشان همیشه مرا با اسمم صدا میکردند و افتخارم این بود که در کنارشان حضور داشتم.
قائمیان همچنین به روحیه مهماننوازی و مردمداری محمد کاسبی اشاره کرد و افزود: در همان لوکیشن، آشپزی را هم از ایشان یاد گرفتم. آشپز درجهیکی بودند و شبها با یک دیگ بزرگ به سمت هتل ما میآمدند و سفرهای پهن میکردیم.
از ایشان سفرهداری و مردمداری را آموختم؛ ویژگیهایی که برای من بسیار ارزشمند بود.
وی در ادامه، خاطرهای از پیگیری محمد کاسبی برای پرداخت دستمزد عوامل پروژه روایت کرد و گفت: یک شب که پرداختیها به تأخیر افتاده بود و دوستانی که از شهرهای دیگر آمده بودند، منتظر واریز دستمزدشان بودند، آقای کاسبی تصمیم گرفت با تهیهکننده تماس بگیرد. در جریان این تماس، با لحنی جدی به او صحبت کرد.
قائمیان در ادامه، با تأکید بر ضرورت پاسداشت یاد و جایگاه هنرمندان، پیشنهاد کرد حوزه هنری جایزهای به نام محمد کاسبی در نظر بگیرد.
او گفت: تقاضا میکنم جایزهای به نام محمد کاسبی از سوی حوزه هنری در نظر گرفته شود و به بازیگران و هنرمندانی که روزی شاگرد ایشان بودهاند، اهدا شود تا آنها نیز روی همین صحنه، جایزه محمد کاسبی را دریافت کنند.
محمد کاسبی با نگاهش هم مخاطب را تحت تأثیر قرار میداد
شهریار بحرانی -کارگردان فیلم سینمایی «مریم مقدس»- با روایت خاطرهای از بازی محمد کاسبی در این فیلم، از تسلط و توانایی بالای این بازیگر در ایفای نقشهای پیچیده گفت و تأکید کرد که کاسبی با تمام وجود در نقش خود فرو میرفت.
شهریار بحرانی با اشاره به دشواریهای گریم محمد کاسبی در فیلم «مریم مقدس» اظهار کرد: کار آقای کاسبی بسیار دشوار بود. ایشان صبح زود برای گریم حاضر میشدند و ریش مصنوعی برایشان نصب میشد.
به همین دلیل، در طول کار نمیتوانستند چیزی بخورند، چون ممکن بود ریش مصنوعی کنده شود. با وجود تمام این دشواریها، بازی بسیار خوبی ارائه دادند.
وی در ادامه، خاطرهای از بازی محمد کاسبی در نقش «هیلم»، یکی از کاهنان یهود در فیلم «مریم مقدس»، روایت کرد و گفت: این شخصیت ظاهراً از محفل کاهنان حمایت میکرد، اما در باطن میدانست که حضرت زکریا(ع) پیامبری برحق است؛ با این حال، باور خود را آشکار نمیکرد.
او با اشاره به یکی از صحنههای پرتنش فیلم افزود: در بخشی از داستان، شخصیت محمد کاسبی اصرار داشت حضرت زکریا(ع) و حضرت مریم(س) را محاکمه کنند، از معبد بیرون برانند و به قتل برسانند. در صحنهای دیگر نیز شخصیت او در خلوت به پیرمردی حمله میکرد و او را به زمین میانداخت و با عصبانیت میپرسید چرا اجازه نداده است آنها را محاکمه و مجازات کند.
این کارگردان ادامه داد: هنگام تمرین این صحنه، متوجه شدم مرحوم پور ستار که روی زمین افتاده بود، با اشاره میخواهد چیزی بگوید. او را بلند کردیم و به گوشهای بردیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است.
به من گفت: «آقا، من میترسم!»، از او پرسیدم: «از چه چیزی میترسی؟» پاسخ داد: «آقای کاسبی بالای سر من ایستاده و با چشمهایش به من نگاه میکند و محکم با من صحبت میکند.»
بحرانی افزود: به او گفتم که محمد کاسبی در حال ایفای نقش است، اما این هنرمند واقعاً میترسید و میلرزید. وقتی پرسیدم بیشتر از چه چیزی ترسیده است، گفت: «از چشمهایش!
چشمهایش خیلی ترسناک است!»
وی با بیان اینکه این خاطره نشاندهنده توانایی محمد کاسبی در ایفای نقشهای پیچیده و منفی است، تصریح کرد: آقای کاسبی با تمام وجود در نقش خود فرو میرفت و آن را چنان باورپذیر اجرا میکرد که حتی همبازیاش نیز تحت تأثیر قرار میگرفت.
کارگردان فیلم «مریم مقدس» در پایان با تأکید بر اهمیت نگاه در بازیگری گفت: در سینما، مخاطب بیش از هر چیز به چشمهای بازیگر توجه میکند. حتی اگر بازیگر دیالوگ نگوید یا لبهایش حرکت نکند، نگاه او میتواند تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارد.
محمد کاسبی در این زمینه بسیار حرفهای و مسلط بود.
اجرای تیاتر «بایگانی» از آثار محمد کاسبی پایان بخش این مراسم بود.