
رئیس پژوهشکده ارتباطات نسبت به پیامدهای پنهان تربیت نسل جدید در آغوش الگوریتمهای هوشمند هشدار داد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، سالهاست که در محافل آکادمیک و گعدههای خانوادگی از دوگانه جهان واقعی و جهان مجازی سخن به میان میآید. گویی مرز نامرئی اما ضخیمی میان این دو دنیا کشیده شده است و انسانها با روشن و خاموش کردن صفحه تلفن همراه خود از جهانی به جهان دیگر پرتاب میشوند.
اما تحولات پرشتاب سالهای اخیر نشان میدهد که این مرزبندی کلاسیک دیگر رنگ باخته است. این گزاره کلیدی هسته مرکزی سخنرانی دکتر زهرا اجاق در دومین همایش ملی فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران بود.
رئیس پژوهشکده ارتباطات در این همایش با کالبدشکافی تجربه زیسته نسل جدید نشان داد که چگونه مرز میان امر واقعی و امر دیجیتال در ذهن و زندگی نوجوانان امروز محو شده است.
اجاق در آغاز سخنان خود بر یک تغییر پارادایم اساسی دست گذاشت و یادآور شد که برای یک نوجوان امروزی مفاهیمی چون ارتباط با دوستان، یادگیری، سرگرمی، دریافت اخبار و حتی تجربه عمیق تنهایی یا احساس تعلق دیگر به دو پاره آنلاین و آفلاین تقسیم نمیشود. بر اساس گزارشهای معتبر علمی محیطهای دیجیتال دیگر یک حاشیه تفریحی در زندگی کودکان نیستند بلکه تار و پود زندگی روزمره آنان را شکل دادهاند.
از این منظر ما دیگر با پدیده مهاجرت از جهان واقعی به مجازی روبهرو نیستیم بلکه با نسلی مواجهیم که شالوده حیاتش در نقطهای بنا شده که واقعیت و کدهای دیجیتال به شکلی جداییناپذیر در هم تنیده شدهاند.
این پژوهشگر حوزه ارتباطات در ادامه تحلیل خود تغییرات فعلی را بسیار عمیقتر از یک دگردیسی ابزاری دانست. او با نادیده گرفتن مرزبندیهای تقلیلگرایانه که نسلها را صرفا با ابزارهایی مانند رادیو، تلویزیون یا اینترنت دستهبندی میکنند تصریح کرد که آنچه امروز در حال دگرگونی است ابزار انتقال پیام نیست بلکه شیوه شناخت انسان از جهان است.
نسل جدید از مسیر همین ابزارها با دیگران ارتباط برقرار میکند و به تدریج تصویری از خود و جامعه پیرامونش میسازد. در دهههای گذشته نهادهای ریشهداری چون خانواده، مدرسه و گروه همسالان بازیگران اصلی عرصه تربیت و جامعهپذیری بودند اما امروز رقبای قدرتمند و خاموشی به نام پلتفرمها و الگوریتمها با تمام قوا وارد این کارزار شدهاند.
رئیس پژوهشکده ارتباطات با زبانی ساده و به دور از پیچیدگیهای فنی به تشریح عملکرد الگوریتمها پرداخت و اثر آنها را در زندگی روزمره به شدت ملموس ارزیابی کرد. الگوریتمها همان ماشینهای نامرئی و سازوکارهای هوشمندی هستند که تصمیم میگیرند چشمان یک نوجوان در صفحه تلفن همراهش بیشتر با چه محتوایی گره بخورد و چه مفاهیمی شانس بیشتری برای تسخیر توجه او داشته باشند.
بر همین اساس در اتمسفر پلتفرمها رسانه دیگر یک مجرای خنثی برای انتقال پیام نیست بلکه نقشی گزینشگر و هدایتکننده دارد. دکتر اجاق این پدیده نوظهور را تحت عنوان اجتماعی شدن در محیط الگوریتمی مفهومسازی کرد و نشان داد ماشینها چگونه در حال تربیت پنهان فرزندان ما هستند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به دو خطای راهبردی و سادهسازی خطرناک در مواجهه با نسل جدید هشدار داد. خطای نخست نگاه قربانیپندارانه به نوجوانان است.
در این نگاه نسل جدید صرفا قربانی دستوپابسته فناوری تصور میشود اما شواهد متقن پژوهشی چنین رابطه خطی و سادهای را تأیید نمیکنند. پیوند میان شبکههای اجتماعی و روان کودکان به غایت پیچیده است و در این میان صرفا مدت زمان خیره شدن به صفحه نمایشگر اهمیت ندارد.
نوع استفاده، کیفیت محتوا، ویژگیهای روانی فرد، اتمسفر خانواده و حتی معماری خود پلتفرم در میزان اثرگذاری این فضا نقشی تعیینکننده دارند. بنابراین تقلیل دادن نظارت والدین به کنترل ساعت مصرف خطایی فاحش است و پرسشهای مهمتری باید مطرح شود از جمله اینکه نوجوان در این فضا چه تولید میکند، با چه شبکهای از افراد در تماس است و این تجربه در چه بستر فرهنگی و اقتصادی رقم میخورد.
خطای دوم که درست در نقطه مقابل نگاه اول قرار دارد باور به افسانه بومیان دیجیتال است. بسیاری گمان میکنند چون کودکان امروز با گوشیهای هوشمند بزرگ شدهاند پس به صورت غریزی از سواد رسانهای و دیجیتال بالایی برخوردارند.
دکتر اجاق با رد این تصور رایج تأکید کرد که مهارت در کاربری سریع یک اپلیکیشن هرگز به معنای توانایی تفکر انتقادی نیست. یک نوجوان ممکن است در استفاده از نرمافزارها تبحر خیرهکنندهای داشته باشد اما همچنان در تشخیص اخبار جعلی از اطلاعات معتبر، شناخت تبلیغات پنهان و درک سازوکارهای دستکاری توجه ناتوان بماند و به شدت در برابر آسیبهای پلتفرمی بیدفاع باشد.
ورود هوش مصنوعی به عرصه رسانه لایه دیگری از پیچیدگی بود که در این همایش مورد واکاوی قرار گرفت. رئیس پژوهشکده ارتباطات یادآور شد که نسل جدید دیگر تنها با رسانهای که تصویر و خبر نمایش میدهد مواجه نیست.
فناوری امروز با انسان گفتوگو میکند، راهکار ارائه میدهد و در قامت یک همصحبت ظاهر میشود. هرچند این دستاورد بشری فرصتهای شگرفی برای توسعه دانش و خلاقیت فراهم آورده اما پرسشهای بیپاسخ فراوانی را نیز روی میز سیاستگذاران گذاشته است.
چگونگی ارزیابی اعتبار پاسخهای ماشین، نحوه صیانت از دادههای حریم خصوصی کودکان و پیامدهای سوگیریهای الگوریتمی از جمله دغدغههایی است که نهادهای بینالمللی مانند یونیسف را نیز به تدوین دستورالعملهای سختگیرانه برای حفظ منافع کودکان واداشته است.
اجاق در ادامه مباحث خود از فضای تئوریک فاصله گرفت و با نگاهی آسیبشناسانه به مختصات جامعه ایران پرداخت. او با احتیاط علمی بر این نکته پافشاری کرد که به دلیل فقدان دادههای ملی جامع و پژوهشهای طولی نمیتوان تصویری یکدست و قطعی از پدیدهای به نام نسل جدید ایران ارائه داد.
معدود مطالعات انجامشده در کشور پیام روشنی برای سیاستگذاران دارند و آن این است که تجربه دیجیتال نوجوانان ایرانی به هیچ وجه یکسان نیست.
به عنوان نمونه نتایج یک مطالعه روی نوجوانان ده تا دوازده ساله در سه استان کشور نشان داده است که میزان استفاده از ابزارهای هوشمند وابستگی مستقیمی با پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانوادهها دارد. در پژوهشی دیگر روی هزاران نوجوان تهرانی مشخص شده است که اعتیاد به شبکههای اجتماعی ریشه در عواملی چون احساس تنهایی، فقدان حمایت اجتماعی و پایین بودن عزت نفس دارد.
این شواهد علمی ثابت میکنند که برای فهم رفتار رسانهای نسل جدید هرگز نمیتوان زمینههای طبقاتی، جغرافیایی، جنسیتی و شبکه روابط اجتماعی او را نادیده گرفت. یک فناوری ثابت میتواند در دو بستر متفاوت تجربهها و پیامدهای کاملا متضادی خلق کند.
رئیس پژوهشکده ارتباطات در پایان سخنان خود رسالت سنگینی را بر دوش نهادهای علمی و پژوهشی گذاشت. او از جامعه دانشگاهی خواست تا به جای ساختن تصاویر کلیشهای و یکدست، تفاوتهای عمیق دروننسلی را به رسمیت بشناسند.
پرسش اساسی امروز این نیست که نسل جدید چند ساعت در روز آنلاین است بلکه باید فهمید فناوریهای نوین چگونه الگوهای یادگیری، شکلگیری هویت، نظام اعتماد و مرجعیت فکری را در جامعه ایران شخم زدهاند.
وی با تأکید بر اینکه نهادهای متولی از سرعت تغییرات فناوری جا ماندهاند خواستار تولید دادههای بومی پیش از هرگونه نسخهنویسی و قضاوت شتابزده شد. دکتر اجاق سخنان خود را با یک مانیفست پژوهشی به پایان برد و تأکید کرد که نه هراس و وحشت از فناوری راهگشاست و نه شیفتگی کورکورانه به آن.
جامعه امروز نیازمند فهمی واقعبینانه و مبتنی بر شواهد است تا بتواند در آن صدای خود نوجوانان را بشنود و آینده فرهنگ، ارتباطات و شیوه زیستن نسلهای فردا را تضمین کند.