
وزیر دفاع پیشنهادی در کارنامه موشکی ایران حضور موثر داشته، نمونهاش حمایت از ساخت موشک فاتح 110 است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، مهرداد اخلاقی کتابچی، وزیر دفاع پیشنهادی که این روزها در مجلس مراحل رای اعتماد را میگذاراند، در صورت کسب رای اعتماد یکی از متفاوتترین وزرای دفاع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
اخلاقی از مدیران ارشد وزارت دفاع است که بخش عمده کارنامه حرفهای او در ساختارهای صنعتی، هوافضایی و موشکی این وزارتخانه شکل گرفته است. برخلاف بسیاری از وزیران پیشین دفاع که از مسیر فرماندهی نظامی آمدهاند، او بیشتر در لایههای تخصصی و تولیدی صنایع دفاعی فعالیت داشته است.
اخلاقی از نیمه دوم دهه 80 با برنامه موشکی ایران همکاری داشته است. در آن دوره ریاست گروه صنعتی شهید باقری (از مجموعههای وابسته به سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع) را بر عهده داشت.
وی رابطهای دوستانه با پدر موشکی ایران، شهید طهرانی مقدم داشت، و حمایتهای او از برنامههای موشکی شهید طهرانی مقدم منجر به ساخت موشک فاتح 110 شد.
معصومه سپهری، نویسنده مجموعه 3 جلدی «مرد ابدی»، در گوشههایی از این کتاب به نقش و حضور مهرداد اخلاقی در برنامه موشکی ایران اشاره کرده است.
سپهری اخیراً درباره حمایتهای اخلاقی از برنامه موشکی ایران به ویژه حمایت وی از ساخت موشک فاتح 110 چنین گفته است:
«مراحل تحقیق زندگی شهید طهرانی مقدم بسیار طولانی، دشوار، مهم و دارای حساسیتهای متعدد بود. حقیقتاً اولین تجربه من برای نگارش زندگینامۀ چنین شهیدی (نمیدانم باز هم چنین تجربهای تکرار خواهد شد، یا نه؟
اما هر چه زمان میگذرد ارزش این کار برایم بیشتر میشود)... چنانکه در مقدمۀ مرد ابدی نوشتهام در مراحل تحقیق کتاب مرد ابدی با حداقل 180 نفر گفتوگو کردم و در مواردی از برخی مصاحبههای دیگر عزیزان هم استفاده کردم.
اما راوی داریم تا راوی... برخی مصاحبهها چنان باکیفیت، و از صدر تا ذیل قابل استفاده، مهم، دقیق و نو بودند که هم در زمان فیشبرداری و تدوین و تالیف کتاب، و هم حالا که به مناسبتی آن را میخوانم قابل استفاده و محل تامل است...
و شاید ارزش داشته باشد برخی مصاحبهها را مستقل منتشر کنم....
این مصاحبه که از آن میگویم، در 27 مرداد 1393 انجام شده است. در بعداز ظهری گرم که سخنان یک دانشمند بزرگ موشکی، گذر زمان را از یادم برد و دریچهای نو به زندگی حسن طهرانی مقدم برایم گشود.
راوی ارزشمند من، مایل نبود نام واقعیاش منتشر شود. با موافقت خودشان نامی انتخاب کردیم: محمدعلی احمدی.
ایشان با هماهنگی همسر محترم شهید طهرانی مقدم و به احترام ایشان، مرا در دفتر کارشان پذیرفته و پای ضبط صوتم نشستند. کاری که قبل و بعد از آن انجام نداده بودند.
برای اولین بار در بین راویان فصل 34 که نام این فصل را «همراهان» نامیدهام، در صفحه 325 جلد دوم، نام مهندس احمدی وارد کتاب شد و البته روایتهای بینظیرش.... من آن ایام در اوایل راه تحقیق بودم و اطلاعات و پرسشها و اندوخته سالهای آخر تحقیق را نداشتم (آخرین مصاحبههای من در زمستان 1402 اتفاق افتاد که تقریباً دستم پر بود و اعتماد به نفس بیشتری در مصاحبهها داشتم و...).
چرا مهندس احمدی احترام و جایگاه ویژهای در کتاب مرد ابدی دارد؟ چون در یکی از فیلمهایی که در سال 1400 به دستم رسید، خود سردار حسن طهرانی مقدم در جلسه جشنی پس از موفقیت در یک پروژۀ ویژه در حضور مهندسان ارشد و خانوادههایشان، از مهندس احمدی با چنین عباراتی اسم میبرد: «تشکر ویژه و صمیمانه میکنم از برادر بزرگوارم، آقای مهدی دشتبانزاده و بچههایش که زحمت کشیدند این موشک را ساختند، آوردند اینجا.
دست تکتکشون رو میبوسم. از سرطراح بزرگ ما، افتخار ما، آقای مهندس احمدی، قویترین و بهترین سرطراح جهان اسلام در موشکی که در جمع ما حضور داره....»
حالا میخواهم از عبارات مصاحبه با همین مهندس احمدی بزرگوار، نقش مهندس اخلاقی و ارتباط ایشان با شهید طهرانی مقدم را برایتان بازگو کنم، متن روایت چنین است:
«قطعنامه پذیرفته شد ولی جنگ برای یک عدهای تمام نشد. برای حسن آقا و کسانی که در موشکی کار میکردند جنگ تمام نشد بلکه دائم عملیات داشتیم.
عملیاتهای سخت. عملیاتهایی که شکست در آن بود و شهادت هم بود.
شهیدان بزرگواری را داشتیم. پیروزیهایی را داشتیم که شیرینیاش مثل پیروزی فتح خرمشهر بود.
من فکر میکنم موفقیت مرصاد و یا فاتح 110 هیچ چیزی کمتر از فتح خرمشهر برای ما نداشت. چون ما را در عرصه موشک سوخت جامد فاتح کرد.
ما را ورود داد به عرصه موشکهای سوخت جامد با برد بلند که الان شما میبینید و...
حسن آقا پروژه فاتح 110 را شروع کرد، تحقیقاتش هنوز تمام نشده که تولیدش را استارت زدیم بهطوریکه من مدیر پروژه و مدیر صنعتی که... رفتم روی یک کوهی در منطقه خجیر در نزدیک تهران ایستادیم که همهاش سنگ خارا است...
هنوز تحقیقاتمان تمام نشده است و احتمال شکست داریم. کی گفته که همه پروژهها باید موفق شود؟
روی کوهی ایستادم و به مدیر مهندسی که باید ساختوساز کند، گفتم اینجا میخواهیم تولید را راهاندازی کنیم. حسن آقا [بعدها] همیشه این را به من میگفت: «مهندس، کوه را یادته، سنگ خارا را یادته؟»
قریب صد تا عملیات انفجاری انجام شد که این کوه را منفجر کنند تا تکههایش را بردارند. آن کوه را حذفش کردیم و رفتیم پایین.
چون باید میرسیدیم به سطح زمین.... کارخانجاتی آنجا احداث کردیم (برای محصولی که بعدها اسمش شد موشک فاتح 110) که هنوز تحقیقاتش تمام نشده بود!
دنیا ابداً این کار را نمیکند! روال منطقی دنیا این است که اول باید تحقیقات انجام شود به نتیجه برسد و بعد تصمیم بگیرند و کارخانجاتی درست کنند.
اما حسن آقا، در حالی که هنوز تحقیقات تمام نشده قرارداد میبندد که N تا از این موشک میخواهیم...
وزارت دفاع از حسن آقا عقب میماند حسن آقا نیرویی است که از همه جلو است و همه باید پشتش بدوند تا بهش برسند. [در این شرایط، من] رفتم پیش مدیر بالاتر از خودم و گفتم باید ده میلیون بیشتر هزینه کنیم و تجهیزات بخریم. برگشت به من گفت: مهندس شما مطمئنی که این پروژه به نتیجه میرسد و من ده میلیون دلار خرید کنم؟
گفتم نه، کار فنی است و ممکن است شکست هم داشته باشد.
گفت اگر شکست بخوریم این تجهیزات به چه دردی میخورد؟ گفتم به هیچ دردی نمیخورد!
یعنی باید ریسک بکنیم! باید جسارت داشته باشیم.
ایشان آقای مهندس مهرداد اخلاقی که خیلی با حسن آقا رفیق است و به حسن آقا خیلی ارادت دارد. حسن آقا ایشان را بهنام مهرداد جون صدا میزد و چون اینقدر با ایشان نزدیک است.
ایشان مهندس اخلاقی بهواسطه حسن آقا حاضر است این ریسک را بکند! هیچ وقت در وزارت دفاع هیچ کس جرأت نمیکند ده میلیون دلار هزینه کند روی پروژهای که نه سرش معلوم است به قولی، نه تهاش معلوم است...
روی این کار کردند و یک تست پروازی هم کردند که ناموفق بود. اما ایشان مهندس اخلاقی به ما اعتماد کرد و ده میلیون دلار هم هزینه کرد و کارخانجات را درست کردیم و در تست سوم، موشکمان به هدف خورد.
حسن آقا در حج بود که من از میدان تست با ایشان با تلفن ماهوارهای ثریا تماس گرفتم و بنده به ایشان گفتم که یک دستخطی، تو دفتر من نوشته بود که اگر این تست با این دقت بخورد، من این موشک را میخواهم اگر نخورد یک موشک دیگهای را میخواهم که خارجیها داشتند به موازات ما انجام میدادند. و خدا خواست و این موشک با آن دقتی که حسن آقا میخواست به هدف خورد.
و من پشت تلفن گفتم حسن آقا آن دستخطی را که نوشتی محقق شد. ایشان خدا را شکر کرد.
حالا اغراق نکنم گفت یا دارم میروم طواف یا گفت از طواف آمدهام. گفت آنجا دعایتان میکنم....
خوب ده میلیون دلار که سِیو (save) شد هیچی، حالا ما چی داریم؟ چه کسی حالا بعد از تست موفقش میتواند بلافاصله تولید کند؟
ما! ما بلافاصله و به اندازه یکی دو ماه بعد، ده تا موشک تولید کردیم چون خط تولیدش آماده بود.
با این جسارت و ریسکی که حسن کرد در واقع و کمکی که مهندس اخلاقی کرد بهواسطه علاقه و اعتماد خاصی که به حسن داشت.»
ششمین چاپ از مجموعه سه جلدی «مرد ابدی»؛ روایتی مستند از زندگی پدر موشکی ایران شهید حسن طهرانی مقدم با همکاری انتشارات شهید کاظمی و منتشر شده است.
این اثر حاصل تلاش 12ساله سپهری است که با سبکی جدید در خاطرهنگاری جنگ نوشته شده است. وی ضمن روایت زندگی شهید طهرانی مقدم، به مجاهدتهای این دانشمند برجسته در حوزه فناوریهای هوافضا و ابتکارات او در پایهگذاری صنعت موشکی در ایران و طراحی موشکهای مختلف پرداخته است.
موشکهایی که در دو سال گذشته نگاه جهان را خیره ایران کرد.