
نمایش «قصه مینا» با الهام از نقاشیهای کودکان میناب، در جشنواره نمایش عروسکی تهران - مبارک روی صحنه رفت.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، نمایش عروسکی «قصه مینا» به نویسندگی و کارگردانی میترا کریمخانی، با الهام از نقاشیهای کودکان شهید میناب، در بیستویکمین جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک در کارگاه نمایش تئاترشهر روی صحنه رفت.
این اثر با تکیه بر نقاشیهای کودکان و بهرهگیری از زبانی شاعرانه، روایتی از زندگی پیش از جنگ، ویرانی، فقدان و امید به بازگشت رنگها به شهر ارائه میکند.
میترا کریمخانی ایده اولیه شکلگیری این نمایش را مواجهه با دفترچههای نقاشی کودکانی عنوان کرد که در واقعه میناب شهید شده بودند. او در توضیح این ایده گفت که نقاشیهای این کودکان برایش تأثیرگذار بوده است؛ چراکه کودکان در نقاط مختلف جهان، فارغ از تفاوتهای جغرافیایی، تصویرهای مشابهی از زندگی و شادی دارند.
آنها خورشید، خانه، پدر و مادر و آرزوهای ساده خود را نقاشی میکنند؛ آرزوهایی که به باور این کارگردان، بسیاری از آنها با بزرگشدن از دست میروند.
کریمخانی توضیح داد پیش از این، اثر دیگری را برای جشنواره آماده کرده بود، اما در میانه راه تصمیم گرفت به سراغ این موضوع انسانی و مردمی برود و داستان میناب را از دریچه نگاه کودکان به شهر و جنگ روایت کند.
اینکارگردان برای یافتن نمونههای تصویری به کانون پرورش فکری مراجعه کرد، اما با این پاسخ روبهرو شد که آرشیوی از این نقاشیها در اختیار ندارند. به همین دلیل، با جستوجو در فضای مجازی، نقاشیهای کودکان کار و کودکان مناطق مختلف ایران را که موفق به دریافت جایزه شده بودند، گردآوری کرد و داستان نمایش را بر اساس آنها نوشت.
از شادیهای ساده کودکی تا شهری در محاصره فقدان
داستان «قصه مینا» درباره دختربچهای است که قصههای شهرش را روایت میکند؛ از عید سال گذشته، آمدن حاجینوروز و چهارشنبهسوری تا خرید عید، بازی با دوستان و جشن تولد برادرش. این روایت، دنیای ساده و سرشار از شادی کودکانه را پیش چشم مخاطب میسازد؛ دنیایی که با ورود ناگهانی بمب و وقوع انفجار، ناگهان دگرگون میشود.
در ادامه، از نگاه این کودک، شهر خالی از شادی میشود؛ دیگر کسی در پارک بازی نمیکند و پدر و مادرها غمگیناند. دختربچه در خیالپردازی کودکانه خود، سوار بر اسبی خیالی به آسمان میرود و با ماه، خورشید و درختان سوختهای که هنوز آخرین برگهای سبزشان را حفظ کردهاند، حرف میزند تا رنگ را دوباره به شهر بازگرداند.
در پایان، رنگها به شهر بازمیگردند؛ زیرا زندگی همچنان جریان دارد، اما کودکان بازنمیگردند و به ستارههای رنگی آسمان تبدیل میشوند.
کریمخانی با اشاره به مضمون اثر تأکید کرد که «قصه مینا» میکوشد از زبان معصومانه هنر و نقاشیهای کودکانه، از صلح، زندگی و پایداری بگوید و یاد کودکان پروازکرده را زنده نگه دارد.
سایههای رنگی و سیاهوسفید؛ زبان بصری «قصه مینا»
یکی از ویژگیهای اجرایی این نمایش، طراحی عروسکها و فضاها بر اساس نقاشیهای واقعی کودکان است. به گفته کریمخانی، نقاشیها به عروسکهای دوبعدی تبدیل شدهاند و حتی در مواردی که از نظر آناتومی ایرادهایی داشتهاند، رنگها و فرم نگاه کودکان در طراحی نهایی حفظ شده است.
تکنیک اجرایی نمایش بر پایه استفاده از دستگاه اورهد (Overhead) شکل گرفته است. عروسکها روی طلق طراحی شدهاند و با حرکت روی دستگاه اورهدی با ابعاد کوچک، حدود 30 در 30، و تابش نور، سایههای رنگی زندهای روی پرده ایجاد میکنند.
در بخشهای شاد و سرشار از زندگی نمایش، این سایههای رنگی فضای بصری اثر را شکل میدهند؛ اما با وقوع جنگ، تصویرها به سمت سایههای کلاسیک سیاهوسفید تغییر میکنند تا غم و حسرت کودک به مخاطب منتقل شود. به این ترتیب، تغییر رنگ و نور در کنار روایت داستان، به یکی از ابزارهای اصلی بیان عاطفی اثر تبدیل میشود.
گروه اجرایی نمایش
نویسندگی، کارگردانی و ساخت عروسکهای نمایش «قصه مینا» بر عهده میترا کریمخانی بوده است. نرگس صفامنش، مینا مقامیزاده و آناهیتا رضایی بهعنوان عروسکگردان در این اثر حضور دارند و هانا امتی، بازیگر خردسال نمایش است.
امیر عابدی نیز در بخش طراحی فنی و صحنه با گروه همکاری کرده است.
«قصه مینا» به گفته کارگردانش، با پیوند دادن نقاشیهای کودکانه، سایهبازی و روایت شاعرانه، تصویری از دنیایی ارائه میکند که در آن رنگها میتوانند بازگردند، اما جای خالی کودکان ازدسترفته همچنان باقی میماند.