
پیوندِ میان حضرت فاطمه سلام الله علیها با جهان هستی و با مؤمنان، پیوندی فراتر از یک رابطه تاریخی یا مذهبی است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، حضرت زهرا سلام الله علیها در جایگاهِ بسیار ویژهای در نزد خداوند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار دارند. ایشان تنها یک شخصیت تاریخی نیستند، بلکه مظهرِ رضایت و خشمِ الهی هستند.
در واقع، چنان پیوند عمیقی میان ایشان و پروردگار برقرار است که هرگونه رفتار با ایشان، مستقیماً بر رابطهی انسان با خدا اثر میگذارد. مقام ایشان به گونهای است که گویی خداوند، رضایت خود را در شادیِ ایشان و خشم خود را در اندوهِ ایشان تجلی کرده است.
به همین دلیل، حضرت زهرا سلام الله علیها همواره در مرکزِ توجهِ وحی و در قلبِ مأموریتِ نبوی قرار دارند. از دیگر سو رسول اکرم میفرماید «هر کس زهرا را شاد کند، گویی مرا شاد کرده و هر کس او را غمگین کند، گویی مرا غمگین کرده است.»
این یعنی شادی و غمِ ایشان، با شادی و غمِ پیامبر صلی الله علیه و آله و حتی خداوند، یکی شده است. پس محبت به ایشان، بخشی از ایمان و خشم نسبت به ایشان، نوعی دشمنی با خدا و رسول خداست؛ چون ایشان مظهرِ محبوبیتِ خداوند در میانِ خلق هستند و هرگونه آزردگی نسبت به ایشان، به معنای بیاحترامی به همان حقی است که خداوند برای ایشان قرار داده است.
علتِ این پیوند و جایگاهِ ویژه هر چه که باشد، گوای این نکتهی بسیار مهم و بنیادین است که خداوند از طریق آخرین رسول خویش، اراده کرده است که مقامِ امامت و ولایت را به اهلبیت علیهمالسلام واگذار کند. در واقع، این پیوندِ عمیق میانِ حضرت زهرا سلام الله علیها و مقامِ امامت، نشاندهندۀ این حقیقت است که ولایتِ ائمه، امتدادِ همان نورِ قدسی و همان مقامِ محبوبیتِ الهی است که در وجودِ مبارکِ ایشان تجلی یافته بود.
پس اگر شادیِ ایشان، شادیِ خداست، این بدان معناست که مسیرِ رسیدن به رضایتِ الهی، از میانِ محبت به ایشان و پیروی از امامتِ فرزندانشان میگذرد.» نکتۀ دیگر این است که این اتصالِ معنوی، میان آن بانوی بزرگوار و شیعیان و محبانشان نیز برقرار است؛ چنانکه امام باقر علیهالسلام در روایتی کامل میفرمایند: «هنگامی که شیعیانِ او در کنار فاطمه در کنار درِ بهشت باشند، خداوند در دلهایشان میافکند که به سوی او نگاه کنند.
پس چون به سوی او نگاه کردند، خداوند میفرماید: ای دوستان من! چرا به سوی او نگاه میکنید در حالی که فاطمه دختر محبوب من برای شما شفاعت کرده است؟
پس آنان میگویند: پروردگارا، ما دوست داشتیم در چنین روزی، قدر و منزلت ما نیز شناخته شود. پس خداوند میفرماید: ای دوستان من!
بازگردید و بنگرید چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه دوست داشت، چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه اطعام کرد، چه کسی شما را به خاطر محبت فاطمه پوشاند، چه کسی در راه محبت فاطمه به شما نوشیدنی بخشید، و چه کسی به خاطر محبت فاطمه از غیبت [و بدگویی از شما] جلوگیری کرد؟ [سپس میفرماید:] دست او را بگیرید و او را به درون بهشت وارد کنید.» (تفسیر فرات الکوفی، ص298) این روایت را میتوان در دو بخش بررسی کرد: 1. لحظۀ برخورد در بهشت و نیاز به شناختِ مقام: بخش اول روایت، صحنهی بسیار باشکوهی را در کنار درهای بهشت ترسیم میکند.
در این لحظه، شیعیان با وجود اینکه در کنار حضرت هستند، همچنان در پی آن هستند که مقام و جایگاهشان را در برابرِ بزرگیِ این شفاعتکننده درک کنند. آنها از خداوند میخواهند که در آن روزِ بزرگ، بر اساسِ این پیوند، قدرشان شناخته شود.
این نشان میدهد که حتی در بهشت نیز، شناختِ حقیقتِ مقامِ حضرت فاطمه برای مؤمنان، مایهٔ کمالِ معرفت است. 2.
شفاعتِ مبتنی بر محبت و پاداشِ اعمالِ کوچک: بخش دوم روایت، به جنبۀ عملیِ این اتصال میپردازد. خداوند نشان میدهد که شفاعتِ فاطمه سلام الله علیها، بر پایۀ کارهای کوچک و سادهای است که انسانها به انگیزۀ «محبت به او» انجام دادهاند؛ کارهایی مثل اطعام، پوشاندن، نوشاندن یا حتی دفاع از نامِ ایشان در برابر غیبت.
این یعنی هر عملِ کوچکی که با انگیزۀ محبت به حضرت انجام شود، در پیشگاه خدا بزرگ است و از طریقِ شفاعتِ ایشان، پاداشِ ورود به بهشت را برای انجامدهنده به همراه دارد. به این ترتیب، محبت به حضرت، به یک «سرمایهی نجات» تبدیل میشود.
نتیجه آنکه، پیوندِ میان حضرت فاطمه سلام الله علیها با جهان هستی و با مؤمنان، پیوندی فراتر از یک رابطۀ سادۀ تاریخی یا مذهبی است. این پیوند، از آن جهت که ریشه در «نورِ ازلیِ اهلبیت» دارد، بر تمامِ عرصهها سایه انداخته است؛ از مقامِ بسیار بلندِ ایشان در پیشگاهِ خدا و پیامبر که موجبِ خشنودی یا خشمِ الهی میشود، تا نقشِ کلیدی ایشان در نجاتِ شیعیان در روزِ قیامت.
در واقع، هم مقامِ الهیِ ایشان و هم اعمالِ کوچکِ ما که با انگیزۀ محبت به ایشان انجام شده، همگی در یک مسیر قرار دارند: مسیری که در آن، «محبت به فاطمه سلام الله علیها» نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه کلیدی است که درهای رحمت و شفاعت را بر روی مؤمنان باز میکند و آنها را از طریقِ این پیوندِ عمیق، به سوی کمالِ ابدی هدایت میکند.