
جمعی از شاعران کشور تازهترین سرودههای خود را به حضرت زهرا(س) تقدیم کردند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، جمعی از شاعران کشور همزمان با فرارسیدن ایام فاطمیه، تازهترین سرودههای خود را به حضرت صدیقه شهیده، بانوی دو عالم، حضرت زهرا(س) تقدیم کردند.
بخشهایی از این سرودهها را میتوانید در ادامه بخوانید:
افشین علا
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید اگر نشانی شهر مدینه را بلدید کبوتر دل ما را به آشیان ببرید کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا برای جامه دریدن به سوی آن ببرید مرا اگر شدم از دست برنگردانید به روی دست بگیرید و بی امان ببرید کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟ اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید کسی صدای مرا در زمین نمی شنود فرشته ها!
سخنم را به آسمان ببرید...
عاطفه خرمی
از نسل تو بودیم و به خود بالیدیم
بر ظلمت شبهای جهان تابیدیم
در هور و هویزه، زیر آتش، روزی
ما معجزه مادریات را دیدیم
عاطفه جوشقانیان
دری که رو به بهشت است، آشیانه توست
پناه گمشدگان است و آستانه توست
دری که آیه تطهیر کوبهاش باشد
و نغمهاش صلوات و درود، خانه توست
دری که رحمت عام است و التیام مدام
دری که محو کرامات بی کرانه توست
دری که دلخوشی اهل بیت عصمت بود
چه شد که شاهد غمهای دانه دانه توست؟
علی دوباره برایت انار آورده
بخند، عاشق لبخند نوبرانه توست
کدام حور به محبوب خویش میگوید:
که من کنیز توام خانه نیز خانه توست؟1
برای غربت او گریه میکنی وقتی
تمام عالم امکان سرش به شانه توست
همیشه در به در کوچه مرام توام
کبوترانه دلم خوش به آب و دانه توست
دلم دری است که بغضش شکسته شد مادر
دری که در غم اندوه جاودانه توست
پی نشان تو هستیم غافل از اینکه
دلی که سوخته از غربتت نشانه توست
1حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به امیرالمومنین علیه السلام:
"البیت بیتک والحره امتک"
صمیمی خلخالی
ای ز غمت جان جهان سوخته
لاله ز غم چهره برافروخته
حسرت دیدار تو در سینههاست
جلوه حُسن تو در آیینههاست
غربت شبهای تو غمپرور است
درد و غمت، درد و غم حیدر است
یار وفادار علی (ع) بودهای
یک دو نفس از چه نیاسودهای؟
از تو جهان جلوه خورشید یافت
بر همگان مهر تو یکباره تافت
از تو امامت عَلَم و پا گرفت
عشق علی(ع) در دل ما جا گرفت
کون و مکان را تو صفا دادهای
شاه شهیدان جهان زادهای
سوخت دل و جان علی(ع) از غمت
پر شده دنیا ز غم ماتمت
شب همه شب چشم علی (ع) بر در است
داغ تو جانا به دل حیدر است
بی تو علی(ع) بی کس و بییار شد
چشم علی(ع) بی تو شَرَربار شد
در صف محشر تو مرا یار باش
یار دل غمزده و زار باش
تا تو شفاعت نکنی سوختیم
لالهصفت چهره برافروختیم
در دل ما سوز صمیمی بجاست
چون که دلش غرق رضای شماست
جان جهانی به خدا فاطمه (س)