
کمکاری کارگردانان باسابقه، بحران اقتصادی و فاصله گرفتن صحنه از جامعه، زنگ خطرهایی برای تئاتر ایران هستند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، اکبر زنجانپور، قطبالدین صادقی و حسین کیانی در نشست تخصصی «عصر کارگردان» از موانعی گفتند که فعالیت حرفهای در تئاتر ایران را دشوار کرده است؛ از کمبود سالن و بودجه و ضعف حمایت از گروههای مستقل تا غلبه مناسبات تجاری، کمرنگشدن جایگاه خلاق کارگردان و فاصله گرفتن بخشی از تولیدات نمایشی از مسائل جامعه.
تئاتر ایران در سالهای اخیر با پرسشهای متعددی درباره وضعیت تولید، استمرار فعالیت هنرمندان و نسبت خود با جامعه روبهرو بوده است؛ پرسشهایی که نمیتوان پاسخ آنها را تنها در عملکرد فردی هنرمندان جستوجو کرد. محدودیت امکانات، دشواری تأمین هزینههای تولید، نبود برنامهریزی بلندمدت و تغییر مناسبات اقتصادی و فرهنگی، بخشی از مسائلی هستند که مسیر فعالیت حرفهای کارگردانان را تحت تأثیر قرار دادهاند.
نشست تخصصی «عصر کارگردان» با موضوع «بررسی دلایل کمکاری و کنارهگیری کارگردانان حرفهای تئاتر در دهه اخیر»، فرصتی برای طرح دوباره این پرسشها بود. در این نشست که به همت کانون کارگردانان خانه تئاتر و با میزبانی دکتر مجید گیاهچی در سالن استاد جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد، اکبر زنجانپور، قطبالدین صادقی و حسین کیانی از زاویههای مختلف به وضعیت کارگردانی در ایران پرداختند؛ از دشواریهای ساختاری تولید و اجرا تا ضرورت بازگشت تئاتر به زندگی مردم و حفظ استقلال هنری آن.
در ابتدای این مراسم، اسماعیل خلج ضمن خوشامدگویی به حاضران، گردهمایی کارگردانان تئاتر را اتفاقی مثبت دانست. در ادامه، سه سخنران اصلی نشست، هر یک با تکیه بر تجربههای حرفهای خود، تصویری از موانع فعالیت در تئاتر ایران ارائه کردند؛ تصویری که در آن، مشکلات اقتصادی و مدیریتی در کنار پرسشهایی درباره ماهیت و کارکرد اجتماعی این هنر قرار میگرفت.
تئاتر باید به یکی از نیازهای فرهنگی مردم تبدیل شود
اکبر زنجانپور، کارگردان و بازیگر پیشکسوت تئاتر، سخنان خود را با انتقاد از شرایط موجود آغاز کرد؛ شرایطی که به اعتقاد او، با ظرفیتها و جایگاه واقعی تئاتر تناسب ندارد. او با اشاره به بیش از شش دهه فعالیت در این عرصه، از فاصله میان انتظاراتش در آغاز مسیر و نتیجهای که امروز با آن مواجه است، سخن گفت.
زنجانپور در اینباره اظهار کرد: «من بعد از 60 سال کار کردن، به این نتیجه رسیدهام که انگار اشتباه کردهام؛ چون نتیجهای را که انتظار داشتم، نمیبینم.»
این سخنان، مقدمهای برای طرح یکی از دغدغههای اصلی او بود؛ اینکه تئاتر تا چه اندازه توانسته است جایگاه خود را در زندگی فرهنگی مردم پیدا کند. از نگاه زنجانپور، تئاتر نباید صرفاً به محلی برای دیدهشدن هنرمندان، کسب شهرت یا فروش بلیت محدود شود، بلکه باید به بخشی از زیست فرهنگی جامعه تبدیل شود؛ هنری که مردم آن را نیاز خود بدانند و با اشتیاق برای تماشای آن به سالنها بروند.
او تئاتر را فضایی برای مواجهه انسان با خود، دیگران، طبیعت و جهان پیرامون میداند؛ تجربهای که میتواند به پالایش روحی هنرمند و مخاطب کمک کند. بر همین اساس، پیوند دوباره تئاتر با زندگی مردم، از نظر او نه موضوعی حاشیهای، بلکه ضرورتی برای ادامه حیات این هنر است.
آشنایی با تئاتر باید از دوران کودکی آغاز شود
زنجانپور در ادامه، بر ضرورت آموزش تئاتر به کودکان و نوجوانان تأکید کرد. به باور او، اگر قرار است تئاتر در جامعه به جایگاهی پایدار برسد، باید امکان آشنایی با این هنر از سالهای نخست زندگی فراهم شود.
او توسعه آموزش و فرهنگ تئاتر از دوران دبستان را یکی از راههای شکلگیری ارتباطی ماندگار میان نسلهای جدید و هنر نمایش دانست؛ ارتباطی که میتواند در آینده، تئاتر را از فعالیتی محدود به گروهی خاص به یکی از نیازهای فرهنگی جامعه تبدیل کند.
این نگاه، توجه به مخاطب را در کنار مسئله تولید قرار میدهد. از این منظر، تداوم فعالیت حرفهای کارگردانان تنها به فراهمکردن امکانات برای ساخت و اجرای نمایش وابسته نیست، بلکه به شکلگیری جامعهای نیاز دارد که تئاتر را بشناسد، با آن ارتباط برقرار کند و حضور در سالن نمایش را بخشی از تجربه فرهنگی خود بداند.
وقتی امکانات تولید از توان هنرمندان عقب میماند
بخش دیگری از سخنان زنجانپور به موانع ساختاری تولید و اجرای نمایش اختصاص داشت. او محدودیت سالنهای اجرا، دشواری برنامهریزی برای تولید و نبود امکان فعالیت مستمر را از عواملی دانست که به فرسودگی کارگردانان منجر میشوند.
به گفته او، برخورداری از دانش، تجربه و توانایی حرفهای لزوماً به معنای امکان تولید اثر نیست. بسیاری از هنرمندان، با وجود ظرفیتهای لازم، در ساختار موجود با موانعی روبهرو هستند که حتی گردهمآوردن یک گروه نمایشی و رساندن اثر به مرحله اجرا را دشوار میکند.
زنجانپور در همین زمینه، از ضرورت فاصلهگرفتن از فردمحوری در ساختار تولید تئاتر سخن گفت و بر شکلگیری گروههای مستقل و پایدار تأکید کرد. پیشنهاد او این بود که بهجای تمرکز همه فرایند تولید و حمایت بر افراد، گروههای حرفهای با ترکیبی مشخص از بازیگران، کارگردانان، طراحان و دیگر عوامل اجرایی شکل بگیرند و امکان فعالیت برنامهریزیشده و مستمر داشته باشند.
در چنین الگویی، نهادهای مسئول بهجای همکاریهای مقطعی با افراد، میتوانند با گروههای نمایشی وارد تعامل شوند و زمینه فعالیت حرفهای آنها را فراهم کنند. این شیوه، علاوه بر ایجاد ثبات در فرایند تولید، امکان ارتباط مؤثرتر میان هنرمندان، نهادهای حمایتی و مخاطبان را نیز افزایش میدهد.
مشکل فقط به بهروزشدن هنرمندان مربوط نیست
زنجانپور در ادامه تأکید کرد که نمیتوان مسائل تئاتر را صرفاً به ضرورت بهروزشدن هنرمندان یا ارتقای دانش حرفهای آنها تقلیل داد. از نگاه او، حتی هنرمندانی که از آگاهی و دانش روز برخوردارند، ممکن است در نبود امکانات و سازوکارهای مناسب، امکان فعالیت نداشته باشند.
او حل این مشکلات را در گرو بازنگری در شیوه مدیریت، سازوکارهای حمایت از تولید و ساختار فعالیت گروههای نمایشی دانست؛ تغییری که بتواند تجربه و استعداد هنرمندان را به فرصت واقعی برای تولید و اجرا تبدیل کند.
زنجانپور در پایان سخنانش بار دیگر بر ضرورت بازگشت به ماهیت انسانی و اجتماعی تئاتر تأکید کرد؛ مسیری که از نظر او، با تقویت فعالیت جمعی، ایجاد ارتباط پایدار میان هنرمندان و مخاطبان و فراهمکردن امکان کار مستمر برای گروههای حرفهای هموار میشود.
در ادامه مراسم نیز از تمبر کانون کارگردانان خانه تئاتر رونمایی شد.
کارگردانان ناتوان یا تنبل نیستند، امکانات کار فراهم نیست
قطبالدین صادقی، کارگردان و پژوهشگر تئاتر، در بخش دیگری از نشست، کمکاری و کنارهگیری کارگردانان حرفهای را مسئلهای فراتر از عملکرد فردی آنها دانست. از نگاه او، کمبود بودجه، ضعف زیرساختهای اجرایی، نبود برنامهریزی بلندمدت و مشکلات ساختاری، از مهمترین موانعی هستند که استمرار فعالیت حرفهای در تئاتر ایران را دشوار کردهاند.
صادقی در آغاز سخنانش به وضعیت جریانهای مختلف تئاتر ایران پرداخت و از غلبه آثار سفارشی، تجاری و تفننی انتقاد کرد. او معتقد بود بخش قابلتوجهی از تولیدات موجود از تجربهگرایی اصیل در محتوا، طراحی و شیوههای بازیگری فاصله گرفتهاند؛ شرایطی که سهم آثار جدی و برخوردار از اندیشه و خلاقیت را در فضای اجرایی محدود میکند.
در چنین فضایی، مسئله تنها کمشدن تعداد اجراها نیست، بلکه امکان رشد و استمرار فعالیت برای هنرمندانی نیز محدود میشود که به دنبال تجربههای متفاوت و تولید آثار اندیشهمحور هستند.
سالنهای محدود، امکانات ناکافی و بودجههای ناپایدار
صادقی، کمبود سالنهای مناسب و توسعهنیافتگی زیرساختهای نمایشی را از موانع اساسی فعالیت مستمر گروههای تئاتری دانست. او با انتقاد از محدودبودن امکانات دولتی و شرایط نامناسب برخی سالنهای خصوصی، به مشکلات فنی، فرصت محدود برای آمادهسازی و اجرای آثار و دشواریهای تولید اشاره کرد؛ عواملی که فشار مضاعفی بر کارگردانان و گروههای نمایشی وارد میکنند.
در کنار کمبود امکانات، مسئله تأمین منابع مالی نیز از محورهای اصلی سخنان او بود. صادقی تخصیص ناکافی اعتبارات به تولید تئاتر را یکی از ریشههای کاهش فعالیت حرفهای دانست و تأکید کرد که حمایت از این هنر نباید به کمکهای محدود و مقطعی خلاصه شود.
به اعتقاد او، تئاتر به نظامی پایدار برای تأمین مالی تولیدات نمایشی و پشتیبانی از هنرمندان در سراسر کشور نیاز دارد؛ نظامی که بتواند امکان فعالیت مستمر را فراهم کند و گروهها را از وابستگی به حمایتهای موردی دور نگه دارد.
این کارگردان و پژوهشگر، فقدان برنامهریزی و سیاستگذاری منسجم را نیز از دیگر مشکلات اساسی مدیریت تئاتر برشمرد. از نگاه او، اداره این حوزه به برنامهای روشن برای توسعه زیرساختها، حمایت از تولید، تعیین اولویتهای فرهنگی و ترسیم چشماندازی بلندمدت نیاز دارد.
دعوت از کارگردانان حرفهای برای تولید اثر، بدون فراهمکردن شرایط اجرایی و پشتیبانی لازم، نمیتواند به استمرار فعالیت آنان منجر شود.
حمایت از گروههای حرفهای؛ فراتر از کمکهای مقطعی
صادقی با اشاره به تجربه برخی کشورهای اروپایی در حمایت از گروههای نمایشی، بر ضرورت استفاده از الگوهای پایدار تأمین مالی و مدیریت حرفهای تأکید کرد. او نقش شهرداریها و نهادهای عمومی در پشتیبانی از گروههای نمایشی و تأمین هزینههای تولید را از جمله سازوکارهایی دانست که میتوانند به حفظ حیات تئاتر و تداوم فعالیت هنرمندان کمک کنند.
او همچنین بر ضرورت شکلگیری گروههای حرفهای با حمایت مستمر تأکید داشت؛ گروههایی که بتوانند بر اساس برنامهای مشخص، تولیدات پیوسته داشته باشند و بهجای اتکا به حمایتهای موردی، از امکان فعالیت بلندمدت برخوردار شوند.
در ادامه همین بحث، صادقی پیشنهاد ایجاد نهادی مستقل و توانمند برای حمایت از تئاتر ملی را مطرح کرد. به باور او، چنین نهادی میتواند با بهرهگیری از کارگردانان صاحبسبک و هنرمندان برجسته، زمینه تولید و اجرای آثار شاخص ایرانی را فراهم کند و در حفظ و ارتقای کیفیت فرهنگی و هنری نمایش در کشور نقش داشته باشد.
او در عین حال، تقویت تئاتر ملی را به معنای فاصلهگرفتن از تجربههای جهانی ندانست و بر ضرورت توجه همزمان به آثار برجسته بینالمللی تأکید کرد. از نگاه صادقی، آشنایی با تجربههای نمایشی دیگر کشورها میتواند افقهای هنری را گسترش دهد و در کنار توجه به ظرفیتهای داخلی، به ارتقای کیفیت آثار کمک کند.
تئاتر بدون ارتباط با مسائل جامعه، از کارکرد اصلی خود دور میشود
بخش دیگری از سخنان صادقی به رابطه تئاتر با مسائل اجتماعی، تاریخ، فرهنگ و دغدغههای مردم اختصاص داشت. او از کاهش ارتباط برخی تولیدات نمایشی با این موضوعات انتقاد کرد و هشدار داد که تئاتر نباید به سرگرمی یا فعالیتی صرفاً تجاری تقلیل پیدا کند.
از نظر او، تئاتر در پیوند با جامعه معنا مییابد و میتواند زمینهای برای اندیشیدن به مسائل انسانی، بازشناسی بحرانهای اجتماعی و ارتقای آگاهی و ذوق فرهنگی مخاطبان باشد.
صادقی همچنین افزایش هزینههای تماشای تئاتر و فاصلهگرفتن برخی آثار از نیازها و توان اقتصادی مخاطبان را از عواملی دانست که ارتباط میان هنرمندان و مردم را تحت تأثیر قرار میدهند. به باور او، تئاتر جدی و اندیشهمحور باید امکان ارتباط با طیف گستردهتری از جامعه را داشته باشد و شرایط اقتصادی نباید دسترسی مردم به تجربههای فرهنگی و هنری را بیش از پیش محدود کند.
او در بخش دیگری از سخنانش به تجربه فعالیتهای اخیر خود در سنندج و همکاری با هنرمندان در شهرهای مختلف اشاره کرد و با تأکید بر ادامه فعالیت حرفهای خود، مشکلات موجود را بیش از آنکه ناشی از ناتوانی یا بیانگیزگی هنرمندان بداند، نتیجه محدودیت امکانات و موانع ساختاری عنوان کرد.
صادقی در جمعبندی دیدگاههایش، تغییر در ساختار مدیریتی، بازنگری در شیوه تخصیص بودجه، توسعه زیرساختها و تدوین برنامهای جامع برای آینده تئاتر را ضروری دانست. از نگاه او، تا زمانی که امکان تولید مستمر، حمایت حرفهای و مدیریت مبتنی بر شناخت تخصصی تئاتر فراهم نشود، نمیتوان انتظار داشت کارگردانان صاحباندیشه و صاحبسبک از فرصت برابر و مؤثر برای فعالیت برخوردار باشند.
کارگردان فقط مجری متن نیست
حسین کیانی، کارگردان و نمایشنامهنویس تئاتر، در بخش دیگری از نشست «عصر کارگردان»، از زاویهای متفاوت به مسئله کمکاری کارگردانان پرداخت. او با انتقاد از غلبه مناسبات اقتصادی بر تولیدات نمایشی، تضعیف جایگاه خلاق کارگردان و فاصلهگرفتن تئاتر از مسائل جامعه، بر ضرورت بازنگری در ساختار تولید و حمایت از این هنر تأکید کرد.
کیانی در آغاز سخنانش از تعبیر «عصر بیکارگردان» استفاده کرد تا تفاوت میان حضور اجرایی کارگردان در فرایند تولید و جایگاه واقعی او در خلق اثر را توضیح دهد.
از نگاه این هنرمند، کارگردانی تنها به معنای هماهنگی عوامل اجرایی یا مدیریت یک گروه نیست. کارگردان با خلق معنا، شکلدادن به زیباییشناسی و تبدیل متن مکتوب به اجرایی زنده، جهانی تازه پیش روی تماشاگر میگشاید؛ جهانی که هویت هنری آن از نگاه و شیوه مواجهه کارگردان با اثر شکل میگیرد.
اقتصاد ناسالم چگونه جایگاه خلاق کارگردان را تضعیف میکند؟
کیانی، تسلط سرمایه و اقتصاد ناسالم بر تئاتر را از عوامل مؤثر در تضعیف جایگاه کارگردان دانست. به اعتقاد او، هنگامی که بازگشت سرمایه، سود تهیهکننده، دستمزد چهرههای مشهور و ملاحظات تجاری به اولویتهای اصلی تولید تبدیل میشوند، امکان شکلگیری هویت مستقل هنری برای کارگردان محدود خواهد شد.
او با انتقاد از گسترش تئاترهای سلبریتیمحور و تولیدات پرزرقوبرق تأکید کرد که شهرت بازیگران، سالنهای مجلل و جذابیتهای ظاهری، بهتنهایی تضمینکننده ارزش هنری یک اثر نیستند.
در این نگاه، کارگردان باید بتواند فراتر از اجرای متن، جهان معنایی و زیباییشناسی خاص اثر را شکل دهد؛ امکانی که در سایه غلبه ملاحظات اقتصادی و تجاری ممکن است کمرنگ شود.
کیانی برای توضیح نقش نگاه خلاق کارگردان، به تجربههای هنری دکتر علی رفیعی و دکتر قطبالدین صادقی اشاره کرد. او بهرهگیری از نقاشی، نگارههای ایرانی و دیگر ظرفیتهای هنرهای تجسمی و میراث فرهنگی را از مسیرهای شکلگیری زبان بصری و میزانسن در تئاتر دانست.
به باور او، نحوه مواجهه با متن، طراحی جهان بصری و استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و هنری، از جمله عرصههایی هستند که هویت خلاق کارگردان در آنها شکل میگیرد و خود را نشان میدهد.
«تئاتر بیمسئله»؛ وقتی جذابیت بصری جای اندیشه را میگیرد
یکی از محورهای اصلی سخنان کیانی، ضرورت اندیشه و مسئلهمندی در تئاتر بود. او «تئاتر بیمسئله» را از مهمترین آسیبهای این هنر دانست و با اشاره به دیدگاههایی که این مفهوم را به زندهیاد دکتر غلامحسین ساعدی نسبت میدهند، بر نقش پرسشهای انسانی و اجتماعی در شکلگیری تئاتر تأکید کرد.
از نگاه کیانی، کارکرد تئاتر تنها سرگرمکردن مخاطب نیست، بلکه باید او را به تأمل، پرسشگری و مواجهه با واقعیتهای پیرامون دعوت کند. هنگامی که مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از آثار نمایشی کنار گذاشته میشوند، ممکن است فرمهای اجرایی همچنان از جذابیت بصری برخوردار باشند، اما این جذابیت لزوماً به تولید اندیشه و معنا منجر نمیشود.
او در همین زمینه از مفهوم «سانسور اقتصادی» سخن گفت؛ عاملی پنهان که به اعتقاد او، میتواند امکان طرح مسائل جدی در تئاتر را محدود کند. این نوع محدودیت، در کنار موانع فرهنگی، ممکن است مسیر تولید را به سمت آثاری کمخطرتر از نظر تجاری و دور از پرسشهای اساسی جامعه سوق دهد.
بر این اساس، مناسبات اقتصادی تنها بر امکان تولید و اجرای نمایش تأثیر نمیگذارند، بلکه میتوانند در انتخاب موضوعات و محدوده مسائلی که در آثار نمایشی مطرح میشوند نیز نقش داشته باشند.
تئاتر اگر جامعه را نبیند، جامعه هم آن را نخواهد دید
کیانی، فاصلهگرفتن تئاتر از زندگی واقعی مردم را یکی دیگر از چالشهای اساسی این هنر دانست. به باور او، تئاتر نمیتواند در جهانی جدا از تجربهها، دغدغهها و تعارضهای اجتماعی به حیات خود ادامه دهد؛ چراکه تماشاگر یکی از عناصر اصلی پویایی نمایش است و این هنر زمانی میتواند جایگاه خود را در جامعه بازیابد که مسائل و واقعیتهای زندگی مردم را به رسمیت بشناسد.
او با اشاره به تجربه اجرای تئاتر برای کارگران معدن، بر اهمیت ارتباط زنده میان صحنه و تماشاگر تأکید کرد و در این زمینه گفت: «تئاتری که جامعه را تماشا نکند، جامعه ما را تماشا نخواهد کرد.»
این جمله، چکیده دیدگاه کیانی درباره ضرورت بازتعریف رابطه تئاتر و جامعه است. از نظر او، توجه به مردم صرفاً به معنای انتخاب موضوعات اجتماعی برای نمایشنامه نیست، بلکه به شناخت تجربه زیسته مخاطبان و ایجاد ارتباطی واقعی میان اثر نمایشی و زندگی آنها نیاز دارد.
چنین ارتباطی میتواند به بازگشت تئاتر به جایگاه فرهنگی و اجتماعی خود کمک کند و زمینه مواجهه مؤثرتر مخاطبان با آثار نمایشی را فراهم آورد.
آینده تئاتر ایران؛ عبور از انتظار و طراحی الگویی متناسب با شرایط کشور
کیانی در ادامه، با طرح این پرسش که راهبرد بلندمدت تئاتر ایران برای آینده چیست، بر ضرورت عبور از انتظار دائمی برای حمایتهای دولتی تأکید کرد. او معتقد بود تجربه کشورهای دیگر، بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی و ساختاری، نمیتواند بهتنهایی راهگشای تئاتر ایران باشد و باید الگویی متناسب با شرایط داخلی طراحی شود.
او در عین حال، مشکلات تئاتر را تنها به عملکرد نهادهای دولتی، محدودیتهای نظارتی یا کمبود حمایتهای مالی نسبت نداد و یادآور شد که بخشی از وضعیت موجود به کاستیهای درونی جامعه تئاتری، کمکاری و ضرورت بازنگری در شیوههای فعالیت حرفهای بازمیگردد.
از نگاه کیانی، آسیبشناسی دقیق وضعیت تئاتر، شناخت عمیقتر جامعه، بازتعریف نسبت هنر نمایش با فرهنگ ملی و تقویت توانایی مفهومسازی از نیازهای اساسی این عرصه هستند.
او همچنین با اشاره به اهمیت بازتولید فرهنگ ملی و ظرفیتهای تاریخی و اسطورهای ایران، بر ضرورت شکلگیری رویکردی تازه برای مواجهه تئاتر با مسائل امروز تأکید کرد؛ رویکردی که بتواند میان تجربههای فرهنگی گذشته و دغدغههای جامعه معاصر ارتباط برقرار کند.
کیانی در پایان سخنانش، بازنگری همزمان در عوامل بیرونی و درونی بحران تئاتر را ضروری دانست و بر این نکته تأکید کرد که آینده این هنر به طراحی راهکارهای تازه، تقویت ارتباط با جامعه و فراهمکردن امکان فعالیت مؤثر برای نسل جوان هنرمندان وابسته است.
از مشکلات اقتصادی تا بحران ارتباط با مخاطب
سخنان اکبر زنجانپور، قطبالدین صادقی و حسین کیانی در نشست «عصر کارگردان» نشان داد که کمکاری و کنارهگیری کارگردانان حرفهای را نمیتوان به یک عامل مشخص محدود کرد. آنچه در این نشست مطرح شد، مجموعهای از مشکلات بههمپیوسته بود که از محدودیت سالنها و امکانات فنی و کمبود بودجه آغاز میشود و تا ضعف برنامهریزی، نبود حمایت پایدار از گروههای مستقل، غلبه مناسبات تجاری و فاصلهگرفتن بخشی از تولیدات نمایشی از مسائل جامعه ادامه پیدا میکند.
کنار این موانع، سه سخنران بر ضرورت شکلگیری گروههای مستقل و حرفهای، فراهمشدن امکان فعالیت مستمر برای هنرمندان، توسعه آموزش تئاتر از دوران کودکی، تقویت ارتباط نمایش با زندگی مردم و توجه به فرهنگ و میراث ملی تأکید کردند. بهرهگیری از تجربههای بینالمللی نیز در کنار تقویت ظرفیتهای داخلی، یکی دیگر از موضوعات مطرحشده در این نشست بود.
با وجود تفاوت در زاویه نگاه سخنرانان، یک مسئله در دیدگاههای آنان مشترک بود: فعالیت حرفهای کارگردانان تنها زمانی میتواند استمرار پیدا کند که تجربه، دانش و خلاقیت هنری به امکان واقعی تولید و اجرا تبدیل شود. این اتفاق نیز به فراهمشدن زیرساختها، حمایت مالی پایدار، مدیریت تخصصی و ایجاد شرایطی برای ارتباط مؤثر تئاتر با مخاطبان نیاز دارد.
نشست تخصصی «عصر کارگردان» با هدف بررسی دلایل کمکاری و کنارهگیری کارگردانان حرفهای تئاتر در دهه اخیر و گفتوگو درباره موانع فعالیت هنرمندان، به همت کانون کارگردانان خانه تئاتر و با میزبانی دکتر مجید گیاهچی در سالن استاد جوانمرد خانه تئاتر برگزار شد.
چه کسانی در نشست حضور داشتند؟
اجرای این برنامه را مجید گیاهچی بر عهده داشت و در ابتدای نشست، مازیار لرستانی با اکبر زنجانپور به گفتوگو نشست. اسماعیل خلج نیز در آغاز مراسم به حاضران خوشامد گفت.
در این نشست، اکبر زنجانپور، دکتر قطبالدین صادقی و حسین کیانی بهعنوان سخنران و دکتر مجید گیاهچی بهعنوان مجری حضور داشتند. همچنین ایرج راد، دکتر محمدرضا خاکی، بهرام ابراهیمی، مجید مظفری، شهره سلطانی، رضا فیاضی، مجید جعفری، محسن حاجیوسفی، ایرج افشاریاصل، علیرضا درویشنژاد، محسن حسینی، کوروش نریمانی، بابک والی، مهرداد ضیایی، ناصر آویژه، مهدی قلعه، کرامت رودساز، مهدی شمسایی و غلامحسین لطفی از حاضران این برنامه بودند.
علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، نیز همراه اعضای هیئتمدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر شامل اسماعیل خلج، مجید کریمی، مازیار لرستانی، هادی عامل، حسین پرستار، غلامرضا عربی، کهبد تاراج و میثم عبدی در این نشست حضور داشتند. ساسان شکوریان، بازرس کانون، و سارا دشتی، منشی کانون، از دیگر حاضران این برنامه بودند.
در ادامه نشست، اعضای کانون کارگردانان خانه تئاتر نیز دیدگاهها و نکات خود را درباره دلایل کمکاری کارگردانان مطرح کردند.