
نخستین مسلمان تاریخ آمریکا که به مجلس سنا راه یافت از نهجالبلاغه سخن گفت.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، عبدالرحمن محمد السید، معروف به عبدلالسید، پزشک و متخصص بهداشت عمومی و نامزد جناح مترقی حزب دموکرات، در سوم نوامبر 2026 در ایالت میشیگان مایک راجرز، نماینده پیشین جمهوریخواه، را در رقابتی تنگاتنگ شکست داد و کرسی این ایالت را از آن دموکراتها کرد. این پیروزی در حالی به دست آمد که او در انتخابات مقدماتی اوت همان سال، با وجود بیش از شصت میلیون دلار هزینه تبلیغاتی که بخش عمدهاش از سوی گروههای طرفدار اسرائیل و کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (ایپک) تأمین شده بود، هیلی استیونز را کنار زد.
با این نتیجه، او نخستین مسلمان تاریخ آمریکا است که به مجلس سنا راه یافته است و پیروزیاش سهم روشنی در حفظ کنترل دموکراتها بر این مجلس داشت.
بخشی از شهرت او در کشورمان به ویدئویی بازمیگردد که در آن، با لحنی آرام و روشن، از الگوی حکمرانی امام علی علیهالسلام سخن میگوید. او در این سخنرانی میگوید که حدود هزار و چهارصد سال پیش مردی به نام امام علی، نامهای به فرماندار یکی از سرزمینهای دورافتاده مینوشت، و این نامه امروز در دسترس همه است.
او با اشاره صریح به محل این متن میگوید: «و شما میتوانید این نامه را پیدا کنید؛ نامه پنجاه و سوم در نهجالبلاغه.»
جمله کامل او در ویدئو چنین است: « و در آن نامه، او درباره مردم و حکومت سخن میگوید، و در این نامه میگوید که به دنبال آن مباش که خود را قادر مطلق کنی؛ خدا قادر مطلق است، زیرا تو یک انسان هستی. و بدان که هر کسی از دو نوع است: آنها یا برادر دینی هستند، یا برابر در انسانیت. » این جمله در واقع دو فراز جداگانه از یک متن واحد را به هم پیوند میدهد.
فراز نخست، برگردان فارسی این عبارت عربی نهجالبلاغه است: « فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِی الدِّینِ، وَإِمَّا نَظِیرٌ لَكَ فِی الْخَلْقِ »؛ یعنی « مردم دو دستهاند: یا برادر تو در دیناند، یا در آفرینش همانند تو. » این جمله در بخشی از نامه آمده است که امام درباره رفتار با مردم و رعایت انصاف و مهربانی با آنان سخن میگوید، و در آن، تفاوت عقیده را مبنای برتری جستن نمیشمارد. الصید در نقل خود، «نظیرٌ لک فی الخلق» را به «برابر در انسانیت» برگردانده که ترجمهای آزاد و امروزی است، اما جان مطلب را نگه داشته است.
فراز دوم از جای دیگری در همان نامه گرفته شده است: «وَلَا تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمِرٌ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ، وَمَنْهَكَةٌ لِلدِّینِ، وَتَقَرُّبٌ مِنَ الْغَیْرِ. إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِیهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أَبَهَةً أَوْ مَخِیلَةً، فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ»؛ یعنی « و هرگز مگو که من فرمانیافتهام و فرمان میدهم و فرمانم اطاعت میشود؛ زیرا این کار، فساد و تباهی در دل، و فرسودگی دین، و نزدیک شدن به دگرگونی [و زوال] است.
اگر آن مقام و سلطهای که در آن هستی، در تو خودبزرگبینی یا تکبری پدید آورد، به عظمت فرمانروایی خداوند که برتر از توست بنگر. » این هشدار در بخشی از نامه آمده است که امام فرماندار را از خودبزرگبینی و تکیه بر مقام نهی میکند. الصید همین معنا را در قالب «به دنبال آن مباش که خود را قادر مطلق کنی» بیان کرده و در ادامه با جمله «خدا قادر مطلق است، زیرا تو یک انسان هستی» همان منطق امام را بازگو کرده است.
بنابراین او دو نقطه دور از هم را از یک نامه بلند برگزیده است: یکی سخن درباره کرامت و برابری مردم و دیگری نهی از غرور قدرت. این دو در کنار هم، ستون اصلی همان نامهاند.
نامه پنجاه و سوم، معروف به عهدنامه مالک اشتر، فرمان امام به مالک هنگام گماردن او به حکومت مصر است و در آن، حکومت نه حق شخصی حاکم، بلکه امانتی برای خدمت به مردم شمرده میشود. امام در بخشهای آغازین، مالک را به پرهیز از خودپسندی و دوست داشتن مردم فرا میخواند، سپس ستایش و بدگویی مردم را معیار نهایی نمیداند، از مشورت با دانشمندان و پرهیزگاران سخن میگوید، بر رسیدگی به طبقات پایین و نیازمندان تأکید میکند و در بخشهای بعدی به عدالت در مالیات، رفتار با کارگزاران، دوری از خیانت و ستم، و رعایت حال بازرگانان و پیشهوران میپردازد.
انتهایپیام/