آموزههای علوی، روح مقاومت و پایداری ملت ایران را در برابر دشمنان و پیمانشکنان تبیین میکند؛ ملت آزاده هرگز تن به ذلت نمیدهد و تا آخرین نفس بر اصول خود استوار میماند.
ثبات قدم و شجاعت در برابر فشارها، ویژگی خاص افراد نیست؛ بلکه روحیهای است که یک ملت را در تندبادهای سخت زنده و سرافراز نگه میدارد. آنگاه که جامعهای بر سرِ اصول و حقِ خود ایستادگی میکند، هیاهوی دشمنان و نوساناتِ روزگار نمیتواند ارادهاش را در هم بشکند. آنچه یک ملت را در میدانهای دشوارِ رویارویی با دشمن حفظ میکند، نه تعدادِ زیادِ افراد، بلکه استواریِ ایمان و نپذیرفتنِ ذلت است که در فرهنگِ علوی به روشنی تبیین شده است.
امام علی علیهالسلام در پاسخ به پرسش برادرش عقیل درباره چگونگی برخورد با دشمن، اصل پایداری تا پایان مسیر را مطرح ساخته است. امام (ع) با بیان عبارت «فَإِنَّ رَأْیِی قِتَالُ الْمُحِلِّینَ حَتَّى أَلْقَى اللَّهَ» (عقیده من این است با کسانی که پیکار با ما را حلال میشمارند مبارزه کنم تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم) تأکید دارد مقابله با پیمانشکنان، یک تصمیمِ لحظهای نیست و باید تا آخرین لحظه ادامه یابد. چنیننگاهی نشان میدهد در برخورد با دشمن، هراس از طولانی شدنِ مسیر معنایی ندارد.
نهج حیات|چرا دشمن پس از آتشبس خطرناکتر است؟
ایشان در ادامه، این نکته را یادآور میشود که کثرتِ نیروها نباید مایه غرور شود و کاهشِ آنها نباید بذرِ ترس را در دل جامعه بکارد. امام علی (ع) تأکید دارد «نه کثرت جمعیت مردم در اطرافم بر عزت و قدرت من میافزاید و نه پراکندگی آنها از اطراف من موجب وحشتم میشود» و در این فراز از سخنان، به ما میآموزد تکیهگاه اصلی باید حق باشد، نه تعدادِ جمعیت، چون هیاهوی اعداد و ارقام نباید اراده یک ملت را متزلزل کند.
امام (ع) در بخشی دیگر از نامه به عقیل، به ضرورت حفظ عزت در اوج تنهایی اشاره میکند و میگوید ملتی که دنبال عزت است، حتی اگر تنها بماند، نباید دست به دامنِ دشمن شود. حضرت با عبارت «وَلَا تَحْسَبَنَّ ابْنَ أَبِیكَ -وَ لَوْ أَسْلَمَهُ النَّاسُ- مُتَضَرِّعاً مُتَخَشِّعاً» (هرگز گمان مبر که فرزند پدرت -هرچند مردم او را رها کنند- از در تضرع و خشوع درآید)، نشان میدهد روحیه مقاومت، اجازه نمیدهد در برابر تهدیدها، لحنِ التماس و زاری در پیش گرفته شود.
امیرالمومنین (ع) همچنین نسبت به پذیرش ستم هشدار میدهد و میفرماید سستی در برابر زورگویی جایی ندارد. ایشان با تأکید بر اینکه «وَ لَا مُقِرّاً لِلضَّیْمِ وَاهِناً» (نه در برابر ظلم و ستم سستی به خرج دهد)، بیان میکند که تن دادن به ستم، راهی برای تمام شدنِ درگیریها نیست، بلکه شروعِ ذلت است و ملتِ آزاده میداند که کوتاه آمدن در برابرِ ظلمِ کوچک، پیامدهای بزرگتری در پی دارد.
در ادامه نامه مورد اشاره، حضرت بر حفظ استقلال و نپذیرفتنِ سلطه دیگران تأکید دارد و با عبارت «وَ لَا سَلِسَ الزِّمَامِ لِلْقَائِدِ وَ لَا وَطِیءَ الظَّهْرِ لِلرَّاكِبِ» (نه زمام خویش را به دست هر کس بسپارد، و یا به این و آن سواری دهد)، هشدار میدهد تسلیم شدن در برابرِ فرمانِ دشمن و تبدیل شدن به ابزاری برای خواستههای آنها، بزرگترین آسیب است که باید با هوشیاری از آن دوری کرد.
امام علی علیهالسلام بر لزوم نشان ندادنِ ضعف به دشمن تأکید دارد. ایشان با استناد به سخن شاعر بنى سلیم و بیان این نکته که «صَبُورٌ عَلَى حَادِثَاتِ الدَّهْرِ… لاَ یَظْهَرُ بِی كَآبَةٌ فَیَشْمَتَ عَدُوٌّ أَوْ یَسُوؤَ صَدِیقٌ» (در برابر مشکلات زمان صبور و بااستقامتم؛ بر من سخت است که غم و اندوه در چهرهام دیده شود که موجب شماتت دشمن یا ناراحتی دوست شود)، یادآور میشود که هنرِ یک ملتِ مقاوم این است که حتی در روزهای سخت، اجازه ندهد دشمن ضعفِ او را ببیند تا هیچگاه طعمِ پیروزی بر ارادهاش را نچشد.
منبع: تسنیم