اعلامیه عذایی که عطرِ دلاوری و مظلومیت را در آسمانِ شهر پیچاند؛ قصه دوباره تشییع شدنِ شهدای نوجوانِ مدرسه میناب

هر روز در زندگیمان با اعلامیههای درگذشت یا شهادتِ عزیزان روبرو میشویم، اما این یکی داستانی متفاوت داشت. این اعلامیه، صمیمیتی عمیق از جنسِ حماسه و مظلومیت را در دل داشت؛ اعلامیهای برای تشییعِ دوباره پیکرهایِ پاره پارهیِ شهدایِ مدرسه میناب، فرزندانِ رشیدِ این آب و خاک.
این بار، قصه، قصه یِ تشییعِ پیکرهایِ تکهتکه شدهیِ چند شهید بود. چرا؟ چون کودکانِ معصومِ مدرسه شجره طیبه میناب، همراه با معلمانِ فداکارشان، قربانیِ موشکهایِ کینهتوزِ دشمن شدند. حجمِ انفجار آنقدر وسیع بود که پیکرهایِ نحیفِ این عزیزان را در هم کوبید و پراکنده ساخت. پس از گذشتِ ماهها، و با اتمامِ آواربرداریِ ساختمانِ مدرسه، برخی از تکههایِ پیکرِ این شهدا کشف شد و دلِ آسمانِ میهن دوباره برایِ فرزندانِ پر کشیدهاش خون گریست.
اما در میانِ این غمِ جانکاه، نامِ “ماکان” همچنان در آسمانِ آرزوها، در انتظارِ یافتن بود؛ نامی که نشان از استقامت و امید داشت.