ابتهاج؛ ارغوان فرهنگ و هنر ایران چهار سال پس از غروب
میراث ماندگار هوشنگ ابتهاج، چهار سال پس از درگذشت او، همچون سایه ارغوان بر سر فرهنگ و هنر ایران گسترده است و نمادی از پیوند سنت و نوگرایی محسوب میشود.
میراث ماندگار هوشنگ ابتهاج، چهار سال پس از درگذشت او، همچون سایه ارغوان بر سر فرهنگ و هنر ایران گسترده است و نمادی از پیوند سنت و نوگرایی محسوب میشود.
هوشنگ ابتهاج، ملقب به سایه، بیش از آنکه صرفاً نامی در میان شاعران کهن فارسی باشد، به نمادی از پیوند سنت و مدرنیته در شعر معاصر ایران بدل گشته است. او در طول فعالیتهای ادبی و هنری خود، همواره کوشید تا هویت کلاسیک هنر ایرانی را در عصر مدرن حفظ کند؛ رویکردی که او را از برخی همعصرانش، چون شاملو، که دغدغه گسست کامل از قالبهای سنتی را داشتند، متمایز میساخت.
ابتهاج ثابت کرد که شعر کلاسیک همچنان ظرفیتی بیبدیل برای بیان دغدغهها و دردهای انسان معاصر دارد. او با تسلطی مثالزدنی بر آثار شاعران بزرگی چون مولوی، حافظ و سعدی، نشان داد که ریشههای عمیق فرهنگ کهن، توان بارور ساختن جوانه های نو در دنیای امروز را دارند. از این روست که او را میتوان نماد «نوگرایی در دل سنت» نامید.
سایه، بیهیاهو و به دور از شعارگرایی، آثار ماندگاری خلق کرد. شعر برای او حرمتی داشت که اجازه نمیداد در دام ایدئولوژیهای حزبی و گروهی افتاده و به شعار بدل شود؛ روشی که او را از شاعرانی چون شهریار نیز متمایز میساخت.
او مخاطب را به تأمل وامیداشت و اشعارش، چون غزلیات حافظ، لایههایی چندلایه داشت که هر خوانندهای را به فراخور درک خود، همراه میساخت. ابتهاج با درایت، جانب میانهروی را حفظ میکرد، اما این رویکرد گاه با موضعگیریهای سیاسی ناهمخوان بود و منتقدانی چون براهنی، او را در دستهبندیهای خاصی قرار دادند. با این حال، ابتهاج همواره کوشید تا از سپهر سیاست در ساحت هنر، با حفظ استقلال، عبور کند.
نقش ابتهاج در حوزه موسیقی نیز، به ویژه در دهههای ۴۰ و ۵۰، قابل توجه است. حضور او در برنامه «گلها» موجب شد تا موسیقی ایرانی با ادبیات فاخر کلاسیک پیوندی دوباره یابد. در دورانی که بسیاری از ترانهها سطحی یا فاقد عمق معنایی بودند، سایه با انتخاب اشعار ناب، به موسیقی جان بخشید و استاندارد ادبی آن را ارتقا داد. او نشان داد که ماندگاری یک اثر موسیقایی، در گرو بهرهمندی از غزلهایی است که ضمن حفظ موسیقی کلام و پایبندی به وزن، از معنا نیز غنی باشند.
آثاری چون «تو ای پری کجایی» نشان دادند که تصنیفها میتوانند از ورطه عاشقانههای صرف فراتر رفته و در عین حفظ عاطفه، متعهد و اندیشهورز باشند. ابتهاج موسیقی را از دام سرگرمی صرف خارج کرده و آن را به سمت تفکر و کنش اجتماعی سوق داد.
امروز، چهارمین سالگرد درگذشت این ستاره فقید در مردادماه، یادآور جایگاه رفیع او به عنوان تکیهگاهی برای هویت فرهنگی ماست. ابتهاج، درختی بود با ریشههای استوار در خاک ایران و شاخههایی که در هوای دغدغههای معاصر جوانه میزد.
اگرچه سایه از میان ما رفت، اما میراث او، چه در غزلهای نابیق و چه در نغمههای جاودانش، همچنان بر فرهنگ و هنر ایران سایه افکنده و یادآور ارغوانی است که بر خاطر ما نشسته است.
منبع: تسنیم







