در سوگ مجاهد قهرمان؛ ابوحسن، اسطوره مقاومت که شهادتش عماد مغنیه را بیمار کرد
شهادت علی حسن دیب، معروف به ابوحسن سلامه، اسطورهی مقاومت لبنان، ضربهای سنگین بر پیکرهی مقاومت وارد کرد و حتی فرماندهی بیباک حزبالله، حاج عماد مغنیه را تا پای تخت بیمارستان کشاند.
شهادت علی حسن دیب، معروف به ابوحسن سلامه، اسطورهی مقاومت لبنان، ضربهای سنگین بر پیکرهی مقاومت وارد کرد و حتی فرماندهی بیباک حزبالله، حاج عماد مغنیه را تا پای تخت بیمارستان کشاند.
شانزدهم آگوست 1999، سالروز شهادت علی حسن دیب، معروف به ابوحسن سلامه، مجاهدی که پس از 29 سال مبارزه بیامان علیه اشغالگران صهیونیستی، در راه جهاد به شهادت رسید. نام او همواره با مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم گره خورده است.

ابوحسن فعالیتهای خود را در اوایل دهه 1970 با جنبش فتح آغاز کرد و نقشی کلیدی در مقابله با حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 ایفا نمود. او از بنیانگذاران اصلی مقاومت اسلامی بود و رابطهای ناگسستنی با شهید حاج عماد مغنیه، اسطورهی مقاومت حزبالله، داشت. برخی او را پدر معنوی حاج عماد میدانند.
پروندهی درخشان ابوحسن در عملیاتهای نظامی و امنیتی مقاومت، دشمن صهیونیستی را به وحشت انداخته بود، به گونهای که چندین بار برای ترور او تلاش ناکام کردند. یکی از مهمترین این تلاشها در جریان عملیات “خوشههای خشم” در سال 1996 رقم خورد؛ در آن زمان، خودروی ابوحسن هدف حمله هوایی قرار گرفت و یکی از بستگان و برادر همسرش به شهادت رسیدند.

سرانجام، در بعد از ظهر روز دوشنبه، 16 آگوست 1999، دو بمب قوی در مسیر خودروی ابوحسن در نزدیکی منطقه “عبره” در “صیدا” جنوب لبنان منفجر شد و این مجاهد نستوه را به شهادت رساند. پیکر پاک او بلافاصله به بیمارستان “غسان حمود” منتقل شد.
پس از شهادت این قهرمان، در سال 2006، محمود رافع، مأمور موساد، به نقش خود در این ترور اعتراف کرد و اعلام داشت که تحت دستورات صهیونیستها عمل میکرده است. ایهود یعاری، مفسر امور عرب کانال 1 اسرائیل، ابوحسن را مردی توصیف کرد که “دستهایش به خون” بسیاری از سربازان اسرائیلی آلوده است و او را یک مأمور عالیرتبه در حزبالله معرفی کرد. خبرنگار نظامی همین کانال نیز تأیید کرد که دیب رابط میان حزبالله لبنان و مقاومت فلسطین بوده است.

در سال 2010، دبیرکل حزبالله لبنان، سید حسن نصرالله، با افشای مدارکی، پرده از دروغپردازیهای موساد برداشت و اعلام کرد که شهید ابوحسن در زمان حیاتش، به ناحق به تلاش برای ترور رفیق حریری متهم شده بود.
خبر شهادت این مجاهد بزرگ، زمانی به خانوادهاش ابلاغ شد که حاج عماد مغنیه، حامل این خبر ناگوار بود. عماد به خانه ابوحسن رفت و با همسر او، ام حسن، ملاقات کرد. ام حسن که از چهرهی غمگین عماد متوجه وقوع حادثهای ناگوار شده بود، از او پرسید: «چه شده؟». حاج رضوان با بغضی در گلو گفت: «ابوحسن زخمی…»، سپس لحظهای سکوت کرد، چشمانش پر از اشک شد و با کف دست به دیوار کوبید و گفت: «خدا تو را رحمت کند، ابوحسن.»
آن شب، عماد مغنیه، خود از چهرههای بیبدیل مقاومت لبنان و اسطورهای تکرار نشدنی، از شدت اندوه و تاثر، بیمار شد.

انتهای پیام/








