روایت تکاندهنده شاعر انقلابی از آخرین دیدار با امام خامنهای؛ «چهرهشان چون ماه کامل بود»
افشین علا، شاعر نام آشنای انقلاب، در روایتی صمیمی و اثرگذار از آخرین دیدار خود با امام خامنهای پیش از رحلت ایشان سخن میگوید. دیداری که به گفته او، «متفاوتترین و زیباترین» تجربه ۴۰ ساله حضورش در محضر رهبر معظم انقلاب بوده و چهره نورانی ایشان را چون «ماه کامل» توصیف میکند.
افشین علا، شاعر نام آشنای انقلاب، در روایتی صمیمی و اثرگذار از آخرین دیدار خود با امام خامنهای پیش از رحلت ایشان سخن میگوید. دیداری که به گفته او، «متفاوتترین و زیباترین» تجربه ۴۰ ساله حضورش در محضر رهبر معظم انقلاب بوده و چهره نورانی ایشان را چون «ماه کامل» توصیف میکند.
افشین علا، شاعر انقلاب، در روایتی تکاندهنده از آخرین دیدار خود با امام خامنهای پیش از رحلت ایشان، از لحظاتی سخن گفته که به تعبیر خود او، «متفاوتترین و زیباترین» دیدار در چهار دهه گذشته بوده است. این دیدار که با عطر محبت، آرامش و معنویت خاصی همراه بود، همچنان در ذهن و جان او نقش بسته است.
علا درباره این دیدار معنوی میگوید: آخرین ملاقات من با حضرت آیتالله خامنهای، در یک روز یکشنبه، پس از اقامه نماز صورت گرفت. معمولاً سعی میکردم وقت گرانبهای ایشان را نگیرم، اما آن روز مدام با خود میاندیشیدم که اگرچه سن ایشان به سن امام خمینی (ره) نزدیک شده، اما همچنان با صلابت و سرزنده هستند.
به گفته علا، این دیدار در فضایی خصوصی و با حضور جمعی از مقامات و دلاور مردان عرصه دفاع برگزار شد؛ برخی از این عزیزان بعدها در راه دفاع از میهن به شهادت رسیدند.
این شاعر متعهد ادامه میدهد: پس از نماز، هنگام خداحافظی، ایشان با تکتک حاضران با مهر و صمیمیت گفتوگو میکردند. این فرآیند، شاید حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید تا ایشان به محلی که من ایستاده بودم، رسیدند.
علا این دیدار را «زیباترین دیدار» خود با امام خامنهای در طول ۴۰ سال گذشته توصیف میکند و با حسرت میگوید: اگر اندکی اهل وصل بودم یا چشم دل داشتم، شاید در آن لحظه درک میکردم که این آخرین دیدار است.
«عشق خامنهای حسابش جداست»
این شاعر نام آشنا درباره رابطه عاطفی عمیق خود با امام خامنهای میگوید: ایشان همواره با بزرگواری و لطف بیدریغ خود، مرا مورد محبت قرار دادهاند. انس و الفت من با ایشان از همان ابتدا عاشقانه بود و این نسبت، همواره پایدار مانده است.
علا اضافه میکند: حتی زمانی که هنوز مقام معظم رهبری را عهدهدار نشده بودند، دوستان گاه با شوخی و گاهی با جدیتی خاص میگفتند: «عشق خامنهای حسابش جداست». جایگاه ایشان برای من فراتر از مناسبات صرف سیاسی بود.
او از لحظهای خاص در آن دیدار به نیکی یاد میکند: محبت ایشان در آن روز عمق دیگری داشت. آغوش گشودند، ابراز محبت کردند و با دست مبارک خود، دست ناقص مرا گرفتند و بلندم کردند.
به گفته علا، امام خامنهای سپس خطاب به اطرافیان فرمودند که او از کسانی است که همواره آرزوی دیدارشان را دارند. علا در این باره میگوید: با شنیدن این سخن، بغض گلویم را گرفت و در سکوت گریستم.
پیامی برای جوانان یک هیئت در کیش
علا در ادامه روایت خود میگوید که پس از آن، امام خامنهای با آرامش و لبخندی عمیق به او نگریستند، گویی منتظرند تا نکتهای بیان شود. علا خطاب به ایشان ابراز میدارد: وقت زیادی گذشته است و من راضی نیستم شما همچنان سرپا بایستید.
سپس از جوانی عضو یک هیئت مذهبی در کیش سخن میگوید که از شنیدن خبر این دیدار بسیار خوشحال شده و از او خواسته بود سلام گرم وی و دوستانش را به رهبر معظم انقلاب برساند و برایشان طلب دعا کند.
علا میگوید برخلاف آنچه ممکن است در یک دیدار رسمی انتظار رود، امام خامنهای به این پیام بسنده نکردند و با دقت درباره فعالیتهای این جوانان پرسوجو کردند: فرمودند: «سلام مرا هم به آنان برسانید و بگویید که من نیز برایشان دعا میکنم. از قول من بگویید فعالیتهایشان را به هیئت مذهبی خود محدود نکنند و آن را به سراسر جزیره گسترش دهند.»
«ماه کامل شده بود»
علا در پایان، حالوهوای چهره امام خامنهای در آن دیدار را به تصویری از ماه کامل تشبیه میکند و میگوید: آن حال و نورانیتی که در آخرین دیدار در چهره ایشان مشاهده کردم، وصفناشدنی بود. چهرهشان گویی به بدر کامل تبدیل شده بود.
او درباره حال خود پس از پایان دیدار نیز میگوید: آن روز وقتی از محضر ایشان مرخص شدم، احساس میکردم سبک شدهام و پرواز میکنم. دهها بار خدمتشان رسیده بودم، اما هیچگاه چنین حسی به من منتقل نشده بود.
منبع: تسنیم







